اعضای ایرانی بزرگترین سازمان دانشجویی دنیا از فعالیت‌هایشان می‌گویند

اعضای ایرانی بزرگترین سازمان دانشجویی دنیا از فعالیت‌هایشان می‌گویند

زندگی با آدم‌های دور و نزدیک

همه چیز از یک وسوسه شروع می‌شود. یک گروه به دانشگاه‌تان آمده‌اند و می‌گویند اگر با آنها همراه شوید کلی ماجرا و تجربه‌ در پیش دارید. می‌تواند یک سفر عجیب باشد برای کمک کردن به بچه‌های فقیر در گوشه‌ای از دنیا. می‌تواند یک برنامه کاری تجربی باشد یا شناختن آدم‌هایی که هیچ وقت فکر نمی‌کردی یک روز با آنها ملاقات کنی. حرف‌ها به اندازه کافی رازآلود و وسوسه‌انگیز هست که چند سوال بپرسی و بخواهی از ماجرا سر در بیاوری. اما شاید یکی از آنها باشی که با سر در آوردن از ماجرا چشم باز کردند و خودشان را وسط یکی از روستاهای آفریقا یا آمریکای جنوبی پیدا کردند. کسی چه می‌داند. شاید هم سر از مدرسه‌ بچه‌های چشم‌بادامی‌ تایلند در آوردید. با اعضای ایرانی سازمان دانشجویی بین‌المللی آیسک دور هم نشستیم و گپ زدیم تا ببینیم حرف حساب‌شان چیست و چرا همه جای دنیا سرک می‌کشند.

گروهی برای صلح

دفتر آیسک در تهران یک اتاق کوچک است در یکی از ساختمان‌های خیابان حافظ. در و دیوار پر از یادگاری‌هایی است که بچه‌ها از سفرهایشان آورده‌اند به اضافه بروشورها و پوسترهای آیسک. امیرارسلان فرهادکوهی که مسئولیت این دفتر را به عهده دارد می‌گوید الان 40 ایرانی عضو آیسک هستند و اول هر سال عضوگیری می‌کنند تا دانشجوهایی که می‌خواهند با آنها همراه شوند به گروه اضافه شوند. او تجربه تدریس در یکی از مدارس هند را دارد. هما برای معرفی ایران و کار کردن با بچه‌های ترکیه‌ای به این کشور رفته و فروغ هم در یک ماجرای عجیب و غریب سر از یتیم‌خانه‌ای در کنیا درآورده و 2 ماه با بچه‌های کنیایی زندگی کرده. همه بی‌تابند تجربه‌هایشان را تعریف کنند و از دیگران بخواهند سراغ این ماجرا بروند. امیرارسلان می‌گوید تا حالا 120 دانشجوی ایرانی برای کارآموزی‌های داوطلبانه و عام‌المنفعه به این سفرها رفته‌اند اما این تنها فعالیتی نیست که دانشجویان آیسکی دارند.

به گفته او این سازمان دانشجویی بین‌المللی، غیرانتفاعی و غیرسیاسی است که 65 سال پیش بعد از جنگ جهانی دوم فعالیتش را در 8 کشور شروع کرد. یعنی دانشجوهای 8 کشور با این هدف که فجایع پیش آمده دوباره تکرار نشود دور هم جمع شدند و در راستای صلح این گروه را تشکیل دادند تا به تبادل فرهنگ و توامندسازی جوانان کمک کنند. کم کم کشورهای دیگری هم به آن اضافه شدند و در سال 2007 دانشجوهای ایرانی عضو آیسک آلمان با حمایت دانشگاه تهران آن را در ایران راه انداختند. در حال حاضر هم تبدیل شده به بزرگترین سازمان دانشجویی دنیا که برای 7 سال متوالی دموکرات‌ترین سازمان جهان شناخته شده. این طور که هما می‌گوید کسی اینجا رییس نیست و همه بر اساس تجربه‌شان گوشه‌ای از کار را گرفته‌اند و کسی بر اساس ارزش‌گذاری به جایگاهی نمی‌رسد بلکه تجربه و مهارت تعیین کننده است.

تجربه داوطلبانه

ارسلان درباره فعالیت‌های آیسک می‌گوید بعضی از موقعیت‌ها درون سازمانی است و اعضا در داخل کشور خودشان فعالیت می‌کنند. بعضی موقعیت‌ها داوطلبانه در خارج از کشور است که بستگی به نوع عضویت و تمایل به همکاری دارد. غیر از کارآموزی‌هایی که شکل ماموریت دارد و بر اساس پروژ‌ه‌هایی که تعریف شده انجام می‌شود، کارآموزی‌های تخصصی هم برای دانشجویان با همکاری شرکت‌هایی که با آیسک کار می‌کنند وجود دارد و دانشجویان می‌توانند در رشته خودشان تجربه کاری کسب کنند.

او می‌گوید این فعالیت‌ها به مهارت راهبری کمک می‌کند. این که خودت یا یک گروه و سازمان را راهبری کنی و در موقعیتی قرار بگیری که مسئولیت‌های مختلف را بپذیری یکی از فرصت‌هایی است که در زندگی عادی ممکن است با آن مواجه نشوی.

پریسا پژوه که عضو داخلی آیسک است در همین مورد می‌گوید: «اغلب دانشجوها می‌دانند در مهارت‌های شخصی مشکلاتی دارند ولی نمی‌دانند چه طور باید خودشان را پیشرفت بدهند. من فکر می‌کنم 60-70درصد این مسائل اینجا حل می‌شود و مهارت‌هایی که به دست می‌آید تجربه بی‌نظیری است.»

چراغی که به خانه رواست...

چرا آن طرف دنیا؟ مگر در ایران مشکلات را حل کرده‌ایم که سراغ بچه‌های فقیر آفریقا برویم؟

هما ارشاد یکی از اعضای آیسک است که در جواب این سوال می‌گوید: «هدف کار داوطلبانه فقط یک فعالیت عام‌المنفعه صرف نیست. هدف دیگر آیسک تربیت شهروندانی است که بتوانند کار مفید انجام بدهند. بزرگ‌ترین هدف در اینجا این است که هر کس شهروند بهتری باشد. ما برای کارآموزی تبلیغات می‌کنیم که دانشجویان مطلع شوند چنین فرصتی وجود دارد. کسانی که ثبت نام می‌کنند یک جلسه‌ای شرکت می‌کنند و اطلاعات لازم را می‌گیرند. بعد یک گزینش انجام می‌شود برای اینکه بفهمیم کارآموزی الان برای این فرد می‌تواند مفید باشد یا نه. در واقع این فرآیند برای این است که بفهمیم در این موقعیت زمانی و مکانی این کار کمکی به فرد می‌کند یا نه؟ او آمادگی این کار را دارد یا باید صبر کند؟ اهداف خیلی از فراتر از انجام یک فعالیت عام‌المنفعه است.»

ارسلان هم این طور توضیح می‌دهد که: «مشکلات در ایران خیلی زیاد است ولی چیزی که آیسک می‌تواند به آن کمک کند این است که یک کانال امن برای بچه‌هایی که تصورات عجیب و غریبی از کشورهای خارجی دارند فراهم می‌کند تا بروند و ببینند آسمان آنجا هم رنگ دیگری نیست. می‌توانند خود را با استانداردهای بین‌المللی محک بزنند و ببینند آیا تصورات‌شان درست بوده یا نه. خیلی از ما فقط چیزهایی در مورد کشورهای دیگر شنیده‌ایم که حتی سفر توریستی هم تصوراتمان را درست نمی‌کند. باید با مردم زندگی کرد تا فهمید مسائل‌شان چیست. این تجربه‌ها کمک می‌کند افراد جای خودشان را پیدا کنند. مثلا کسی که از یک سفر دشوار به آفریقا برگشته دیگر به راحتی می‌تواند یک NGO را اداره کند.»

سفر قهرمانانه به ترکیه

هما ارشاد در ماموریت کارآموزی‌اش در آیسک به ترکیه سفر کرده. او ماجرای سفرش را یک سفر قهرمانی برای گذشتن از حفره‌های تاریک دورنش تعبیر می‌کند و ماجرا را این طور تعریف می‌کند:

اردیبهشت پارسال بود که برای کارآموزی داوطلبانه راهی یکی از شهرهای ترکیه شدم. همه چیز در مدت خیلی کوتاهی اتفاق افتاد و من ناگهان دیدم پا گذاشته‌ام به یک سفر عجیب قهرمانی. به نظر من هر کس این کارآموزی‌ها را تجربه می‌کند، به یک سفر قهرمانی می‌رود تا حفره‌های تاریک درونش را بشناسد و به قول یونگ از حصار امنی که در آن بوده دور شود.

در یک شهر کوچک به اسم دنیزلی رسیدم جایی که باید در یک اتاق می‌ماندم و هم‌اتاقی‌هایم از همه جای دنیا بودند. تفاوت فرهنگ‌ها و ترس بی‌نهایت از تنهایی و ارتباط نزدیک با کسانی که با من خیلی فرق دارند را تجربه کردم. برای انتخاب یک پروژه باید در نامه‌ای توضیح بدهیم که چرا این پروژه را انتخاب کردیم. من نوشته بودم می‌خواهم آنجا مثل آلیس در سرزمین عجایب باشم. آنها از این تعبیر خوششان آمد و پذیرفتند.

من در این سفر به شناخت بهتری از خودم و روابط فرهنگی‌ام رسیدم چون باید آن را به دیگران هم می‌شناساندم. برنامه‌ای به نام دهکده جهانی داشتیم که همه از کشور خودشان می‌گفتند و فرصتی داشتند تا آن را به دیگران معرفی کنند. لباس‌های محلی‌مان را می‌پوشیدیم و غذای خودمان را می‌پختیم. یک روز دیگر در یکی از دانشگاه‌هایی که اسپانسر پروژه بود باید در مورد کشورمان سخنرانی‌ می‌کردیم. آن قدر که در این دو روز به ایران فکر کردم هرگز به سرزمینم فکر نکرده بودم. نه این که بخواهم در توصیف ایران اغراق کنم، اما هرگز این طور عمیق به آن فکر نکرده بودم که چه طور می‌شود حقیقت این کشور را با دیگران به اشتراک گذاشت.

بعد از آن وارد مسئولیتم شدم. یک فاز کار تدریس زبان همراه بازی و موسیقی در مدرسه تابستانی یک دبیرستان بود و فاز دیگر این بود که به چند روستای اطراف شهر بروم و به بچه‌های راهنمایی و دبیرستانی درس بدهم. شرایط اقامتم برای یک ماه در یک خوابگاه دانشجویی بود و یک ماه دیگر را پیش یک خانواده زندگی کردم. تجربه Host family تجربه جالبی است. یک ماه کنار خانواده‌ای زندگی می‌کنی که واقعا احساس می‌کنی خانواده‌ت هستند ولی با تجربه یک فرهنگ دیگر. می‌توانم بگویم زندگی‌ام به قبل و بعد از این سفر تقسیم شد.

جالب اینجا بود که با وجود دوست و همسایه بودن ترکیه، تصوری که از ما داشتند با آنچه من برایشان می‌گفتم خیلی متفاوت بود. وقتی گفتم ششمین برج بلند دنیا در تهران است باور نمی‌کردند. البته تصور من هم از کشورهای دیگر همین قدر گنگ بود. مثلا از اسلواکی و اوکراین هیچ تصوری نداشتم.

آنجا تو سفیر ایرانی و باید از کشورت تصویر درستی نشان بدهی. روز اولی که در ترکیه به هم‌اتاقی‌هایم گفته بودند یکی دارد از ایران می‌آید بعضی‌ها ترسیده بودند. اما روز آخر تصورشان طوری تغییر کرده بود که می‌خواستند به ایران بیایند. حتی یکی از آنها این کار را کرد و همین تابستان از چک به ایران آمد. الان هم دارد پول‌هایش را جمع می‌کند تا در ایران درس بخواند.

زندگی با هندی‌های سرخوش

امیر ارسلان فرهادکوهی تابستان سه سال پیش به دهلی هند رفته و تجربه سفرش را این طور تعریف می‌کند:

ماموریتم کار در یک دبیرستان هندی بود با یک تیم خیلی بزرگ. در یک خوابگاه اقامت داشتیم که خوابگاه خود دبیرستان بود و باید برای 400-500 بچه هندی کارگاه‌های خلاقیت و مدیریت زمان و بازی‌های تیمی برگزار می‌کردیم. 2 هفته اول این طور گذشت که کلاس به کلاس ایران را معرفی می‌کردیم. جالب بود که بچه‌های هندی وقتی مثلا می‌شنیدند ایران زن فضانورد دارد تعجب می‌کردند. البته تصورات من از هند هم همه درست نبود. یک ماهی که آنجا بودم باید یک جای خیلی شلوغ زندگی می‌کردم، با فرهنگی که بسیار متفاوت بود. مثلا باید غذاهای تندی می‌خوردم که بعضی وقتها برایم قابل تحمل نبودند. اما در چنین سفری تجربه‌هایی به دست می‌آید که در یک سفر توریستی نمی‌شود به دست آورد. مثلا من به تولد یک پیرزن 80 ساله رفتم. اما یک توریست را کسی به جشن تولد دعوت نمی‌کند. در سفر توریستی تو دغدغه آدم‌های اطرافت را نداری ولی در کار داوطلبانه دقیقا برای همین دغدغه‌هاست که می‌روی. با بافت زندگی آشنا می‌شوی، به خانه‌هایشان می‌روی، اتوبوس‌هایشان را سوار می‌شوی و دغدغه‌های فرهنگی‌شان را بهتر درک می‌کنی.

یکی از نکات جالب درباره هندی‌ها این بود که بعضی از آنها خیلی‌ فقیر اما بی‌نهایت شاد بودند. یک کامپیون پر از کارگر بود که هر روز از جلوی ما رد می‌شدند و یک بار ندیدیم در حال کف زدن و شادی کردن نباشند. یک بار از یکی از استادها آنجا پرسیدم این مردم چرا این قدر شادند؟ او توضیح داد که با وجود فساد و مشکلات زیاد در هند به آینده بهتر امید داریم. حتی یک NGO دیدم که کارشان خنداندن بود. یعنی می‌رفتند آدم‌ها را می‌خنداندند. مسئولش می‌گفت من در خودم استعداد خنداندن آدم‌ها را کشف کرده‌ام.

سکونت در یتیم‌خانه کودکان کنیایی

فروغ دباغ اسفند سال 90 به کنیا سفر کرده. سفر او کمی با سفرهای دیگر فرق می‌کند و پردردسرتر بوده. اما او فکر می‌کند همه این دردسرها ارزشش را داشته و پایش بیفتد دوباره به همچین سفری می‌رود:

یک روز بچه‌های آیسک در دانشکده‌مان تبلیغات کردند و من هم که جذب ماجرا شده بودم به گروه آفریقا پیوستم. وقتی توانستم خانواده‌ام را به سفر راضی کنم، پروژه‌های مختلف آفریقا را دیدم و کنیا را انتخاب کردم. چون کنیا امنیتش بهتر بود و می‌خواستم به بچه‌ها زبان درس بدهم، این پروژه برایم مناسب بود. من هیچ ایده‌ای نداشتم که کجا دارم می‌روم، فقط به من گفته بودند یک دهکده خوش آب و هواست و یک مدرسه دارد. در گوگل سرچ کردم دیدم جای خوبی است و تصمیم گرفتم بروم. چند تا از هم دوره‌ای‌های دانشگاه هم به طور اتفاقی با من همسفر بودند و 4 نفر بودیم. بماند ماجرای جا ماندن از پرواز قطر و این که چه طور خودم را با دو چمدان بزرگ به کنیا رساندم...

در کنیا مرا به یک مهمان‌خانه فرستادند که 360 کیلومتر از دهکده فاصله داشت. دوست ایرانی‌ام که زودتر از من به دهکده رسیده بود دنبالم آمد و با ون‌هایی که به آن ماتاتو می‌گفتند و سفر با آن فاجعه است به دهکده رسیدیم. من که با دو چمدان لباس رنگارنگ آمده بودم، وقتی رسیدم با یک جای بی‌آب و علفی که انگار خالی از سکنه است رو به رو شدم. یک خانه دو طبقه بود که یتیم‌خانه بود و من فهمیدم باید با بچه‌های یتیم زندگی کنم. طبقه بالا مخصوص انترن‌هایی بود که از هر جایی می‌آیند و بچه‌ها 4-12 ساله بودند. سفیدپوستی من برای بچه‌ها جالب بود و باید برایشان توضیح می‌دادم که مثلا دست من مثل دست شماست فقط رنگمان فرق می‌کند.

در مدرسه دهکده، علوم و زبان درس می‌دادم. بچه‌ها صبح ساعت 5 بیدار می‌شدند و هر روز طبق چیزی که مسئول یتیم‌خانه یادشان داده بود همه جا را تمیز می‌کردند و به مدرسه می‌رفتند. ناهارشان که ناهار من هم بود ذرت‌های دانه شده و لوبیا قرمز بود که هر روز آن را با نمک می‌خوردند. فقط شنبه و یکشنبه برنج داشتند که برای آنها یک غذای فوق‌العاده بود. چشم‌هایشان زرد بود و همه شکم‌های بادکرده از مصرف زیاد حبوبات داشتند. وضعیت رفاه دهکده خیلی بد بود. اما ما با همه چیز کنار آمده بودیم. می‌دانستیم در طبیعت هستیم، حشره هست، وقتی چراغ‌ها روشن می‌شود سوسک‌هایی خودشان را به سر و صورتت پرت می‌کنند. با همه اینها کنار آمدم. حتی آب هم نداشتیم. یک رودخانه کثیف بود که بچه‌ها از آن استفاده می‌کردند. ما آب باران را می‌گرفتیم که خوشبختانه زیاد می‌بارید و اگر نبود نمی‌دانستیم چه کار کنیم. باران شدید استوایی هم آب حمام‌مان بود.

مدتی بود که همیشه صداهایی از سقف می‌آمد. تا اینکه یک شب موش آمد. من دیگر نتوانستم آرامشم را حفظ کنم. دوستم گلنوش مظفری که خیلی شجاع بود موش را بیرون کرد اما سر و صداها ادامه داشت. فهمیدیم انگار ما در این مدت در خانه موش‌ها زندگی می‌کردیم! دیگر آرامش از من سلب شده بود و نمی‌توانستم آنجا بمانم. گلنوش آنجا ماند اما من دهات را ترک کردم و با دوست دیگری که از یک دانشگاه دیگر آمده بود تماس گرفتم. با یکی از دهاتی‌ها به شهر رفتم. باید 20 دقیقا با دو چمدان بزرگ با موتور از بیابانی تا به خانه دوستم برسم. بیابانی که دسته‌های گورخر و زرافه‌ را موقع گذشتن از آن می‌دیدم و خوشحال بودم که به جای بهتری می‌رسم.

آنجا فضا خیلی متفاوت بود. یک خوابگاه دانشجویی که همه چیزش تمیز بود. 5 بعد از ظهر بزها می‌آمدند جلویش علف می‌خوردند و غذا و گوشت داشتیم. چند روز آنجا بودم و چون ماموریتی نداشتم، برای کار به یک شهر دیگر رفتم. مومباسا یک دهکده ساحلی و توریستی بود که برای تبلیغ آیسک به آنجا رفتیم. آنجا هم در یک مدرسه، انگلیسی و علوم درس دادم و با بچه‌ها کاردستی ساختیم. یک شعر فارسی یادشان داده بودم که خیلی خوب می‌توانستند بخوانند و روز آخر مدرسه همه با هم «خوشحال و شاد و خندانم» را اجرا کردند.

2 هفته تمام شد و باید برای ادامه کارم به یتیم‌خانه‌ای در نایروبی می‌رفتم. وقتی به آنجا رفتم بیشتر از 200 بچه بی‌سرپرست و خیابانی انتظارم را می‌کشیدند. به آنها هم درس می‌دادم و بعد از ظهرها با یکی از بومی‌ها گیتار می‌زدم و آهنگ‌های ایرانی برایشان می‌گذارشتم. جالب بود که آنها در اوج فقر، واقعا شاد بودند و لباس‌های رنگارنگ می‌پوشیدند.

2 ماه که تمام شد باید به ایران برمی‌گشتم. خیلی توانایی‌ها بود که در خودم کشف کرده  بودم، خیلی توقعات هم در دیگران ایجاد شده بود. دیگر در خانه از من انتظار نمی‌رود از سوسک و موش مرده بترسم. اما فکر می‌کنم کار من حالا این است که آدم‌های دیگر را هم ترغیب کنم به این سفر بروند. من کلی لباس رنگی برده بودم با تصور یک سفر جالب و عکس‌هایی که می‌گیرم، اما در یک یتیم‌خانه بودم که بچه‌ها با یک دست لباس زندگی می‌کردند و اصلا در چمدانم را باز نکردم. می‌توانستم به جای آن ناهار تکراری هر روز بیرون بروم و چیز بهتری تهیه کنم اما احساس این که آنها این غذا را ندارند نمی‌گذاشت این کار را بکنم. همین حالا هم وقتی آب را باز می‌کنم احساس می‌کنم باید زود شیر را ببندم. چون آنها آب ندارند. فکر می‌کنم وظیفه‌ای روی دوش من هست و منی که آنها را دیده‌ام باید برایشان کاری بکنم. بعضی‌ها به من می‌گوید این همه بچه‌ فقیر در ایران هست چرا آفریقا؟ می‌دانم موقعیت‌های مشابهی در کشور خودمان هست. انسان انسان است فرقی نمی‌کند. چه دور چه نزدیک. من فکر می‌کنم برای بچه‌های ایرانی هم می‌توانم این کار را بکنم.

این مطلب در شماره 546 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

گزارش چلچراغ از ستاره‌دارهایی که به دانشگاه برگشتند

گزارش چلچراغ از ستاره‌دارهایی که به دانشگاه برگشتند

حق‌مان بود، پسش گرفتیم

وزارت علوم بعد از معلوم شدن وزیر جدید هنوز روی آرامش را ندیده. یک طرف تعدادی از نمایندگان مجلس‌اند که آزرده و ناراضی از انتصاب جعفر توفیقی و میلی منفرد در وزارت علوم، پیگیر فراخواندن وزرای اطلاعات و علوم برای پاسخگویی به مجلس‌اند و طرف دیگر دانشجویانی که زمان سرپرستی توفیقی درباره محرومیت از تحصیل‌شان شکایت کردند و «توفیقی متشکریم»گویان در راه بازگشت به دانشگاهند. نماینده‌های تندرو از وزیر می‌خواهند درباره بازگشت ستاره‌دارها و عضویت‌شان در گروه‌ها (!) توضیح دهد و معاون پارلمانی وزیر وعده پیگیری مشکل بقیه ستاره‌دارها را می‌دهد. این روزها دانشجویانی که بعد از سال 90 ستاره‌دار شده بودند دوباره موفق شده‌اند در دانشگاه‌ها ثبت نام کنند، اما هنوز پیگیری‌های همه ستاره‌دارها به نتیجه نرسیده. این طور که معاون پارلمانی وزیر علوم خبر داده تا به حال 126 دانشجوی محروم از تحصیل به دانشگاه برگشته‌اند. در این گزارش از روند رسیدگی به پرونده‌های این دانشجویان و باقی مانده ستاره‌دارها می‌خوانید.

با بالاترین نمره گزینش شدم

ا. خ یکی از دانشجوهای محروم از تحصیل سال 91 است که با پیگیری‌های اخیر وزارت علوم توانست به دانشگاه برگردد. او درباره جریان محروم شدنش می‌گوید: «سال 88 در دانشگاه به دلیل مشکل انضباطی تعلیق شده بودم.‌ البته پروسه حقوقی در کار نبود و توضیحی به من داده نشد که علتش دقیقا چه بود.‌ بعد از آن در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کردم.‌ 6 خرداد 91 که کارنامه‌ها را دادند، کارنامه من نیامد.‌ به سازمان سنجش مراجعه کردم اما گفتند باید به وزارت اطلاعات مراجعه کنید.‌ در وزارت اطلاعات هیچ جوابی داده نشد که مشکل چه طور حل می‌شود و بعد از دو سه بار مراجعه نتیجه‌ای نگرفتم.‌«

این دانشجو بعد از شکایت از وزارت علوم به نتیجه رسیده و از بهمن ماه دوباره دانشجو می‌شود. خودش روند پیگیری کارش را این طور توضیح می‌دهد: «دیگر ناامید شده بودم اما وقتی آقای توفیقی سرپرست وزارت علوم شد دوباره به وزارت علوم نامه نوشتم.‌ آنها با من تماس گرفتند و پرس و جو کردند که مشکل چه بوده.‌ بعد از آن برای گرفتن کارنامه‌ام به سازمان سنجش مراجعه کردم و نمی‌دانم اتفاقی بود یا نه که برخوردشان این بار خیلی خوب بود.‌ آقای نوربخش در سازمان سنجش نامه‌ای به من نشان داد به تاریخ پارسال که خطاب به وزارت اطلاعات نوشته بود لطفا توضیح بدهید که دانشجو برای چه محروم شده تا ما بتوانیم توضیح مناسب بدهیم اما نامه بی‌جواب مانده بود.‌ در نهایت بعد از نامه‌نگاری‌هایی گفتند مشکل حل شده.‌ کارنامه من آمد و رتبه‌ام یازده بود.‌ چون رشته هنر شرکت کرده بودم مرحله دوم را هم در سازمان سنجش تنهایی با حضور دو نگهبان امتحان دادم و روزانه قبول شدم.‌ استادی که امتحانم را تصحیح کرده بود در برگه جمع‌بندی نمره عملی و کنکورم نوشته بود با نمره 90 (بالاترین نمره) گزینش شد.‌«

رتبه‌ام 8 شده بود

فواد شمس دانشجوی ستاره‌دار دیگری است که به دانشگاه برگشته و از ترم بهمن دانشجوی دانشگاه تهران می‌شود. او به چلچراغ می‌گوید: «من سال 88 مدتی بازداشت و بعد آزاد شدم اما توضیح خاصی به من نداده بودند که دلیل محرومیت از تحصیلم چیست. بعد از پیگیری شکایتم در وزارت علوم، کارنامه کنکور پارسالم را بالاخره گرفتم و متوجه شدم رتبه‌ام 8 شده بود. چون سال 91 کنکور داده بودم، بر اساس کد رشته‌های همان سال انتخاب رشته کردم و سازمان سنجش به دانشگاه تهران نامه‌ای زد برای اینکه ثبت ‌نامم کنند.»

فواد بر اساس شنیده‌ها و مشاهداتش می‌گوید تمام کسانی که سالهای 90، 91 و 92 کنکور داده بودند و ستاره‌دار شده بودند مشکل‌شان با پیگیری‌های توفیقی و فرجی دانا حل شده و به دانشگاه برگشته‌اند اما تکلیف ستاره‌دارهای قبل از سال 90 هنوز مشخص نشده است.

چرا بقیه برنگشتند؟

بعضی منابع تایید نشده تعداد دانشجویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل را بیش از هزار نفر ذکر کرده‌اند. سال گذشته کامران دانشجو وزیر علوم وقت بعد از چندین بار تکذیب وجود دانشجویان ستاره‌دار، یکباره آماری رو کرد از دانشجویانی که به دلیل منفی بودن پاسخ استعلام‌شان از نهادهایی بیرون از دانشگاه، موفق به ادامه تحصیل نشدند. او در این باره گفته بود: «در سال گذشته 6هزار و 200 دانشجو در مقطع دکتری پذیرش شدند که از این تعداد تنها 35 نفر با توجه به استعلامات انجام شده اجازه ادامه تحصیل نداشتند. در سال جاری نیز 10هزار و 500 دانشجو در مقطع دکتری پذیرش شدند که از این تعداد پس از استعلامات انجام شده کمتر از 30 نفر امکان پذیرش نیافتند که این تعداد تنها 3 دهم درصد دانشجویان پذیرفته شده است.» دانشجو با اشاره به پذیرش 84هزار دانشجوی کارشناسی ارشد در سال گذشته و پذیرش 95هزار دانشجوی ارشد در سال جاری گفت: «تعداد دانشجویانی که طی این دو سال صلاحیتشان تأیید نشد، کمتر از 25 صدم درصد دانشجویان پذیرفته شده است.»

آماری که او ذکر کرده فقط به سال 90 مربوط می‌شود. در حالی که منابع مختلف بر سر تعداد کل دانشجویان ستاره‌دار اختلاف دارند، سعدالله نصیری قیداری معاون پارلمانی وزیر علوم عدد تازه‌ای ذکر کرده و می‌گوید 300 دانشجو به دنبال استعلام‌های وزارت علوم قبلی از تحصیل محروم شده بودند. نصیری درباره دانشجویان ستاره‌داری که هنوز نتوانسته‌اند به دانشگاه برگردند به چلچراغ می‌گوید: «بر اساس مدارکی که در وزارت علوم داریم برای حدود 1598 دانشجو استعلام صورت گرفته بود که از این میان اغلب با دادن تعهد و پر کردن فرم به تحصیل ادامه داده‌اند. 300 نفر از این تعداد با مشکل محرومیت از تحصیل رو به‌رو شدند که تا به حال با پیگیری‌هایی که کردیم 126 نفر به دانشگاه برگشتند و کار بقیه در دست بررسی است و کار ما هنوز تمام نشده.»

این مطلب در شماره 545 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

تکنیک‌های رفع دلتنگی در‌ زندگی خوابگاهی

تکنیک‌های رفع دلتنگی در‌ زندگی خوابگاهی

چگونه کرگدن نباشیم

بعضی‌ها با گذشت دو ماه از سال تحصیلی هنوز دارند غر می‌زنند که خوابگاه خیلی بد است و زندگی دور از خانواده سخت است. البته شما تنها نیستید. همه جای دنیا دانشجوها وقتی به خوابگاه و شهر جدید می‌روند همین احساس را دارند. فرقی نمی‌کند اینجا در کوی دانشگاه تهران یا آن طرف دنیا در اتاق‌های مجهز دانشگاه‌های بزرگ. شاید کیفیت خوابگاه و امکاناتش در احساس راحتی موثر باشد، اما در بهترین خوابگاه دنیا هم دوری از خانه سختی‌های خودش را دارد. با این حال هر مشکلی راه حلی دارد. به تعداد دانشجوهای خوابگاهی راه‌ حل‌های برای رفع دلتنگی در خوابگاه وجود دارد. یکی فقط با سر زدن به خانه حالش خوب می‌شود و یکی با چیزهای کوچک و بزرگی که در چمدانش جا داده و یکی با شعر گفتن و نقاشی کردن. بعضی‌ها هم راههای عجیب‌تری دارند. اگر شما هم درگیر این ماجرا هستید، پیشنهادهای ما و تجربه‌های دانشجوهای خوابگاهی را در ادامه بخوانید.

خانه را با خودتان بیاورید

عکس! اولین چیزی که می‌تواند با یک نگاه شما را یاد خانه بیندازد و حس خوبی بهتان بدهد، عکس‌هایی است که بالای تخت‌تان یا روی در کمدتان می‌چسبانید. (فقط یواش بچسبانید دیوارهای خوابگاه را خراب‌تر از این نکنید!) دیدن چیزهای آشنا حس خانه را به خوابگاه می‌آورد. اشیایی که دوست دارید حتی اگر هیچ کاربردی نداشته باشند و فقط دیدن‌شان حالتان را خوب کند آن قدر هم چمدان‌تان را سنگین نمی‌کند.

خلاقیت را آزاد کنید

فقط شما نیستید که از دیدن تخت‌های فلزی و در و دیوار ترک خورده و کنده‌کاری شده خوابگاه حض بصری نمی‌برید! اما خدا ملحفه و روبالشی رنگی را آفریده. درست است که برای تغییر چیدمان و تزئینات در نیم وجب جا قدرت مانور زیادی ندارید، اما اگر خلاقیت را به کار بیندازید می‌توانید محدوده استحفاظی خودتان را قشنگ‌تر درست کنید و حداقل یک رنگ و رویی به رخش بکشید. فقط باید مراقب باشید داد هم‌اتاقی‌ها را در نیاورید!

کرگدن نباشید

درست است که بودا توصیه کرده اگر همسفر ثابت قدم و درست و حسابی پیدا نکردید به کردار کرگدن تنها سفر کنید، اما قطعا این توصیه را به دانشجوهای خوابگاهی نکرده. قرار است چند سال در شهر جدید زندگی کنید و تنهایی اصلا جواب نمی‌دهد. بالاخره 4 تا هم اتاقی می‌توانید پیدا کنید که آب‌تان در یک جوی برود. تغییر دادن اتاق و هم‌اتاقی‌ها در خوابگاه دنگ و فنگ دارد اما کار غیرممکنی نیست. می‌توانید با کمی سماجت و پیگیری با کسانی که آشناتر و بجوش‌ترند یک اتاق مشترک بگیرید.

راه‌های شما

بعضی‌ها هم راههای دیگری برای خوشایندتر کردن زندگی خوابگاهی خودشان پیدا کرده‌اند. اگر در خوابگاهتان یک نقطه دوست داشتنی دارید که حس خوبی بهتان می‌دهد و آن طور که دوست دارید تزئینش کرده‌اید، یا ابتکاری برای رفع دلتنگی در خوابگاه زده‌اید برای‌مان بنویسید چه کرده‌اید یا عکسش را به آدرس ای‌میل بالای همین صفحه بفرستید.

 

خاطره‌بازی با بلیط‌های متروی تهران

عاطفه خیرآبادی

دانشجوی دانشگاه هومبولت برلین

گاهی آدم‌ها تکه‌ای از خودشان را توی یک شی جا می‌گذارند و وقت‌هایی که دلشان تنگ است چیزی بهتر از آن نجات‌شان نمی‌دهد. من هم اینجا در خوابگاه جا به جا این یادگاری‌ها را گذاشته‌ام. خانواده روی میز نشسته‌اند و دوست‌ها نزدیک کتابخانه. روی دیوار هم مخصوص عکس‌هاست که هم دلتنگی را التیام می‌دهند و هم گاهی وقت‌ها خودشان باعث دلتنگی بیشتر می‌شوند. اما چیزی که در اتاق بیشتر از همه احساس آرامش به من می‌دهد وجود کتاب‌های فارسی‌ است. هر کدام از این کتابها یک جور نوستالژیکم می‌کنند! و این خودش به من احساس آرامش می‌دهد. حتی وجود آنها در قفسه بدون اینکه خوانده شوند. بعضی‌هایشان یادآور خیابان انقلاب‌اند، بعضی یادآور شهر کتاب و بعضی هم مرا یاد کتابخانه یا بحث‌های دور همی در بوفه دانشکده سابقم می‌اندازند.

بلیط‌های متروی تهران همراه با چند قبض بانک را کنار برگ‌های پاییزی آویزان کرده‌ام و این به من انرژی خوبی می‌دهد. روی دیوار رو به رو یک انار خشک شده هم هست که بیشتر از همه من را یاد کافه‌های تهران می‌اندازد و وقتی دلم تنگ می‌شوم دیدنش برایم آرامش‌بخش است.

 

دلتنگی‌های روز تعطیل

فاطمه پورصفاری

دانشجوی دانشگاه پلی‌تکنیک میلان

من اینجا چند تا گلدان کوچک دارم که در واقع مال هم‌اتاقی‌ام بوده. قرار است 3 ماه دیگر بیاید و فعلا من باید از آنها مراقبت کنم. این حس که مواظب چیزی یا کسی باشی در خوابگاه خیلی احساس قشنگی است. انگار تنها نیستی. راستش قبلا فکر نمی‌کردم که سه تا گلدان چقدر می‌تواند حالم را خوب کند. حالا فهمیدم چرا شازده کوچولو اینقدر مواظب تنها گلش بود.

خوشبختانه زیاد وقت نمی‌کنم دلتنگ شوم! چون از صبح تا شب کلاس دارم. اما امان از روزهای تعطیل که مجبورم به محض احساس دلتنگی و بالا رفتن خطر زدن زیر گریه، بلند شوم و کاری کنم، آشغالی دم در ببرم یا جارویی بکشم. تجربه‌ ثابت کرده طی کشیدن از همه بهتر جواب می‌دهد!

 اولین بار که خیلی دلم تنگ شد و هنوز تکنیک تمیزکاری را کشف نکرده بودم، برای اینکه فکرم را مشغول کنم، چند تا روزنامه و مجله آوردم و شروع کردم به بریدن حروف اسمم از تیترهای هم‌اندازه. بعد اسمم را با آنها نوشتم و روی صندوق پستی‌ام چسباندم. حالا هر روز حاصل دست‌رنجم را روی صندوق پستی می‌بینم و ذوق می‌کنم.

معمولا موقع صبحانه و آشپزی برای خودم آهنگ می‌گذارم و سر و صدا درست می‌کنم. صحبت کردن خیلی به رفع دلتنگی کمک می‌کند. وقتی اتفاقی برایم می‌افتد که خنده‌دار و خوشحال کننده یا ناراحت کننده است برای یکی تعریف می‌کنم و حالم خوب می‌شود.

اینجا دو طبقه است و من دکور طبقه بالا را کمی تغییر داده‌ام. چون می‌خواستم برای نماز خواندن جای ثابتی داشته باشم. گوشه اتاق روی زمین چند ملحفه انداخته‌ام و سجاده و چند تا عکس که از خانه آورده‌ام چیده‌ام آنجا و سر نماز با دیدن کسانی که دوست‌شان دارم برایشان دعا می‌کنم.

وقتی ایران بودم همیشه سوره الرحمن را گوش می‌کردم. اینجا وقتی به این سوره گوش می‌کنم و به آیه «كل من عليها فان و يبقى وجه ربك ذولجلال و الاكرام» می‌رسم  بهتر درکش می‌کنم. چون اینجا همه رفته‌اند و فقط خداست که مانده و بیشتر از همیشه نزدیک است.

 

معجزه لیوان بنفشم

طلیعه ایزدی

دانشجوی دانشگاه تهران

گاهی پیش می‌آید که مجبور می‌شویم غار تنهایی‌مان را رها کنیم. محدودش کنیم به یک اتاق شریکی با چند نفر دیگر و تمام تنهایی‌هایت را باید ببری در قالب چهار تا ستون که تخت خوابت شده.

این زندگی تیره و تار نیست اما دلتنگی‌های خاص خودش را دارد. به عنوان کسی که چهار سال است دارم در خوابگاه زندگی می‌کنم و محدود شده‌ام به اسکلت یک تخت، باید بگویم هر چیز کوچکی که برایت خانه و اتاق خودت را تداعی کند، می‌تواند قدر یک دنیا ارزشمند باشد. هرکسی تکه‌ای از دنیایش را با خودش به این گوشه دنیا می‌آورد. من یک لیوان بنفش بزرگ را از حدود هفت هشت سال پیش دارم که تمام حرف‌هایم توی دلش زمزمه شده. وقتی برای خودم چای داغ می‌ریزم و می‌برمش پشت پنجره‌ای که رو به سوی شهر دارد، تمام شهر را زیر پایم نگاه می‌کنم و وقتی لیوانم، چای را داغ نگه داشته نزدیکش می‌شوم و حرفهایم را می‌زنم. وقتی چای سرد شود می‌فهمم دیگر حوصله‌اش سر رفته. چای را نوش جان می‌کنم و برمی‌گردم به دل همهمه اتاق اشتراکی...

اما نقاشی کردن چیزی است که حالم را خیلی خوب می‌کند. وقتی غرقش می‌شوم دیگر هیچ ارتباطی با بیرون ندارم. فقط صدای موزیک توی هدفونم همراهم می‌ماند. بعضی کتاب‌ها هم هست که شاید جای نقطه‌هایشان را حفظ باشم اما با خودم آورده‌ام و در قفسه کتاب روی میزم گذاشته‌ام و هر بار که می‌خواهم از دنیای بیرون بِکّنم توی کتابهایم غرق می‌شوم.

 

مقاومت فایده ندارد

سهراب. ر

دانشجوی دانشگاه بابلسر

اون روز، دل آسمون بدجور گرفته بود. خاکستری خاکستری. این چهارمین روز بود که آفتاب بیرون نزده بود. معمولا من هوای ابری رو خیلی بیشتر دوست دارم. ولی اون روز فکر کنم دل آسمون، با دل من یه رنگ بود.

تو یه چشم به هم زدن، ساعت شد سه بعد از ظهر. از صبح کنار پنجره بودم. کم کم لباس پوشیدم. مقاومت مصالح داشتم. باید راه می‌افتادم.

تو تاکسی نشسته بودم که بارون گرفت. بالاخره بغض آسمون ترکید. دیگه کم کم احساس بدی بهم دست داد. تو تاکسی بغ کردم یه گوشه و آهنگی رو که چهار روز تمام، بدون توقف بهش گوش داده بودم پلی کردم. شروع کردم با آهنگ زمزمه کردن... قطرات بارون روی شیشه رو می‌دیدم که تلاش می‌کردن از دست برف پاک کن در برن، ولی نمی‌تونستن.

نشستم تو سلف. هنوز نیم ساعت تا کلاس مونده بود. نمی‌دونم چه مرگم بود. یه چایی گرفته بودم و با قندهای توی دستم بازی می‌کردم. تنها بودم. صدای بارون ناراحتیم رو تشدید می‌کرد. شروع کردم آروم آروم چایی رو به زور فرو دادن که در سلف باز شد. دوستم بود و همشهریم. خوشحال شدم دیدمش. سلام و احوال‌پرسی کردیم. اونم یه چایی سفارش داد و بدون اینکه چیزی به روی هم بیاریم، تو سکوت چایی‌هامون رو خوردیم.

رسیدیم  جلوی در آسانسور.

-با پله بریم؟

نمی‌دونم، شاید می‌خواستم دیرتر بریم سر کلاس. اصلا حوصله کلاس رو نداشتم. طبقه اول رو رد کردیم... دلم تنگ شده بود. برای پدرم، برای مادرم، برای برادرم...

رسیدیم طبقه دوم. یه ماهی بود برنگشته بودم. نه اینکه اینجا بهم بد گذشته باشه، ولی دلم شهرمو می‌خواست. شهر خودمو می‌خواست. هوای آلوده‌ش، برج‌های بلندش... دلم برای تو ترافیک گیر کردن هم تنگ شده بود.

طبقه سوم، پیچیدیم تو راهروی سمت راست. چند وقت بود دوستامو ندیده بودم؟ الان اونجا هم داره بارون می‌آد؟ آخ که چه قدر بارون شهر خودم با اینجا متفاوته...

رسیدیم دم در کلاس. دست گذاشتم رو شونه دوستم، بدون هیچ حرف اضافه‌ای، بدون مقدمه، بهش گفتم:

-محمدرضا... برگردیم تهران...؟

یک ساعت بعدش اول جاده  بودیم و چهار ساعت بعدش تهران!

می‌دونید، بعضی وقتا هست... یه سری موقعیت‌هایی هست، یه سری چیزها هست... که دست خودتون نیست. هرکاری بکنید، دست خودتون نیست. اینجور مواقع شک نکنین! با خودتون نجنگین! الکی سرتون رو گرم نکنین! حواستون رو پرت نکنین! بار و بندیلتون رو جمع کنین... برگردین شهرتون که هیچ جا خونه آدم نمی‌شه.

این مطلب در شماره 544 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

جسد تشریح شده را چگونه تشریح کنیم

درس آناتومی در دانشگاه‌های علوم پزشکی با کمبود جسد آسان شده

جسد تشریح شده را چگونه تشریح کنیم

می‌گویند دیگر کسی در اتاق تشریح غش نمی‌کند. این چیزها مال توی فیلم‌ها بود. آخر جسدی در کار نیست. یک جسم خشک که چندین بار قبل از شما تشریحش کرده‌اند، دیگر شباهتی به جسد ندارد. مگر اینکه خوش‌شانس باشید و سال ورود شما به دانشگاه، جسد جدید خریده باشند. از دانشگاه تهران تا شهرهای کوچک‌تر همه دانشجوهای علوم پزشکی از تشریح چند باره جسدهای موجود در دانشگاه می‌گویند. در حالی که استانداردهایی برای تعداد دفعات استفاده از جسد برای آموزش وجود دارد، تشریح چندین باره یک جسد باعث می‌شود در دفعات چندم دیگر چیزی به اسم تشریح اتفاق نیفتد و دانشجویان فقط به اجزایی که قبلا باز شده نگاه کنند و جای‌شان را یاد بگیرند. ابراهیم خرازی‌نژاد مدرس آناتومی در دانشگاه علوم پزشکی تهران به ایسنا گفته: «سرانه آموزش دانشجویان بر روی هر جسد، پنج یا شش نفر است، اما در دانشگاه علوم پزشکی تهران معمولا برای هر 10 تا 15 دانشجو از یک جسد استفاده می‌شود و معمولا هر 5 یا شش ماه یک جسد وارد اتاق تشریح می‌شود که دانشجویان دوره تخصصی آن را باز می‌کنند و دانشجویان دوره پزشکی عمومی از آن استفاده می‌کنند.» البته وضع دانشگاه‌های شهرستانی کمی بدتر است. اما چرا جسد برای آموزش پزشکی این قدر کمیاب است و سخت گیر می‌آید؟ دانشجویان چه طور‌ چند سال با یک جسد کار می‌کنند؟

تشریح جسد تشریح شده

جسدهای چند ساله را دیگر نمی‌شود تشریح کرد و فقط باید نگاه کرد. این را آرمان می‌گوید. دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی گیلان که درباره کلاس آناتومی در این دانشگاه این طور توضیح می‌دهد: «در دانشگاه علوم پزشکی گیلان فقط یک جسد بود که حدود 5-6سال بود از آن استفاده می‌شد. به طوری که تمام اجزا باز شده بود و دانشجویان فقط نگاه می‌کردند و به حالت فرمالیته بر حسب چیزهایی که سالم مانده بود جاها را یاد می‌گرفتند. جالب بود که ما رزومه این فرد را می‌دانستیم. معتاد بود و اسم «طوفان» روی بازویش خالکوبی شده بود. از سال بعدش که مصادف شد با باز شدن شعبه بین‌الملل دانشگاه، با پولی که از آنجا گرفتند جسد جدید از کشورهای همسایه وارد کردند. چیزی که درباره قیمتش شنیدم حدود 5-6 میلیون تومان بود. جسد قبلی را هم به واحد بین‌الملل انتقال دادند که نمی‌دانم دیگر اصلا چه استفاده‌ای می‌خواستند ازش بکنند.»

مهندس قزوینی وصیت کرده بود

عطیه دانشجوی علوم پزشکی دانشگاه تهران درباره جسدی که در دانشگاه تشریح کرده‌اند می‌گوید: «در دانشگاه تهران یک جسد برای همه دانشجوهای آناتومی آن ترم وجود داشت. ما شنیده بودیم یک مهندس قزوینی بوده که خودش وصیت کرده جسدش برای آموزش به دانشگاه اهدا شود. البته این کار خیلی رایج نیست و اکثر این جسدها آن طور که شنیده‌ایم یا مهاجرهای بی‌سرپرست هستند یا معتادهای ناشناسی که جسدشان کنار خیابان پیدا می‌شود.»

عطیه می‌گوید یکی از خاطرات بدی که یادش مانده این است که بعضی از دانشجویان برخورد محترمانه‌ای با مرده نداشتند: «این فرد بالاخره یک روزی زنده بود و نباید مثل یک جسم خشک با جسد رفتار کرد. مثلا یک بار بالای سر جسد یکی ‌گفت این عصب اگر در امتحان بیاید سخت است و با یک حرکت عصب را قطع کرد. این برای من خیلی ناراحت کننده بود که بعضی‌ها با مسخره بازی بالای سر جسد رفتار می‌کردند و به چشم امتحان نگاهش می‌کردند. مرده حرمت دارد و دانشجویان باید این موضوع را بدانند.»

اجازه تشریح نداشتیم

دانشجوهای یک دانشگاه شهرستانی باید خیلی خوش‌شانس باشند که در دانشگاه‌هایشان بیشتر از یک جسد برای تشریح پیدا شود. راضیه که در دانشگاه علوم پزشکی زنجان درس خوانده می‌گوید در این دانشگاه دو جسد برای تشریح وجود داشت و این طور که دانشجویان شنیده بودند این دو نفر اعدامی بوده‌اند. 2-3 سال در دانشگاه از این دو جسد استفاده می‌شد اما دانشجویان اجازه تشریح نداشتند و فقط اجزا را به آنها نشان می‌دادند. او می‌گوید دانشگاه‌های دولتی بودجه زیادی برای خرید جسد ندارند و معمولا دانشگاه آزاد از این لحاظ امکانات بهتری دارد.

اهدای جسد

اهدای جسد (body donation) در دنیا اصطلاح شناخته‌ شده‌ای است اما در کشور ما اهدای اعضای بدن برای پیوند به بیماران هم هنوز رواج زیادی پیدا نکرده. برای اهدای جسد به سادگی می‌شود وصیت کرد بعد از مرگ جسد در اختیار دانشگاه‌های علوم پزشکی قرار بگیرد و برای آموزش پزشکی به دانشجویان استفاده شود. کاری که در بعضی نقاط دنیا به وفور انجام می‌شود اما نبود چنین فرهنگی در ایران باعث شده دانشگاه‌های علوم پزشکی به دنبال راههای دیگری برای پیدا کردن جسد تشریح بگردند. راههایی که چندان برایشان بی‌دردسر نبوده و همیشه باید درباره آن به افکار عمومی پاسخگو باشند.

جسدهای ناشناس

جسدهای مجهول‌الهویه یکی از این راههاست. سازمان پزشکی قانونی از اظهارنظر در این باره خودداری می‌کند چرا که به گفته یکی از مسئولان روابط عمومی این سازمان، جسد مسلمان حرمت دارد و مسئولان پزشکی قانونی هم موظف به فروش جسدهای مجهول‌الهویه به دانشگاه‌ها نیستند اما به دلیل کمبودهای حیاتی مجبور می‌شوند این کار را بکنند. بسیاری از مراجع تقلید در حکم‌هایشان درباره تشریح جسد این طور تشخیص داده‌اند که بهتر است جسد کافر برای این کار استفاده شود اما در صورت ضرورت می‌شود از جسد مسلمان هم استفاده کرد. به همین دلیل بعضی جسدهای موجود در دانشگاه‌ها اجساد مجهول‌الهویه کشورهای دیگر هستند و بعضی از ایرانی‌هایی که فوت کرده‌اند و کسی سراغ‌شان نیامده.

اهدای بدن در دانشگاه‌های دنیا

در ایران ماجرای اهدای جسد موانع اجتماعی و فرهنگی زیادی دارد و پذیرش اهدای جسد برای بسیاری از خانواده‌ها سخت است. حتی اهدای عضو بعد از مرگ همچنان به یک فرهنگ تبدیل نشده. اما در بعضی نقاط دنیا افراد هم برای پیوند اعضا و هم برای تشریح شدن جسدشان در دانشگاه‌ها وصیت می‌کنند. بعضی دانشگاه‌ها در شرایط اهدای جسد توضیح داده‌اند که این کار منافاتی با اهدای عضو ندارد و افراد می‌توانند هر دو کار را بکنند. در سایت دانشگاه فلوریدا می‌شود لیست بلند بالایی از مراکز پذیرش جسد در آمریکا پیدا کرد. کشور انگلیس هم برای پذیرش جسدهای اهدایی یک موسسه رسمی دارد و این کار را متمرکز انجام می‌دهد اما در کانادا هم خود دانشگاه‌ها برای پذیرش جسد داوطلبان را ثبت نام می‌کنند.

هدیه آناتومیک برای هاروارد

برنامه «هدیه آناتومیک» در دانشگاه‌های علوم پزشکی آمریکا یک برنامه مفصل برای کسانی است که می‌خواهند بعد از مرگ جسدشان را در اختیار علم بگذارند. دانشگاه هاروارد بخشی از سایتش را به این برنامه اختصاص داده و بروشورهایی هم روی سایت قرار داده که اطلاعات کامل را در آن پیدا کنید. در این بروشور آمده هر فرد بالای 18 سالی می‌تواند برای اهدای بدنش بعد از مرگ، ثبت نام کند. از جسدهای اهدایی تا سقف 24 ماه استفاده می‌شود. بعد از آن خانواده‌ها می‌توانند درخواست کنند که جسد را برای مراسم تدفین تحویل بگیرند یا اینکه دانشگاه خودش مراسم تدفین را ترتیب بدهد. قبرستان پاین‌هیل جایی است که دانشگاه این جنازه‌ها را در آن دفن می‌کند و هر سال پاییز یک مراسم یادبود برای آنها برگزار می‌کند.

هدیه زندگی در تورنتو

دانشگاه تورنتو در کانادا هم برنامه «هدیه‌ زندگی» را برای همین منظور برگزار می‌کند. این دانشگاه در سایتش نوشته در کانادا اهدای جسد با نوشتن یک جمله در وصیت‌نامه امکان‌پذیر است اما از آنجایی که ممکن است گاهی وصیت‌نامه بعد از دفن جنازه خوانده شود، پر کردن یک فرم و آگاه کردن خانواده از تصمیم، کمک می‌کند به این خواسته برسید. این دانشگاه تاکید کرده دانشجویان با جسدهای اهدایی مطابق ارزش‌های جامعه رفتار محترمانه‌ای خواهد داشت.

نوبت را رعایت کنید

استقبال از این طرح‌ها در این کشور تا حدی است که دانشگاه اوتاوا در بین شرایطش نوشته اگر ظرفیت تکمیل شده باشد دانشگاه این حق را دارد که جسد اهدایی جدید نپذیرد اما ایالت برای استفاده از این جسدها موسسات تحقیقاتی دور و اطراف را پیشنهاد می‌کند. این دانشگاه نوشته هزینه‌های دفن جسد بعد از انجام تشریح را تقبل می‌کند ولی از برگزاری مراسم‌های مذهبی معذور است و فقط می‌تواند به وصیت مردگانی که می‌خواستند سوزانده شوند و خاکسترشان پراکنده شود عمل کند. این دانشگاه هم مراسم سالیانه قدردانی از اهداکنندگان جسد را برگزار می‌کند.

سلبریتی‌ها در اتاق تشریح

انشتین می‌خواست بعد از مرگش جسدش را برای تشریح اهدا کند. خانواده‌اش با این موضوع مشکل داشتند اما در نهایت مغز او در دانشگاه پنسیلوانیا تشریح شد و به 240 بخش تقسیم شد تا روی هر قسمت از آن تحقیقات انجام شود. رئیس جامعه پارکینسون در لندن به همراه تعدادی از افراد مشهور انگلیسی از کسانی هستند که تصمیم گرفته‌اند مغزشان را برای تحقیقات درباره بیماری پارکینسون بعد از مرگ اهدا کنند. پریانکا چوپرا بازیگر زن بالیوود و اوزی اسبورن خواننده هوی متال مشهور به شاهزاده تاریکی هم اعلام کرده‌اند بعد از مرگ بدنشان را برای تحقیقات علمی اهدا می‌کنند. اهدای عضو و بدن توسط مشاهیر یکی از راههای تشویق مردم به این کار است. در ایران هم عسل بدیعی با اهدای اعضای بدنش مورد تمجید قرار گرفت.

این مطلب در شماره 543 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است

دانشجویان از نفوذ بعضی گروه‌ها در دفتر تحکیم وحدت می‌گویند

دانشجویان از نفوذ بعضی گروه‌ها در دفتر تحکیم وحدت می‌گویند

روزهای تحکیم بدون وحدت

مملکت بی‌وزیر علوم بود و سرپرست وزارت علوم در حال و هوای تحویل مسئولیت به وزیر پیشنهادی جدید و معاونان دولت قبلی هنوز سر کار. چه فرصتی بهتر از این برای برگزاری یک انتخابات فوری در دفتر تحکیم وحدت سراپا دگرگون شده‌ چند سال گذشته برای حفظ دستاوردهای 8 ساله! به همین سرعت در یک صبح جمعه کار تمام شد. اعتراض انجمن‌های اسلامی به انتخابات نادیده گرفته شد و اتحادیه انجمن‌های اسلامی (دفتر تحکیم وحدت) که طبق آیین‌نامه خودش، باید حداقل با حضور 20 انجمن اسلامی تشکیل شود با 11 انجمن، که بعضی از آنها طبق اساسنامه عضو تحکیم نیستند، تشکیل شد. بعضی‌ها از مصادره تحکیم گفتند و نابودی تشکلی که در سالهای اوج گرفتن جنبش دانشجویی نقش پررنگی ایفا کرده بود و تا حد معرفی سیدمحمد خاتمی به عنوان کاندیدای ریاست‌ جمهوری و معرفی نماینده برای انتخابات مجلس بین دانشجویان نفوذ و مقبولیت پیدا کرده بود. معاونت دانشجویی وزارت بهداشت این انتخابات را غیرقانونی اعلام کرده اما ظاهرا وزارت علوم در روزهای قبل از رای اعتماد وزیرش هنوز سرگردان‌تر از تصمیم‌گیری برای این ماجراست. ۱۴ تشکل انجمن اسلامی دانشجویان با انتشار بیانیه‌ای خطاب به اعضای هیات مرکزی نظارت بر تشکل‌های اسلامی دانشگاهیان، خواستار رسیدگی مراجع قانونی به انتخابات غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت شدند اما هنوز پاسخی نگرفته‌اند.

تصمیم فردی آقای معاون فرهنگی

سال گذشته بود که غلامرضا خواجه‌سروی معاون فرهنگی وزارت علوم کامران دانشجو گفت دفتر تحکیم وحدت قانونی ایجاد می‌شود. انتخابات اتحادیه در شرایطی برگزار شد که در پی برخوردهای انضباطی با تشکل‌ها، بسیاری از انجمن‌های اسلامی پلمپ و منحل شده بودند و انجمن‌های تازه‌ای با گرایش‌های اصولگرایانه شکل گرفته بودند و بعضی از اعضای آنها، سابقه عضویت در بسیج دانشجویی و انجمن مستقل (طیف اصولگرای جدا شده از انجمن‌های اسلامی) را داشتند. او که با وضعیت نامشخص این وزارتخانه هنوز در سمتش باقی مانده، یکی از کسانی است که دانشجویان در جریان اختلافات تحکیم مقصر می‌دانند. تا جایی که معتقدند او به تنهایی مجوز انتخابات را صادر کرده در حالی که هیات نظارت نقشی نداشته‌اند. یونس نادری دبیر هیات موسس انجمن اسلامی دانشگاه اصفهان به چلچراغ می‌گوید: «دخالت‌های بی‌مورد آقای خواجه‌سروی در این ماجرا محرز است. وقتی اتحادیه‌ای انتخابات برگزار می‌کند از وزارت بهداشت، وزارت علوم و دفتر نهاد رهبری نماینده دارد. نه این که معاونت فرهنگی وزارت علوم، آن هم بدون اطلاع دکتر توفیقی، به تنهایی تصمیم بگیرد. در این انتخابات کسی از وزارت بهداشت دعوت نشده بود و تنها با حضور حجت‌الاسلام محمدیان نماینده نهاد رهبری نشست و انتخابات برگزار شد. ما در این باره بیانیه و شکایتنامه‌ای به هیات نظارت مرکزی ارسال کردیم اما با تغییر نابه‌هنگام گزینه وزارت علوم کمی دست برای تغییرات بسته شده است.»

با لابی، در تحکیم را بسته‌اند

نادری در توضیح عدم عضویت انجمن‌های معترض در دفتر تحکیم وحدت می‌گوید: «بعضی انجمن‌ها چند سال  است می‌خواهند عضو تحکیم شوند. اما اعضای فعلی که تعدادشان انگشت‌شمار است این اجازه را نمی‌دهند و تنها انجمن‌های همسو با خود را به اتحادیه راه می‌دهند. تحکیم کمیسیون تشکیلات دارد. انجمن‌ها برای عضویت باید درخواست بدهند و شورای عمومی درباره عضویت‌شان تصمیم بگیرد. اما در این چند سال آنها لابی می‌کنند و مانع عضویت انجمن‌های اصلاح‌طلب و مستقل می‌شوند. انحصارطلبی باعث شده با وجود اینکه انجمن‌های جدیدی به دنبال دریافت مجوز و شروع فعالیت هستند، در اتحادیه تحکیم به رویشان بسته باشد.»

تحکیم پایداری

بعضی دانشجویان معترض به وضعیت تحکیم، نفوذ بعضی گروه‌های اصولگرا و تندرو از بیرون دانشگاه را یکی از مشکلات این اتحادیه می‌دانند. مبارزه، سایت تحلیلی خبری دانشجویان خط امام در این باره نوشته: «برنامه غیرقانونی اخیر هشت انجمن اسلامی تحت عنوان انتخابات شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، رد پای جریانات نفوذی در انجمن‌های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت را بیش از پیش نشان می‌دهد.  نمونه این مسئله، مصاحبه فردی است که سوابق جالبی در بسیج دانشجویی دارد. نفوذی‌ها برنامه گسترده‌ای برای تضعیف از درون انجمن‌های اسلامی داشته و تلاش می‌کنند با جلوگیری از ورود انجمن‌های اسلامی به شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت - به ویژه انجمن‌هایی مثل انجمن دانشگاه تبریز، دانشگاه گیلان، علوم پزشکی کرمان و... که دو تا سه دهه در شورای عمومی و مرکزی دفتر تحکیم وحدت حضور داشته‌اند - این اتحادیه را به یک تشکل کوچک اصولگرا همسو با جبهه پایداری تبدیل کنند. این جریان اقلیت در طول سالهای اخیر مانع از برگزاری جلسات شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت ‌که عالی‌ترین نهاد تصمیم‌گیر در اتحادیه انجمن‌های اسلامی است‌ شده و عملا اجازه ورود انجمن‌های اسلامی غیرعضو را به آن نمی‌دهند تا بتوانند انتخابات شورای مرکزی دفتر تحکیم را به صورت انتصابی از میان انجمن‌های اصولگرا انتخاب کنند. از سوی دیگر بیش از ده هیئت موسس انجمن اسلامی در دانشگاه‌های مختلف تشکیل شده که از یک سو روسای دانشگاه‌ها در طول هشت سال دولت گذشته از صدور مجوز آنها خودداری می‌کنند و از سوی دیگر اقلیت افراطی دفتر تحکیم وحدت مانع از حمایت اتحادیه از آنان می‌شود.»

وزارت بهداشت در بی‌خبری

در حالی که دانشگاه‌های علوم پزشکی از قاعده دفتر تحکیم وحدت مستثنی نیستند و وزارت بهداشت باید در هیات نظارت نماینده داشته باشد، معاون دانشجویی و فرهنگی وزارت بهداشت در گفتگو با ایسنا خبر داد وزارت بهداشت، انتخابات 26 مهر را غیر قانونی می‌داند. دکتر محمد حسین آیتی دلایل این تصمیم را این طور توضیح داد: «برای تشکیل دفتر تحکیم وحدت، وجود 20 تشکل انجمن اسلامی ضروری است. سال گذشته به علت وجود شرایط خاصی، برخی از دوستان بنا به تعیین مصالحی انتخابات دفتر تحکیم وحدت را با حضور 14 انجمن اسلامی دانشجویی برگزار کردند که از سال گذشته تاکنون اختلاف نظر بسیاری بین این 14 تشکل وجود دارد. بر اساس قانون این 14 انجمن می‌توانستند وارد شوند اما تاکنون به علت برخی اختلاف‌نظرها این انجمن‌ها همچنان در انتظار هستند. اگر قرار است جنبش دانشجویی با نشاط و فارغ از دغدغه‌های خاص نهادهای مختلف فعالیت آزادانه داشته باشند، لازم است که از حضور حداکثری دفاتر دانشجویی انجمن اسلامی در دفتر تحکیم استفاده شود. چرا که دفتر تحکیم یکی از دفاتر بسیار فعال میان جامعه دانشگاهیان تا کنون شناخته شده است و نباید اجازه افول آن را داد.»

به گفته او حل این اختلافات بر عهده هیات‌ مرکزی نظارت مشترک استاما تاکنون جلسه‌ای برای رسیدگی به این مشکلات برگزار نشده.

روند تحکیم در 8 ساله گذشته

تا ثریا می‌رود دیوارِ «طیف شیراز» کج

امیرحسین اکبرپور، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی شیراز قانون‌شکنی دفتر تحکیم وحدت را ادامه ماجرای تشکیل طیف شیراز بدون شرایط قانونی می‌داند. او در گفتگو با چلچراغ روندی را که دفتر تحکیم وحدت بعد از تشکیل طیف شیراز (جناح سنتی) و انحلال طیف علامه (جناح مدرن) طی کرده این طور شرح می‌دهد:

در سال 78 زمانی که تحکیم طیف شیراز با شروع اختلافات شکل می‌گرفت، تنها 4-5 انجمن بودند که آن را تشکیل دادند و از طیف علامه جدا شدند در حالی که یک اتحادیه زمانی می‌تواند شکل بگیرد که حداقل 20 انجمن عضو آن شوند. در آن زمان چون انجمن دیگری نبود که اضافه شود، انتخابات با حمایت هیات نظارت مرکزی وقت، با همان 5 انجمن برگزار شد و با وجود این که خیلی شرایط قانونی را نداشتند به اسم اتحادیه فعالیت کردند. اما کم‌کم انجمن‌های جدیدی تاسیس شد. در دولت احمدی‌نژاد با انحلال انجمن‌های طیف علامه، بعضی هیات موسس‌ها با رد شدن از فیلترهای دولت توانستند انجمن جدید تاسیس کنند که اغلب اصولگرا بودند و بنا شد که تحکیم دوباره با شرایط قانونی ایجاد شود. تا سال گذشته چند تا از انجمن‌هایی که با حمایت بعضی گروه‌های بیرونی قدرت را در دست گرفتند به اسم اتحادیه فعالیت می‌کردند. قانون از ابتدا نادیده گرفته شد و 5-6 انجمن یعنی انجمن‌های علامه طباطبایی، الزهرا، امیرکبیر، بین‌المللی امام خمینی قزوین و علوم پزشکی شیراز در چند سال اخیر با حمایت وزارت علوم و نهاد رهبری خود را تحکیم می‌دانستند.

اینها انجمن‌های جدیدی بودند که بعد از انحلال طیف علامه به وجود آمده و نگرش همسو با حاکمیت داشتند. سال گذشته انتخابات در آبان برگزار شد و با اضافه شدن انجمن‌های دانشگاه فردوسی مشهد، علوم پزشکی مشهد و شهید بهشتی تعدادشان به 8 رسید. در مرحله انتخابات هم 3 انجمن علوم پزشکی لرستان، شریعتی تهران و پیام نور مشهد اضافه شدند و در حالی که تعدادشان هیچ وقت به 20 نرسید از حمایت دولت وقت استفاده کرد و به پروسه غیرقانونی خود ادامه داد.

همین روند غیرقانونی باعث شد انجمن‌هایی مثل علوم پزشکی شیراز و مشهد و لرستان خود را بیرون بکشند. ما هم در انجمن علوم پزشکی شیراز شروع به پیگیری و شکایت کردیم ولی نتیجه نداد. در انتخابات اخیر، تعداد انجمن‌ها به زیر 10 رسیده بود و تلاش کردند با اضافه کردن انجمن‌های رامین اهواز، قوچان و شهید عباسپور (که اصلا انجمن اسلامی نیست و با نام مجمع دانشجویان مسلمان فعالیت می‌کند) تعداد را بالا ببرند. در حالی که در اساسنامه بعضی از آنها اصلا ذکر نشده که عضو تحکیم هستند. در اساسنامه انجمن‌های شهید بهشتی، علامه طباطبایی و رامین صارحتا آمده که عضو هیچ اتحادیه‌ای نیستند و این هم یک مورد دیگر نقض قانون است.

این گروه هیچ گونه پایگاه دانشجویی ندارند اما اصرار دارند نشان دهند که تحکیم واقعی آنها هستند. در حالی برای عضویت انجمن‌های جدید شرط و شروط می‌گذارند و از عضویت انجمن‌هایی با گرایش اصلاح‌طلبانه و مستقل جلوگیری می‌کنند که هیچ پروسه قانونی طی نکرده‌اند. تحکیم فعلی به همان دلیلی که خودش غیرقانونی است، انتخاباتش هم غیر قانونی است و انجمن‌های معترض تخلفات این اتحادیه را در بیانیه‌شان به طور کامل شرح داده‌اند.

این مطلب در شماره 542 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

دانشگاهیان درباره فرجی دانا چه می‌گویند؟

800x600

دانشگاهیان درباره فرجی دانا چه می‌گویند؟

بوی بهبود ز اوضاع دانشگاه می‌شنویم

بعضی وقتها دانشگاه شبیه یک ایران کوچک می‌شود. انگار همه اتفاقات کوچک و بزرگ جامعه در دانشگاه‌ها تکرار می‌شود. رئیس جمهور عوض می‌شود، دانشگاه به تکاپوی تغییر رئیس می‌افتد. خیابان‌ها شلوغ می‌شود، کوی دانشگاه به هم می‌ریزد. وضع اقتصادی خراب می‌شود، صدای دانشجوهای شهریه‌پرداز در می‌آید. تحریم شدت می‌گیرد، جنبش ضد تحریم از دل دانشگاه بیرون می‌آید. حالا انگار روح ماجرای رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری و امید دوباره با آمدن حسن روحانی، در معرفی نشدن توفیقی به مجلس و امید دوباره به فرجی دانا هلول کرده. دانشجویان می‌گویند بعد از معرفی نشدن توفیقی به عنوان وزیر پیشنهادی یک بار دیگر از بهبود اوضاع دانشگاه ناامید شدند اما حالا فرجی دانا باز آنها را به تغییر امیدوار کرده. سراغ دانشجوهای فعال دانشگاه‌های مختلف و تعدادی از استادان رفتیم تا نظرشان را درباره فرجی دانا و سیاست‌هایش در دانشگاه بپرسیم.

منتخب دانشگاه

تجربه ریاست فرجی دانا بر دانشگاه تهران در دوره اصلاحات موضوعی است که یاد استادان این دانشگاه مانده و آنها را از بابت وزارت رئیس اسبق خوشحال کرده. دکتر سعید معیدفر یکی از استادان دانشگاه تهران است که به چلچراغ می‌گوید: «آقای فرجی دانا در دوران اصلاحات مدتی رئیس دانشگاه تهران بود. در آن زمان ریاست دانشگاه به شکل انتخابی از سوی اعضای هیات علمی و روسای دانشکده‌ها برگزیده می‌شد و به شکل فعلی انتصابی نبود. بنابراین آقای فرجی دانا منتخب دانشگاهیان بود و به ریاست منصوب نشده بود. استادان کسی را انتخاب ‌کرده بودند که به صلاحیت اجرایی و علمی‌اش اطمینان داشتند. انتخاب ایشان بر خلاف انتصابات 8 سال اخیر که بعضا از نظر داشگاهیان مطرود بودند، یک انتخاب شایسته‌سالارانه با پشتوانه آکادمیک بود و در واقع ایشان منتخب دانشگاهیان است.»

مجلس پشتوانه نخبگان را از دولت نگیرد

اما این روزها با صحبت از طرح سوال و استیضاح فرجی دانا در مجلس، دانشگاهیان ماجرا را از چشم سیاست می‌بینند. معیدفر این این باره می‌گوید: «از زمانی که کابینه آقای روحانی معرفی شد شاهد بودیم مجلس برخورد دوگانه‌ای داشت. در برخی زمینه‌ها دست دولت را باز گذاشت و در برخی زمینه‌ها بست. آقای روحانی امتیازاتی به نمایندگان در وزارت کشور و دادگستری داد، اما با این حال نمایندگان به سه وزیری که متولی امور جوانان و امور فکری بودند و می‌توانستند کمک بزرگی برای دولت روحانی باشند رای اعتماد ندادند. یکی از این وزرا، وزیر آموزش عالی بود. وزیر نهادی که نخبگان جامعه و دانشجویان که قشر جوان و فهیم کشورند در آن هستند. اگر روحانی می‌توانست در انتخاب اول موفق شود، جامعه دانشگاهی می‌توانست به او اعتماد کند و پشتوانه محکمی برای او باشد که باعث تقویت دولت می‌شد. اگر کشوری بخواهد با مدیریت علمی پیش رود و پشتوانه مردم را داشته باشد باید به نخبگان مراجعه کند. نخبگان هستند که می‌توانند رابطه دولت و ملت را تقویت کنند. اما به نظر می‌رسد متاسفانه مجلس می‌خواهد این پشتوانه را از دولت بگیرد. به دلیل همان تصمیم مجلس که دولت را ناقص گذاشت، جوانان در بیم و امید باقی مانده‌اند و قشر جوان هنوز امید قطعی به دولت پیدا نکرده.» او درباره ادامه پیدا کردن مخالفت‌های مجلس با وزیر علوم می‌گوید: «طبیعی است که اگر پیوسته مجلس مقاومت کند و نگذارد بدنه دولت به جوانان و نخبگان وصل شود دولت چالش جدی خواهد داشت و چاره‌ای جز این که مثل دولت‌های گذشته به منابع قدرت نامشروع برگردد باقی نمی‌ماند. دولت روحانی می‌خواهد مشروعیت خود را از دانشگاه بگیرد اما اگر مجلس با این انتخاب مخالفت کند در واقع فرآیند گسست میان دولت و ملت را ادامه می‌دهد و این هم برای دولت خطرناک است هم برای کشور.»

مجلس تغییرات را درک کند

احمد شیرزاد استاد دانشگاه صنعتی اصفهان و نماینده سابق هم نگاه دانشگاهیان به فرجی دانا را مثبت ارزیابی می‌کند و می‌گوید: «ما تفاوت اساسی بین فرجی دانا و توفیقی قایل نیستیم. هر دو مدیرهایی با تفکر مشابه هستند و در کلیت جهت‌گیری‌ها مثل هم. همین جهت‌گیری است که نیروهای دانشگاهی به آن امید بسته‌اند. قرار نیست کار خیلی خلق‌الساعه و جدیدی انجام دهیم. دانشگاه چیزی است که همه جای دنیا الگوی مشخصی دارد و ما می‌خواهیم همان روش را طی کنیم. دانشگاه را باید دانشگاهیان اداره کنند. این حرف مثل این است که بگوییم دادگستری را باید حقوقدانان اداره کنند. دانشگاه هم یک نهاد علمی است و باید آدم‌های علمی برای آن تصمیم بگیرند. نتیجه تحمیل اراده سیاسی به دانشگاه همان یاس و سرخوردگی‌ای است که در 8 سال گذشته دیدیم.»

او درباره تصمیم مجلس برای سوال از وزیر علوم و احتمال استیضاح می‌گوید: «مجلس باید متوجه تغییراتی که بعد از آن، به خصوص خرداد امسال، اتفاق افتاده باشد. بخش عمده‌ای از این تحول خیزشی بود که در جوان‌ها اتفاق افتاد. اعتراف می‌کنم نسل ما ناامید بود از این که بشود تحولی ایجاد کرد اما ستادهای روحانی پر بود از جوانان. این جوانها بودند که ما را به حرکت درآوردند. فکر می‌کنم در اغلب خانواده‌ها، جوانها بودند که مسن‌ترها را پای صندوق بردند. این جوانان در جامعه ما اغلب دانشجو هستند. معنی‌اش این است که این بدنه دانشجویی به شدت نیازمند یک نوع تحول جدی است. از آن سو، استادان دانشگاه 8 سال بسیار توانفرسا را گذراندند و تمام روال‌های دانشگاهی به هم ریخت. اختیارات گروههای دانشگاهی گرفته شد و به روسای دانشگاه که انتصابی بود واگذار شد. هیچ مشورتی با دانشگاهیان صورت نمی‌گرفت و اراده خلل‌ناپذیری برای تغییر بافت دانشگاه و ورود افراد خاص و کنار گذاشتن استادان کارآزموده وجود داشت. برچیده شدن روال این  8 سال، به خصوص 4 سال وزارت آقای دانشجو، و برگشتن دانشگاه به روال عادی، خواست عموم داشگاهیان است. بنابریان نیاز به یک تغییر جدی حس می‌شود. متاسفانه برخی هنوز قادر به درک این وضعیت این نیستند و فکر می‌کنند می‌شود دانشگاه را مهندسی کرد و آدم‌ها را مثل آجر آن طور که می‌خواهند روی هم بگذارند. در حالی که دانشگاهیان آجرهای بی‌روح نیستند و انسان‌های خلاق هستند که نمی‌شود آنها را مهندسی کرد. اصلا این کار وزیر علوم نیست. وزیر علوم از طرف نیروهای دانشگاهی وکیل است که منابع و امکانات را تقسیم کند و کسانی را که مد نظر دانشگاهیان هستند برای مدیریت انتخاب کند. وزیر نمی‌تواند جوانان را عوض کند یا اگر مطابق میل نبودند از دانشگاه اخراج کند. این تصور بخشی از مجلس است که می‌شود این وضعیت را ادامه داد.»

مجوزهای در راه مانده رسید

تغییرات اخیر وزارت علوم برای بعضی دانشجویان خوش یمن بوده. چه آنهایی که بعد از ستاره‌دار شدن دوباره توانستند به کلاس درس راه پیدا کنند و چه آنهایی که فضا را برای فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی بازتر می‌بینند. دانشجوهای دانشگاه صنعتی اصفهان هم با تغییر رییس دانشگاهشان با تصمیم جعفر توفیقی، تحولی را تجربه کردند که با آمدن فرجی دانا کامل شد. آنها در عرض همین چند روز مجوز انجمن اسلامی را که یک سال دنبالش بودند گرفته‌اند. فاطمه عرفان عضو هیات موسس این تشکل به چلچراغ می‌گوید: «ما دنبال انجمن بودیم که خدا را شکر در این یک هفته اخیر مجوزش را گرفتیم. البته موافقت‌های اصولی بعد از تغییر ریاست دانشگاه و آمدن دکتر مدرس هاشمی صورت گرفت. کار تشکلی شرایط بهتری پیدا کرده و دانشجوها هم رغبت زیادی برای فعالیت دارند. به طوری که ما برای تشکیل شورای عمومی انجمن نیاز داشتیم 3 درصد جمعیت دانشگاه یعنی حدود 300 نفر امضا کنند ولی ما حدود 2500 امضا جمع کردیم.»

فاطمه درباره طرح سوال مجلس هم می‌گوید: «متاسفانه مجلس همه چیز را ربط می‌دهد به اتفاقات سالهای قبل. اما اگر کمی دیدشان را عوض کنند می‌توانند آینده بهتری را برای ما رقم بزنند. اولویت‌های مجلس برای سوال از وزیر باید برنامه‌های هدفمند وزیر باشد نه مسائل جریان‌های سیاسی.»

قضاوت را به بعد موکول می‌کنیم

بعضی دانشجویان می‌گویند هنوز نمی‌دانند عملکرد وزیر جدید چه طور می‌شود و برای قضاوت کردن زود است. مثل علیرضا صداقت، دبیر سابق شورای صنفی دانشگاه هنر که به چلچراغ می‌گوید: «آقای فرجی دانا را هیچ وقت در سطح وزارت ندیده‌ایم و برای قضاوت زود است. اما این را می‌دانیم که در دولت تدبیر و امید قرار است تحولاتی اتفاق بیفتد. آقای فرجی دانا هم جزو وزرای این دولت است و سعی می کند تا حدودی میانه‌رو باشد. فکر می‌کنم تغییرات در دانشگاه‌ها با آزادی نسبی همراه خواهد بود و ما خوش‌بین هستیم که وزیر دولت تدبیر و امید شرایط را بهتر کند. فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین تغییراتی که وزیر باید در برنامه داشته باشد، تغییر روسای داشگاه‌هاست که اغلب مفهومی به اسم تعامل را درک نمی‌کنند و انتقادپذیر نیستند. من و بسیاری از دانشجویان دیگر در این چند سال چوب این انتقادناپذیری را خورده‌ایم.»

حرکات مجلس نگران کننده است

علیرضا تلاش بعضی جریان‌های مجلس را یک حرکت سیاسی علیه جریان اصلاح‌طلبی ارزیابی می‌کند و می‌گوید: «حرکت استیضاح کمی نگران کننده است. نمایندگان از آقای فرجی دانا خواسته بودند در مجلس از عوامل آشوبگر استفاده نکند و استفاده از عوامل فتنه را به ایشان نسبت می‌دهند که این موضوع بحث‌برانگیز و شک‌برانگیز است. آقای توفیقی و میلی منفرد چه پرونده‌ای دارند؟ اگر به فرض مثال قوه قضاییه پرونده‌ای تشکیل داده که این آقایان جرمی داشته‌اند این قابل رسیدگی است، اما این که هر کسی را که منتقد است یا وابسته به جریان اصلاح‌طلب است حذف کنیم و از وزیر تعهد بگیریم که وقتی به سمت وزارت می‌رسی از نیروهایی که ما نمی‌خواهیم نباید استفاده کنی نگران کننده است. ظاهرا تمایل به شکل گرفتن یک جریان تک صدایی وجود دارد که دست و پای دولت را خواهد بست. این در حالی است که مقام معظم رهبری روی کرسی آزاداندیشی و حضور جناح‌ها تاکید دارد اما در عمل هر جایی که کسی به دوم خرداد ارتباط داشته باشد همیشه مورد کم لطفی بوده.»

وزیر اختیار انتصاباتش را دارد

محمد شهبازی دانشجوی دانشگاه یزد درباره تغییرات وزارت علوم و فضای دانشجویی این روزها می‌گوید: «بعد از منتفی شدن وزارت دکتر توفیقی جو خوبی در مورد آقای فرجی دانا وجود نداشت اما کم کم این وضع تغییر کرد. آقای فرجی دانا در دوره ریاست جمهوری خاتمی رئیس دانشگاه تهران بود و دید خوبی در مورد او بین دانشجویان وجود دارد. تغییراتی که در وزارتخانه اتفاق افتاده، انتصاب دکتر توفیقی و میلی منفرد و برکناری افرادی مثل خواجه‌سروی و ملاباشی و ... منجر به تحول می‌شود. فکر می‌کنم دلیل تصمیم مجلس هم همین باشد که جناح اصولگرا در مجلس سیاستی دارد مبنی بر کنترل شدید دانشگاه. بنابراین بعد از دو هفته که از رای اعتماد به وزیر گذشته بحث استیضاح را مطرح می‌کنند. آن هم فقط به خاطر اینکه وزیر بنا به اختیار خودش معاون و مشاورش را تعیین کرده. نگرانی که هست این است که از طرف دولت و مجلس مصالحه شود. یعنی دولت در مسائلی مثل سیاست خارجی از مجلس امتیاز بگیرد ولی در برابر بحث‌های دانشگاهی کوتاه بیاید که امیدواریم این اتفاق نیفتد.»

این طور که به نظر می‌رسد، دانشگاهیان به تحولات دانشگاه و وزیر علوم تازه از راه رسیده امید بسته‌اند و منتظرند دانشگاه و شاخ و برگهایش به ثبات برسند، اگر بادهای موسمی بگذارند.

 

 گفتگو با شهریار مشیری نماینده مجلس ششم:

مخالفت مجلس با اصلاح‌طلبی است

شهریار مشیری نماینده مجلسی بود که یک بار فرجی دانا در اولین کاندیداتوری‌اش برای وزرات علوم نتوانست از آن رای اعتماد بگیرد. این نماینده سابق توضیح زیادی درباره رویدادهای مجلس ششم نمی‌دهد اما مانند برخی دیگر از نمایندگان سابق معتقد است عدم رای اعتماد آن روزها در حمایت از مصطفی معین و نه در مخالفت با فرجی دانا بوده است. مشیری منتقد عملکرد این روزهای مجلس است و طرح سوال از وزیر تازه از راه رسیده را موضوعی سیاسی می‌داند.

-آقا مشیری، مجلس معمولا زمانی صحبت از استیضاح وزیر می‌کند که عدم کفایت یک وزیر مشخص شده باشد. در شرایطی که آقای فرجی دانا هنوز فرصتی برای انجام کار نداشته فکر می‌کنید طرح سوال از سوی بعضی نمایندگان چه معنایی دارد؟

اختلاف مجلس و آقای فرجی دانا یک چیز طبیعی است. به خاطر این که ایشان اصلاح‌طلب است و مورد قبول طیف اصلاح‌طلب. در حالی که اکثریت مطلق مجلس فعلی را اصولگرایان تشکیل داده‌اند که برخی از آنها از طیف‌ تندرو هستند. آقای فرجی‌دانا شخصیتی علمی و مستقل دارد. ولی ایشان تازه از راه رسیده و برخی نمایندگان مجلس تلاششان را می‌کنند تا بر روسای دانشگاه‌ها و معاونان اعمال نفوذ کنند. 

-آیا نمایندگان اختیاری برای نظارت بر معاونان وزیر دارند؟

خیر چنین وظیفه‌ای برای نمایندگان تعریف نشده. آقای فرجی دانا از روی علم و دانش و تجربه خودش اقدام به انتخاب معاونان می‌کند اما این قابل پیش‌بینی بود که بخش‌هایی از مجلس که در امتداد سیاست‌های احمدی‌نژاد کار می‌کند با این انتصاب‌ها مخالفت کند. دولت فعلا کژدار و مریض پیش‌ می‌رود اما مجلس آینده با دولت همسو خواهد بود.

-فکر می‌کنید مجلس در موضوعات مهم دانشگاهی این حساسیت را نشان داده؟ مثلا سهمیه‌بندی‌های جنسیتی و مسائلی که اخیرا درباره اختصاص بورسیه‌های‌ غیرقانونی برای کارکنان وزارت علوم سابق و دانشجوهای برخی تشکل‌های خاص شنیده می‌شود؟

طبیعی است مجلسی که در آن تعدادی از نمایندگان خودشان از بورسیه‌های دولت احمدی‌نژاد استفاده کرده‌اند از کدام حق باید دفاع کنند؟ برخی نمایندگان که با لیسانس وارد شدند و دکتر شدند در کدام کنکور شرکت کردند و در کدام دانشگاه درس خواندند؟ طبیعی است که از بورسیه‌های غیرقانونی حرفی نزنند.

 

گفتگو با جبار کوچکی‌نژاد، نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس:

انتصاب‌های فرجی دانا تند بوده

جبار کوچکی‌نژاد از نمایندگان امضا کننده طرح سوال از فرجی دانا بود که پیش از این در صحبت‌هایش از بحث دانشجویان ستاره‌دار و بازگشت آنها به دانشگاه را یکی از مواردی دانسته بود که وزیر باید پاسخگوی آنها باشد. به گفته او «اینکه دانشجویان ستاره‌دار چند نفر و در قالب چه گروه‌هایی هستند و با توجه به اینکه نباید در دانشگاه ادامه تحصیل می‌کردند لازم است توضیحاتی در خصوص ورود آنها به مراکز آموزش عالی ارایه شود.» این نماینده درباره انتصابات در بدنه وزارت علوم گفته بود: «فرجی دانا قبل از رای اعتماد از مجلس با حضور در کمیسیون آموزش و تحقیقات اعلام کرد که اعتدال را رعایت کند و از نیروهایی استفاده کند که دارای پرونده‌هایی در زمان کوی دانشگاه و حوادث سال 88 نداشته باشند.» از او درباره حدود اختیارات مجلس درباره انتصابات وزیر سوال کرده‌ایم.

-آقای کوچکی‌نژاد با توجه به این که شما حامی طرح سوال از وزیر علوم هستید، دلیل اینکه از توضیحات آقای فرجی دانا قانع نشده‌اید چیست؟

سوال در چهارچوب قانون است. توضیحات آقای فرجی دانا نمایندگان را قانع نکرد. ایشان در زمان رای اعتماد قرار شد مسائلی را رعایت کند و از نیروهایی که در جریان فتنه و 18 تیر فعال بودند در وزارت علوم استفاده نکند. متاسفانه انتصاب‌هایی که داشته مقداری تند بوده و مجلس با آن مساله دارد.

-مگر مجلس درباره انتصابات وزیر هم دخالت دارد؟

در قانون اساسی گفته‌اند که نمایندگان در همه امورات کشور می‌توانند نظارت کنند. اگر جایی اشکالی می‌بینند تذکر دهند و پیگیری کنند.

-می‌شود ماده قانونی درباره نظارت مجلس بر انتصابات وزیر را ذکر کنید؟

ماده قانونی نیست. ببینید اصل 85 به طور کلی گفته نظارت نمایندگان بر همه امورات کشور.

-اگر این افراد جرمی داشته‌اند باید قوه قضاییه آن را بررسی کند. مجلس مسئول این کار نیست.

ما نمی گوییم جرم. ما می‌گوییم همین که طرف مدرک ازش هست که در اجتماعی حضور داشته که علیه مصالح نظام صحبت شده نمی‌تواند در مسند بالای وزارتخانه قرار بگیرد.

-اما شما به وزیر رای اعتماد داده‌اید. 

وزیر باید حدودی را که قانون برایش مشخص کرده رعایت کند. یکی از حدود این است که دانشگاه را به دست کسانی بسپرد که آرامش و امنیت آن را تامین کند. اگر نکرد مجلس می تواند سوال کند.

-اولویت‌های مجلس برای نظارت بر کار وزیر علوم چیست؟

مجلس هر جا احساس کند مشکلی برای مردم ایجاد می‌شود یا برای دانشگاه و دانشگاهیان مساله‌ای پیش آمده وارد می‌شود.

-اما مسائل مختلفی هست که مجلس وارد آنها نشده. مثل مساله اختصاص بورسیه‌ غیرقانونی برای کارکنان وزارت علوم سابق و دانشجوهای برخی تشکل‌های خاص. یا مثلا همین دو هفته پیش انتخابات دفتر تحکیم وحدت غیرقانونی برگزار شد و معاون دانشجویی وزیر بهداشت هم آن را غیرقانونی اعلام کرد و دانشجویان هم در بیانیه‌هایشان اعتراض کردند. اما مجلس در این باره اقدامی نکرد. آیا مسائل دانشجویان و تبعیض‌ها از اولویت‌های مجلس نیست؟

درباره اموراتی که به ما برسد و مردم شکایتی داشته باشند، یا خود نماینده به مسائلی برخورد کند و احساس کند که از قانون دارد استفاده ابزاری می‌شود، مجلس دخالت می‌کند اما قرار نیست در همه امور وارد شویم.

 این مطلب در شماره 544 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-bidi-font-family:Arial;}

گزارشی از مهر پر حادثه دانشگاه

گزارشی از مهر پر حادثه دانشگاه

آب و برق و گاز و سوسیس و فلک در کارند...

وسط رفتن و آمدن رئیس دانشگاه‌ها و رئیس جمهور به دانشگاه و برگشتن 13 استاد اخراجی دانشگاه علامه‌طباطبایی و خبرهای خوب دیگر، هر چه اخبار را بالا و پایین کردیم حادثه پشت حادثه بود که اول مهری گریبان دانشجوها را گرفته و ول نمی‌کند. هنوز حوادث تلخ سال تحصیلی قبل و قول‌های عمل نشده برای پیگیری علت و مقصرشان از یاد دانشگاهیان نرفته. با مرگ آمنه زنگنه در حمام خوابگاه دانشگاه امیرکبیر هنوز کسی مقصر شناخته نشده و سقوط آسانسور در خوابگاه این دانشگاه هیچ مسئولیتی بر گردن کسی نینداخته و حتی پاشیده شدن اسید آزمایشگاه به صورت دو دختر دانشجو در آزمایشگاه بیوشیمی دانشگاه آزاد فلاورجان که آذر ماه سال 90 به خاطر نبود عینک ایمنی و تجهیزات آزمایشگاهی اتفاق افتاد، هیچ کس را راهی دادگاه و هیچ آزمایشگاه نامجهزی را تعطیل نکرده. امسال هم خبرهای ناخوشایند با دوز بالایی هجوم آورده‌اند و از سلف سرویس و آزمایشگاه گرفته تا خوابگاه و جاده‌های بین شهری را پوشش داده‌اند! هر چند همه این اتفاقات در داخل دانشگاه‌ها نیفتاده‌اند، اما تلاشی برای ارتقا ایمنی دانشجویان در دانشگاه‌ها ضرر ندارد. کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند!

18 شهریور؛ دانشگاه صنعتی اصفهان سیاه‌پوش شد

هنوز مهر نیامده بود که سال تحصیلی با سیاه‌پوشی دانشگاه صنعتی اصفهان شروع شد. حادثه برخورد دو اتوبوس اسکانیا در آزادراه تهران-قم که جان 44 نفر را گرفته بود، سه دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان را هم با خود برد.‏ آن روز از بد حادثه باید دو اتوبوس مسافربری از کنار هم عبور می‌کردند و یکی از آنها با ترکیدن چرخش از مسیر منحرف می‌شد و با دیگری برخورد می‌کرد. حادثه کار خودش را کرد؛ محمد امین میانجی دانشجوی مهندسی مکانیک، محمد کاظم مرادی دانشجوی مهندسی صنایع و عرفان امین‌الرعایا دانش‌آموخته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشجوی ارشد دانشگاه تهران هر سه در این حادثه از دنیا رفتند.

9 مهر؛ برق‌گرفتگی در کارگاه برق دانشگاه سمنان

مهر امسال برای دانشگاه سمنانی‌ها خوش یمن نبود. همان روزهای اول حادثه تلخی آنها را در شوک و اندوه فرو برد. نهم مهر بود که خبر رسید مجتبی بانی، دانشجوی ترم پنج رشته برق، دچار برق‌گرفتگی شده و از دنیا رفته. رئیس دانشگاه سمنان در مصاحبه با خبرگزاری‌ها، به تاسی از پلیس راه(!) علت مرگ او را خواب آلودگی و دقت پایین در کار دانست و حادثه را این طور توصیف کرد که دانشجوی گرمساری دو دست خود را به دو فاز مختلف زده و این باعث شده برق وارد بدنش شود و دچار ایست قلبی شود. دکتر خیرالدین که همان روزها دانشجوهای دانشگاه سمنان دست به کار جمع‌آوری امضا برای برکناری‌اش از ریاست بودند، هیچ رقمه زیر بار کمبود امکانات و نبود نظارت در کارگاه برق نرفت و درباره ایمنی آن گفت: «این کارگاه بیش از 20 سال است که کار می‌کند و یکی از مجربترین کارشناسان دانشگاه آنجا مشغول فعالیت است. تمهیدات ایمنی لازم در کارگاه پیش‌بینی شده که طی 20 تا 25 سال گذشته هیچ اتفاقی نیفتاده است.»

15 مهر؛ دانشگاه شیراز و  بیماری ناشناخته

150 دانشجوی دانشگاه شیراز یکباره سر از بیمارستان در آوردند اما مسئولان دانشگاه اصرار دارند که مشکل از غذای دانشگاه نبوده و شاید یک بیماری ناشناخته در شهر شیراز غیر از دانشجوها، دیگران را هم راهی بیمارستان کند. دانشجویان خوابگاه‌های 3 تا 14 ارم دانشگاه شیراز خودشان به خبرنگاران گفته‌اند که با خوردن خوراک سوسیس که در سلف سرویس دانشگاه سرو شده بود مسموم شدند. اما غلامرضا رخشنده‌رو، معاون دانشجویی دانشگاه شیراز می‌گوید بر اساس نظر کارشناسان بهداشتی، علت بیماری دانشجویان غذا نبوده. دکتر موذنی رئیس دانشگاه شیراز هم گفته شاید مساله ناشی از یک بیماری ناشناخته بوده که از دانشجویان جدیدالورود منتقل شده.

21مهر؛ گاز گرفتگی دو دانشجوی دانشگاه بجنورد

مهر از نیمه گذشته بود که فرمانده عملیات آتش‌نشانی بجنورد خبر داد گاز گرفتگی در این شهر جان دو دانشجو را گرفته. با اعلام گاز گرفتگی سه جوان به آتش‌نشانی، آنها در محل حاضر شدند اما دو نفر از جوان‌ها که دانشجویان دانشگاه بجنورد بودند، جان‌شان را از دست داده بودند. آنها در خانه دانشجویی زندگی می‌کردند و در رشته مشاوره دانشگاه بجنورد در حال تحصیل بودند. روزنامه خراسان بعد از وقوع این حادثه نوشت: «علت مرگ 2 دانشجوي دانشگاه بجنورد در ابتداي سال تحصيلي بر اثر گاز گرفتگي را شايد خيلي‌ها بي‌توجهي مسئولان به وضعيت صنفي‌‌رفاهي دانشجويان و به بهره‌برداري نرسيدن خوابگاه بدانند اما سؤال اين است که چرا دانشجويان دانشگاه‌ها به زندگي در خانه‌هاي دانشجويي با کمترين امکانات تمايل دارند و چرا والدين آن‌ها اين وضعيت را مي‌پذيرند؟ از سويي ديگر بايد به اين موضوع پرداخت که چرا صاحب‌خانه‌ها، بدون در نظر گرفتن مسائل ايمني منازل شان را اجاره مي‌دهند؟»

21مهر؛ مسمومیت با تن ماهی در خوابگاه دختران

خوش‌شانس‌ترین حادثه دیده‌های مهر امسال دختران خوابگاه ولی‌عصر(عج) در تهران بودند که بعد از مصرف تن ماهی نجوشانده دچار مسمومیت شدند، اما خوشبختانه خودشان فورا با اورژانس تماس گرفتند و به بیمارستان رفتند. این 5 دختر حالشان خوب است و از این به بعد قرار است همه کنسروها را 20 دقیقه بجوشانند!

20 مهر؛ خودکشی در خوابگاه علوم پزشکی همدان

اخبار غم‌انگیز سال تحصیلی با خبر مرگ ناگهانی یک دانشجوی پرستاری در خوابگاه دختران دانشگاه علوم پزشکی همدان تکمیل شد. شایعه قتل در خوابگاه و نگرانی بقیه دانشجویان در روزهای اول انتشار خبر، باعث شد دانشگاه تعداد نگهبانان خوابگاه را افزایش دهد و ورود و خروج به محوطه را تحت کنترل شدیدتری قرار دهد. اما با مشخص شدن نتیجه بررسی‌های پزشکی قانونی فرضیه قتل رد شد. مرگ این دختر 19 ساله که شب حادثه در اتاقش تنها بوده و دوستانش صبح روز بعد با جسم بی‌جانش رو‌به‌رو شدند، به تشخیص پزشکان، خودکشی اعلام شد. هيچ اثری از ضرب و جرح، كبودي و درگيري روی بدنش وجود نداشت اما شیار حلق‌آویزی و آثار خفگی بر گردنش دیده شده بود. پزشکان گفته‌اند او خودش را از بالای تخت دو طبقه پرت کرده و  شكستگي مهره گردن و خفگي ناشي از فشار بر گردن علت مرگ او بوده و شوك اوليه ضربه باعث مرگ مغزي شده. رئیس پلیس آگاهی استان همدان هم بر اساس مستندات و آخرین تماس‌ها و پیامک‌های تلفن این دانشجو گفته علت خودكشي او، موضوعات عاطفي بوده است.

این مطلب در شماره 541 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

دانشجوی نمونه از معیارها تا جایزه‌‌ها

دانشجوی نمونه از معیارها تا جایزه‌‌ها

این دانشجو یه دونه‌س، اونم واسه نمونه‌س

چند سالی است که این موقع‌ها خبر می‌آید دانشجوها می‌توانند برای انتخاب دانشجوی نمونه ثبت نام کنند. امسال هم ثبت نام شروع شده و هر کس احساس می‌کند در دوران دانشجویی‌اش خیلی فعال و کار درست و درس‌خوان بوده می‌تواند اسمش را بنویسد تا شرایطش بررسی شود. البته اگر هنوز دانشجو باشد. اما معیارهای انتخاب چیست؟ اگر می‌خواهید یه دونه باشید و نمونه باشید، این گزارش را بخوانید تا از راه و چاهش سر دربیاورید.

چگونه نمونه شویم

اول از همه باید آیین‌نامه انتخاب دانشجوی نمونه را بخوانید و ببینید اصلا شرایطش را دارید یا نه. جدیدترین آیین‌نامه انتخاب دانشجوی نمونه در سال 89 به تصویب وزرای علوم و بهداشت وقت رسیده و معیار انتخاب دانشجوی نمونه در همه دانشگاه‌های کشور است. بر اساس آن «دانشجوي نمونه فردي است كه به لحاظ ويژگي‌هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي و رعايت شئون دانشجويي سرآمد دانشجويان ديگر باشد.» هر کدام از معیارها جداگانه توضیح داده شده‌اند و روش اندازه‌گیری‌شان مشخص شده. اما شرط و شروطی هم در کار است.

سابقه محکومیت انضباطی ممنوع

دانشجويی كه حداقل يك نيمسال تحصيلي را در یک مقطع گذرانده باشد و معدل کل داشته باشد می‌‌تواند در رقابت شرکت کند. داشتن حداقل معدل كل و كسب حداقل امتياز از بخشهاي پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي و شئون دانشجويي هم براي شركت در اين رقابت الزامي است. اما هر دانشجو در هر مقطع فقط یک بار می‌تواند به عنوان دانشجوی نمونه کشوری انتخاب شود و تلاش بیش از حد مانع کسب بقیه است! دانشجويان داراي سابقه محكوميت در شوراي انضباطي دانشگاه و يا مراجع قانوني ذيربط امكان شركت در اين رقابت را ندارند.

شئونات بیشتر برای دکترها

امتیازهای هر دسته از فعالیت‌ها برای همه مقطع‌ها یکسان نیست. حداکثر امتیاز شئونات دانشجویی برای دانشجوهای دکتری تخصصی 10 است اما برای مقطع‌های پایین‌تر 5. دکترها از معیارهای فرهنگی و اجتماعی هم باید نمره بالاتری کسب کنند و حداقل 15 امتیاز بگیرند. در حالی که برای مقطع‌های پایین‌تر حداقل امتیاز 10 است. در عوض آنها به امتیاز المپیادهای علمی نیاز ندارند و از امتیاز آموزشی هم نمره کمتری لازم دارند! ولی امتیاز پژوهشی بیشتر به دردشان می‌خورد.

تجاری‌سازی علم

امتیاز علمی بر اساس نمره معدل داده می‌شود. هر رتبه المپیادهای علمی هم امتیاز مشخصی دارد. امتیاز کارهای پژوهشی بستگی به نوع نشریه‌ای که مقاله در آن چاپ شده و همین طور تعداد نویسندگان مقاله دارد که هر چه کمتر باشد برای دانشجو امتیاز بیشتری همراه دارد. ترجمه و گردآوری کتاب، اجرای طرح تحقیقاتی و تجاری‌سازی علم هم نمره علمی دارند.

بسیجی فعال 3 امتیاز، بقیه 1

در بخش فرهنگی و اجتماعی، رتبه آوردن در مسابقات قرآن، تالیف و گردآوری با موضوعات قرآنی، عضويت و همكاري در كانون‌هاي قرآني هر کدام امتیازی دارند. برای فعالیت سیاسی تشکلی اما امتیازها متفاوت است. به ازای هر سال عضويت عادي در بسيج دانشجويي دانشگاه يك امتياز و عضويت فعال سه امتياز می‌گیرید اما به ازای هر سال عضويت در بقیه تشکل‌های داراي مجوز دانشگاه و شورای صنفی يك امتياز می‌گیرید. حتی اگر از شدت فعالیت خودتان را کشته باشید! البته از بین همه اینها فقط یک عضویت پذیرفته می‌شود. عضويت فعال در كانون‌هاي هلال احمر و گروه‌هاي امداد و نجات و اردوهاي سازندگي، تاليف با موضوعات اجتماعي و سياسي، مشاركت و همكاري در تهيه نشريات دانشگاهي داراي مجوز هم امتیاز دارد. فعالیت‌های ادبی و هنری هم جزو امتیاز فرهنگی و اجتماعی به حساب می‌آید که شامل برگزیده شدن در مسابقات ادبی و هنری، مدرک مربی‌گری، تالیف، آثار، برگزاری نمایشگاه، شرکت در اردوهای راهیان نور و جهادی، اهدای خون!، شرکت در کارگاه‌های آموزشی مهارت‌های زندگی و چند مورد دیگر است.

ایثارگران، ورزشکاران، شئونات‌داران

ایثارگری هم برای دانشجویان نمونه امتیاز بالایی دارد؛ جانبازان70 درصد 25 امتياز می‌گیرند و جانبازان با درصد کمتر و خانواده‌های شهدا و جانبازان هم امتیازاتی می‌گیرند. فعالیت‌های ورزشی شامل کسب عناوین اول تا سوم در یک رشته ورزشی است که بسته به سطح برگزاری مسابقات امتیازبندی می‌شود. شئون دانشجویی شامل پايبندي به انجام فرايض ديني و متعهد بودن، رعايت پوشش اسلامي، رعايت مقررات و شئون دانشجويي و هنجارهاي اجتماعي، رعايت اخلاق و مسئوليتهاي حرفه‌اي و احترام به دیگران است.

مورد عجیب جایزه‌های زورکی

دانشجوهای نمونه‌ پارسال هنوز جایزه نگرفته‌اند

امسال فراخوان برای ثبت نام دانشجویان نمونه در شرایطی اعلام شده که نمونه‌های برگزیده پارسال هنوز به جایزه‌های وعده داده شده نرسیده‌اند و در تلاش‌اند جایزه‌هایی را که حق‌شان است و قرار بوده نتیجه رقابت‌شان باشد، بگیرند! محقق نشدن وعده‌های سال 91 باعث شده دانشجوهای نمونه نمایندگانی از بین خودشان انتخاب کنند و برای پیگیری جایزه‌ها از طرف بقیه با مسئولان رایزنی کنند. آنها وبلاگی هم ایجاد کرده‌اند که نتیجه پیگیری‌هایشان را در آن گزارش می‌کنند.

امین موسی رضایی از دانشجوهای نمونه سال 91 که در بین دانشجویان وزارت بهداشت، یعنی بچه‌های رشته‌های پزشکی برگزیده شده، به «چلچراغ» می‌گوید: «دانشجوهای نمونه در دو گروه وزارت علوم و وزارت بهداشت برگزیده می‌شوند اما همیشه در حق بچه‌های وزارت بهداشت موقع جایزه گرفتن اجحاف شده و به قول‌ها عمل نشده. تنها بخشی از جایزه که نقدی بود به همه بچه‌های وزارت علوم و بهداشت داده شده که به وزارت علومی‌ها سریع داده شد و به وزارت بهداشتی‌ها با تاخیر دو سه ماهه. اما جایزه شامل سهمیه و هزینه سفر حج و هزینه یک پراید هم بوده که هنوز دنبال آنها هستیم. هزینه خودرو هنوز به هیچ کس داده نشده. قول آن را دکتر احمدی‌نژاد داده بود ولی با تغییر دولت دیگر عملا پیگیری بچه‌ها نتیجه نداد و فعلا چیزی معلوم نیست. در مورد حج هم سالهای قبل برای هر دانشجوی نمونه 2 نفر سهمیه و هزینه پرداخت می‌شد برای اینکه یک همراه داشته باشد. امسال با توجه به گران شدن حج قول دادند دو سهمیه را بدهند اما با یک هزینه. وزارت علوم مبلغ یک و نیم میلیون را برای هزینه یک نفر داده اما بچه‌های وزارت بهداشت همین را هم دریافت نکردند.»

در وبلاگ دانشجوهای نمونه 91 علاوه بر وعده‌هایی که امین درباره‌شان به چلچراغ گفته، وعده عضویت دانشجویان نمونه در بنیاد ملی نخبگان هم یکی از مواردی است که نماینده‌های این دانشجویان پیگیری می‌کنند. بر اساس مصوبه شورای انقلاب فرهنگی، بنیاد ملی نخبگان باید هر سال 30 دانشجوی نمونه کشوری را جذب کند اما  در سالهای گذشته این کار را نکرده است.

این مطلب در شماره 540 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

برخورد دانشگاه یزد با دانشجویان خواستار تغییر ریاست

برخورد دانشگاه یزد با دانشجویان خواستار تغییر ریاست

آقای دکتر توفیقی! حواس‌تان به دانشگاه یزد باشد!

جدید نیست، اما در فضایی که رو به تغییر پیش رفته مثل وصله ناجور می‌ماند. کمیته انضباطی دانشگاه یزد این روزها حسابی فعال شده و به دانشجویانی که اظهار نارضایتی کرده‌اند و در نامه به سرپرست وزارت علوم خواستار تغییر رییس دانشگاه شده‌اند، بدجوری پیله کرده. دانشجویان می‌گویند کمیته انضباطی به شدت شروع به برخورد با دانشجویان منتقد کرده و بعضی از آنها را احضار کرده است.

یکی از دانشجویان دانشگاه یزد به «چلچراغ» می‌گوید: «ما حدود دو هفته‌ای هست که برای آقای توفیقی نامه نوشتیم و امضا جمع کردیم. درخواست‌مان در نامه تغییر ریاست دانشگاه بود اما به محض انتشار آن برخوردها شروع شد. یکی از دانشجوها که به کمیته انضباطی فراخوانده شد اتهامش تشویش اذهان عمومی و توهین به رئیس دانشگاه ذکر شد. مدرکی که به آن استناد کرده بودند یکی از پست‌هایی بود که در فیس‌بوک نوشته بود. در نهایت حکم تذکر کتبی برایش دادند. یکی دیگر از دانشجویان هم با همان اتهام احضار شده و هنوز حکمش مشخص نشده. این طور که خبر می‌رسد دو سه نفر دیگر هم پرونده‌شان در جریان است اما هنوز چیزی بهشان اعلام نشده.»

با این حال دانشجویان دانشگاه یزد نامه‌شان را منتشر کرده‌اند. در بخشی از آن خطاب به توفیقی آمده: «امضاهای پیوست شده به این نامه که افزون بر 1100 امضا می‌باشند، در مدت زمان کوتاهی توسط فعالان دانشجویی دانشگاه یزد، از دانشجویان جمع‌آوری شده است. لازم به ذکر است تعجیل در رساندن این نامه به دست شما، از آن روست که در همین مدت کوتاه و پس از شروع به جمع‌آوری امضا در سطح دانشگاه، مسئولان اقدام به برخورد با برخی از این فعالان کرده و به بهانه‌های واهی برای ایشان پرونده‌سازی نموده‌اند.» آنها در بیانیه پیوست این نامه نوشته‌اند: «جمعی از فعالان دانشجویی فعلی و سابق و دانشجویان دانشگاه یزد که شاهد مدیریت اسفبار در دانشگاه خویش در طی این سالها بوده‌اند، تغییر ریاست دانشگاه یزد را یک ضرورت مهم و فوری می‌دانند.»

این مطلب در شماره 539 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

چلچراغ پای درد دل دانشجویان معلول

چلچراغ پای درد دل دانشجویان معلول

با رتبه عالی دانشگاه را از دست دادم

به بهانه روز عصای سفید

لپ‌تاپش را که باز می‌کند منتظرم از کسی کمک بگیرد تا مقاله‌ای را که دنبالش می‌گردد پیدا کند و به استادش نشان بدهد. اما بر خلاف تصورم در همان حال که لپ‌تاپ روی پایش است عصای سفید را تا می‌کند و کنار می‌گذارد و شروع می‌کند به لمس کردن دکمه‌ها. چند لحظه بیشتر طول نمی‌کشد که مقاله را ای‌میل کرده به استاد و حالا استاد در کامپیوتر خودش دارد آن را می‌خواند. او دانشجوی فوق لیسانس است اما با بقیه همکلاسی‌هایش یک فرق نه چندان کوچک دارد. او نابیناست. اما انگار خودش این تفاوت را به اندازه بقیه احساس نمی‌کند. دیگران که او را می‌بینند، سعی می‌کنند با جمله‌هایی مثل «کمی این طرف‌تر» یا «به دیوار نزدیک می‌شوی» راهنمایی‌اش کنند اما آنها این کار را بکنند یا نه، او به زودی با عصایش دیوار را لمس می‌کند و مسیرش را تغیر می‌دهد. نابینایان در دانشگاه نسبت به بعضی دیگر از معلولان مشکلات کمتری دارند. اما اگر پای صحبت معلولان جسمی-حرکتی بنشینی حرف‌های بیشتری برای گفتن دارند. بعضی از آنها در بهترین دانشگاه‌ها قبول می‌شوند اما به خاطر معلولیت هرگز نمی‌توانند به آرزوی نشستن سر کلاس‌ برسند. بعضی دیگر هم باید برای رسیدن به حق‌شان دردسرهای زیادی بکشند. پای صحبت‌های تعدادی از معلولان دانشجو نشستیم تا ببینیم روزگار دانشجویی‌شان چه طور می‌گذرد.

منشی نابینایان پیدا نمی‌شود

همه چیز آن قدر هم برای یک دانشجوی نابینا ساده نیست و با عصای سفید حل نمی‌شود. محمد برای خواندن اغلب درسها نیاز دارد یکی از همکلاسی‌ها متن را بلند بخواند و او یاد بگیرد. منابع درسی را اصلا نمی‌شود با خط بریل پیدا کرد و ضبط کردن صدای استاد هم تمام مشکل را حل نمی‌کند. برای بعضی کارهایی که در اختیار لپ‌تاپ و موبایل مخصوص خودش نباشد نیاز به کمک همکلاسی‌ها دارد اما می‌گوید آنها بدون چشم‌داشت کمکش می‌کنند. مدتی هم منشی مخصوص نابینایان داشته اما فعلا کسی را برای این ترمش پیدا نکرده. می‌گوید این یکی دردسر تازه‌ای است. دانشجویان نابینا معمولا مبلغی ماهانه به منشی که از دانشجویان همان دانشگاه یا همکلاسی‌هاست می‌دهند تا در کارها از او کمک بگیرند اما افراد زیادی نیستند که حاضرند با مبلغ پایینی که یک دانشجوی نابینا در اختیارش می‌گذارد کار کنند.

دانشگاهی برای معلولان

مهدیه را در دانشگاه معلولان می‌بینم. با دوستش آمده کارهای آموزشی شروع ترم را انجام بدهد که سراغشان می‌روم. اسم هر دو مهدیه است و در دانشگاه مخصوص خودشان با هم دوست شده‌اند. مجتمع رعد، یکی از واحدهای دانشگاه جامع علمی-کاربردی است که موسسه خیریه رعد آن را برای تحصیل معلولان مناسب‌سازی کرده و تعداد زیادی از دانشجویانش معلول هستند.

مناسب‌سازی از سرویس رفت و آمد و آسانسور شروع می‌شود و تا جزئیاتی مثل صندلی‌ کلاس‌ها و ارتفاع میزها می‌رسد. اینجا همه چیز با وضعیت آنها هماهنگ می‌شود و کسانی هستند که فکری برای مشکل‌شان بکنند. میله‌های روی دیوار راهروها و سالن می‌گوید معلولانی که عصا دست می‌گیرند برای رد شدن از اینجا مشکلی ندارند و درهای بزرگ آسانسور می‌گوید ویلچری‌ها برای بالا و پایین شدن در طبقات، غصه پله ندارند. به قول مهدیه اینجا از کارگر خدمات تا بالاترین فرد دانشگاه شرایط معلولان را درک می‌کنند. شاید برای همین عاشق اینجا شده‌اند و دوست دارند مقطع‌های بالاتر هم در این دانشگاه راه اندازی شود.

اینجا ما را درک می‌کنند

در طبقه دوم ساختمان، در راهروی آموزش، مهدیه و مهدیه در حال تنظیم کردن واحدهایشان برای ترم جدید هستند. درباره دانشگاه که می‌پرسم گل از گل‌شان می‌شکفد: «وقتی اینجا تاسیس شد انگار دنیا را به ما دادند.» مهدیه کردی در 13 سالگی بر اثر بیماری دچار معلولیت شده و روی ویلچر می‌نشیند. او می‌گوید پیش از این یک بار با رتبه خوبی که در کنکور آورده بود می‌توانست دانشگاه قبول شود اما از ترسش اصلا انتخاب رشته نکرد چون دانشگاهی که می‌خواست دور بود و رفت و آمد برایش یک ماجرای جدید می‌شد. حالا می‌گوید: «اینجا من خیلی راحت می‌توانم بگویم این میز برای من مناسب نیست. اما اگر در دانشگاه دیگری درس می‌خواندم این اصلا امکان‌پذیر نبود. یکی از دوستان من چند وقت پیش از دانشگاه آزاد تهران شمال انصراف داد چون مجبور بود هر ترم پیگیری کند که کلاس‌هایش را جا‌به‌جا کند و با او راه نمی‌آمدند. اینجا اما می‌دانند چه کسی چه توانایی‌هایی دارد و چه کسی به استراحت بیشتر نیاز دارد. ما اولین روز 16 تا بیشتر نبودیم. همه با هم متحد شدیم و این دانشگاه تاسیس شد. اما کاش مقطع‌های بالاتر هم باشد که ما بعد از تمام شدن درس‌مان برای ادامه تحصیل سرگردان نشویم.»

با آدم‌های سالم رقابت می‌کنیم

مهدیه سرلک که در 10 سالگی بر اثر تصادف رانندگی پاهایش را از دست داده و روی ویلچر می‌نشیند، حرف‌های دوستش را تایید می‌کند و می‌گوید: «ما محدودیت‌های فیزیکی داریم اما خیلی کارها می‌توانیم انجام بدهیم. اگر موقعیت داشته باشیم به سادگی می‌توانیم با آدم‌های سالم رقابت کنیم. اما مشکلات ما یکی دو تا نیست. کار برای معلولان به سختی پیدا می‌شود. اگر هم پیدا شود ما در ماه سرویس‌های محدودی می‌توانیم از طریق بهزیستی برای رفت و آمد داشته باشیم و سر کار رفتن بسیار مشکل می‌شود و باید اندازه حقوق‌مان پول آژانس بدهیم.»

مهدیه کردی هم درباره مشکل رفت و آمد می‌گوید: «سرویس‌های بهزیستی گاهی شارژ نمی‌شود. مثلا ما ترم قبل سه روز در هفته کلاس داشتیم اما دو روز سرویس داشتیم. اگر با آژانس بخواهیم رفت و آمد کنیم به جز هزینه‌اش، گاهی با امتناع راننده هم رو‌به‌رو می‌شویم که قبول نمی‌کند ویلچر را در صندوق عقب بگذارد مبادا به ماشینش آسیب برسد.»

تحصیل معلولان بدون شهریه

سالهاست صحبت از کمک سازمان بهزیستی به دانشجویان معلول برای پرداخت شهریه دانشگاه بوده که این وعده‌ها با بودجه‌های محدود این سازمان نتوانسته عملی شود. اما مدیر عامل مجتمع رعد می‌گوید در این دانشگاه از دانشجویان معلول شهریه‌ای دریافت نمی‌شود و آنها رایگان تحصیل می‌کنند. هیات امنای دانشگاه نیکوکاری رعد سال 89 اولین دوره را برای دانشجویان معلول در رشته‌های حسابداری، مددکاری اجتماعی، مربی پیش دبستانی و آی‌تی در سطح کاردانی ایجاد کرد. رشته‌های گرافیک، ورزش و آسیب‌های اجتماعی هم به رشته‌های دانشگاه اضافه شد. حالا 600 دانشجو در مجتمع رعد درس می‌خوانند که حدود 70 نفر از آنها معلولان جسمی-حرکتی هستند. ... می‌گوید: «سرویس بهداشتی، آسانسور و فضا کاملا برای آنها آماده شده و برای آموزش و امتحان می‌توانند از منشی استفاده کنند. در این دانشگاه معلولان از سایر دانشجویان جدا نیستند و سعی بر این است که آنها کنار هم درس بخوانند اما امکانات محیطی طوری فراهم شده که مشکلی نداشته باشند. در آینده تلاش می‌‌کنیم رشته‌های این دانشگاه از دایره پودمانی بیرون بیاید و معلولان بتوانند در مقطع کارشناسی هم درس بخوانند. البته به دلیل نیاز به سنخیت رشته‌ها با نیازها و توانایی‌های هر کدام از معلولان، مصاحبه ظاهری برای پذیرش آنها در رشته‌ها انجام خواهد شد تا در آینده برای اشتغال مشکلات کمتری داشته باشند.»

ماهیگیری به جای ماهی

بسیاری از کارشناسان و مددکاران اجتماعی معتقدند معلولان نباید در محیط‌هایی جداگانه و مخصوص محصور شوند بلکه آنها هم باید مثل بقیه مردم از امکانات عمومی برخوردار باشند. اما در وضعیتی که دانشگاه‌ها خود را موظف به مناسب‌سازی محیط‌شان نمی‌دانند معلولان به این دانشگاه دل بسته‌اند که البته آنها را همراه با 500 دانشجوی سالم سر کلاس‌ها می‌نشاند. آنها امیدوارند بتوانند شرایط را عوض کنند. مثل مهدیه که می‌گوید: «مردم ما مردم خیری هستند اما نمی‌دانند چه طور باید به معلولان کمک کنند. فکر می‌کنم ایجاد کردن فرصت‌هایی برای کار و تجربه خیلی بیشتر از پول نقد به معلولان کمک می‌کند. دوست دارم مردم بدانند ما هم یک روزی مثل آنها سالم بودیم و راه می‌رفتیم اما امکان دارد یک حادثه خدای نکرده برای هر کسی پیش بیاید.»

این مطلب در شماره 539 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

دانشجویان دانشگاه یاسوج می‌خواهند رئیس‌شان برکنار شود

دانشجویان دانشگاه یاسوج می‌خواهند رئیس‌شان برکنار شود

ما ستاره‌داران آسمان سرزمین‌مانیم

سرپرست وزارت علوم در وضعیت سختی گرفتار شده. از یک طرف بعضی‌ها به او معترضند که چرا رئیس یک دانشگاه را برکنار کرده و از طرف دیگر دانشجوها از دانشگاه‌های مختلف نامه می‌نویسند و درخواست می‌کنند توفیقی به شرایط این 8 سال پایان بدهد و رئیس دانشگاه‌شان را برکنار کند! بعد از دانشگاه‌های صنعتی اصفهان، علامه طباطبایی، یزد و... جمعی از دانشجویان دانشگاه یاسوج هم دست به کار نامه‌نویسی شده‌اند و برکناری دکتر اردوان ارژنگ را خواسته‌اند.

یکی از دانشجویان سابق این دانشگاه که به دلیل برخوردهای دانشگاه تحصیلش نیمه‌کاره ماند به چلچراغ می‌گوید: «آقای ارژنگ از 8 سال پیش رئیس دانشگاه یاسوج شد و به سرعت فضای دانشگاه را امنیتی کرد تا جایی که در یک تحصن صنفی در سال 85 در یک ترم 17-18 نفر از یک تا 4 ترم تعلیق شدند.»

امین خسروی یکی دیگر از دانشجوهای یاسوجی است که از نویسندگان نامه نبوده و فکر نمی‌کند تحول اساسی با نامه نوشتن و تغییر رئیس دانشگاه رخ بدهد. او می‌گوید نحوه انتخاب شدن رئیس و انتصابی بودنش باعث می‌شود پاسخگو نباشد. اما او هم از آقای ارژنگ شاکی است و می‌گوید: «تمام فعالیت‌های فرهنگی و نشریات دانشجویی در زمان او نابود شدند. کانون شعر، فیلم و تئاتر و گردشگری تعطیل شدند. ما حتی شورای صنفی هم نداشتیم. اتفاقات عجیبی هم در حوزه آموزش می‌افتاد. مثلا کجا دیده‌اید یک نفر هم‌زمان هم مدیر گروه علوم سیاسی باشد هم تاریخ! در زمان او دکتر راسخ، یکی از بهترین استادان جامعه‌شناسی ایران از این دانشگاه اخراج شد و استادانی بودند که 2 سال در حالت تعلیق بودند و واحدی برای درس دادن نداشتند. در برابر آن، پروسه ارتقا استادان که یک رویه طولانی است، برای بعضی استادان یک شبه اتفاق می‌افتاد.»

دانشجوی کارشناسی ارشد کارگری می‌کند

امین خودش هم از دانشجویان تعلیقی دوران ریاست ارژنگ بوده که به زحمت توانسته فارغ‌التحصیل شود اما در میانه تحصیل کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد با ممانعت از ادامه تحصیلش رو‌به‌رو شده. او معتقد است رئیس دانشگاه تنها یکی از مشکلات دانشجویان یاسوج است و نیروهای خودسر در این سالها به دانشجویان فشار زیادی وارد کرده‌اند: «یکی از تحصن‌های صنفی دانشجویان قبل از سال 88 به دلیل نصب دوربین و بستن چند نشریه دانشجویی به راه افتاده بود که نیروهای خودسر به دانشگاه آمدند. البته رئیس دانشگاه هم ممانعتی در این راه ایجاد نکرد و حتی خود او پیش از آقای احمدی‌نژاد دانشجویان دانشگاه را خس و خاشاک خطاب کرد. من هم در جریان این اعتراض‌ها تعلیق خوردم و بعد در مهر ماه به همدان منتقل شدم. اما آنجا هم هیچ فایل انتخاب واحدی نداشتم و در واقع وضعیت من تعلیق بود. بعد از آن هم چند بار دیگر نیروهای خودسر مستقیما به داخل دانشگاه آمدند و با دانشجویان برخورد کردند. 16-17 نفر دوباره بین یک ترم و دو ترم تعلیق شدند. 5-6 نفر از دانشجویان دانشگاه یاسوج در آن زمان در زندان بودند و من هم دوباره دو ترم تعلیق خوردم. با این حال به دیوان عدالت اداری اعتراض کردم و دیوان حکم داد که تعلیق من غیرقانونی است. اما جالب اینجا بود که رئیس دانشگاه به من گفت این حکم برای من ارزشی ندارد. وقتی مدرک کارشناسی را هر طور بود گرفتم، برای کارشناسی ارشد امتحان دادم اما جوابی نیامد و ناچار به دانشگاه آزاد رفتم. یک ترم که درس خواندم نامه محرمانه برای رئیس واحد آمد که از ادامه تحصیل من جلوگیری شود. در قسمت حراست به من گفتند «کمیته تعیین صلاحیت» این نامه را داده اما به من هیچ نام و نشانی ندادند که بدانم اصلا کمیته تعیین صلاحیت چه هست و کجاست و چه کسی مرا از تحصیل محروم کرده. الان هم که با شما صحبت می‌کنم مشغول کارگری هستم.»

بعضی دانشجویان مدعی‌اند استخدام بعضی کارمندان و بورسیه کردن آنها بر خلاف روند اداری در این دانشگاه اتفاق افتاده و این موضوع را در نامه‌شان ذکر کرده‌اند. آنها مدعی‌اند دانشگاه بسیاری از سرانه‌های دانشجویی را به آنها اختصاص نداده. یکی از دانشجویان ادعا می‌کند وام دانشجویان شبانه و بن کتاب دانشجویی کمتر از آنچه تخصیص داده می‌شد پرداخت می‌شد در حالی که تحقیقات دانشجویان از مراتب بالاتر نشان می‌داد مبلغ سرانه‌ها به دانشگاه فرستاده شده بود.

حالا آنها دست به کار نامه نوشتن به رئیس جمهور و سرپرست وزارت علوم شده‌اند. به گزارش قانون آنلاین در بخش‌هایی از نامه آنها آمده: «از دانشگاهی برایتان حکایت می‌کنیم که تنها به جرمِ اعتراض به کیفیت غذا و تعدادِ کم اتوبوس‌های دانشگاه و دوربین‌های مداربسته‌‌اش، در این چند ساله دست کم حدود 25 حکمِ انظباطی منع موقت از تحصیل از یک تا دو ترم را به خود دیده است و نیروی حراستش بارها و به طرق مختلف به تهدید و تحقیر دانشجویانش کمر بسته است. صدایمان از جایی بلند شده که دانشجویانش سه شبانه روز را در وسط جاده دانشگاه خوابیدند اما تنها جوابشان، استهزاء و بی‌اعتناییِ مسئولانِ دانشگاه بوده است. از دانشگاهی دادِ سخن سر می‌دهیم که دانشجویش در اعتراض به احکام سنگینِ انضباطی در محیط دانشگاه اعتصاب کرد و حراست دانشگاه که قرار بود حافظ و نگاه‌بانِ جانِ دانشجویانش باشد، او را به طرزی شنیع بر زمین کشاندند و در مقابل دهان‌هایِ وامانده، همچون مجرمان خطرناک به نیرویِ انتظامی و اداره آگاهی تحولیش دادند! از ملغمه‌ای جنابعالی را به دادخواهی می‌خوانیم و به کمک می‌طلبیم که بورس‌های تحصیلی‌اش دو دستی به نااهلان و نابخردان اعطا می‌گردد. آقای رئیس جمهور، ما ستاره‌دارانِ آسمانِ سرزمینِ‌مانیم و با استناد به سخنان معقول و به یمنِ حضورِ همراه با اعتدالِ‌تان، حیاتی نو و تنفسی تازه را در ساختار مدیریتیِ دانشگاهمان خواستاریم.»

این مطلب در شماره 538 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.


سهمیه‌بندی جنسیتی دادگاهی می‌شود

فعالان حقوق زن به دیوان عدالت اداری شکایت کرده‌اند

سهمیه‌بندی جنسیتی دادگاهی می‌شود

غافلگیری‌های کنکور در این چند سال کم نبوده اما لقب فراگیرترین غافلگیری را به سادگی می‌شود تقدیم سهیمه‌بندی جنسیتی کرد که اغلب دختران کنکوری و شانس قبولی‌شان را تحت تاثیر قرار داد. سال 90 اولین سالی نبود که رشته‌های دانشگاهی برای دختران و پسران سهمیه‌بندی شدند، اما اولین سالی بود که این سهمیه‌ها بدون رودربایستی با ذکر تعداد پذیرش هر جنس برای کدرشته‌ها در دفترچه انتخاب رشته ذکر شده بود و جلوی تعداد پذیرش زن بعضی رشته‌ها خط تیره گذاشته شده بود. فاصله تعداد پذیرش دختران در مقایسه با پسران در بعضی رشته‌ها آن قدر زیاد بود که تقریبا می‌شد گفت این رشته‌ها هم پسرانه شده‌اند. یعنی دختران دور این رشته‌ها را خط بکشند. تعداد معدودی از رشته‌ها هم برای پسران بدون ظرفیت اعلام شده بود. تا پیش از آن، سهمیه‌ها آن طور که مسئولان سازمان سنجش می‌گفتند، به شکل 30درصد پذیرش مخصوص دختران، 30درصد پذیرش مخصوص پسران و 40درصد رقابتی محاسبه می‌شد که در اغلب رشته‌ها دختران سهم بیشتری را از آن 40درصد به دست می‌آوردند. اما حالا رقابت از صحنه کنار رفته بود و جبر زیستی باید درباره شانس قبولی داوطلبان تصمیم‌گیری می‌کرد. نه تنها کنکوری‌ها، که رسانه‌ها و دانشگاهیان هم نسبت به این موضوع اعتراض کردند و آن را دخالت مستقیم وزارت علوم در تعیین سرنوشت دانشجویان می‌دیدند. اما فایده‌ای نداشت. این رویه در سالهای بعد ادامه پیدا کرد و به کنکور کارشناسی ارشد هم راه پیدا کرد. حالا گروهی از زنان دانشجو و فعالان حقوقی دو شکایت در دیوان عدالت اداری ثبت کرده‌اند و می‌خواهند دانشگاه‌های سهمیه‌بندی کننده و وزارت علوم را برای پاسخ‌گویی به دیوان عدالت اداری بکشانند. این طور که یکی از اعضای این گروه به چلچراغ می‌گوید، بررسی این شکایت‌ها زمان زیادی می‌برد اما آنها قصد دارند تمام مراحل آن را طی کنند و شکایت‌ها را به سرانجام برسانند.

باید معلوم شود کار که بوده!

خیلی‌ها تا حالا ساکی شده‌اند که چرا دختران از بعضی رشته‌ها محروم می‌شوند اما تغییری در روند سهمیه‌بندی اتفاق نیفتاده. حالا ثبت شکایت‌ها چه تاثیری در ملغی شدن این برنامه دارد؟ مریم اله‌یاری فعال حقوق زنان و یکی از ثبت‌کنندگان این شکایت‌ها در پاسخ این سوال به چلچراغ می‌گوید: «اهمیت این کار در مشخص شدن جنبه‌های حقوقی قضیه است. همان طور که آقای بهمن کشاورز حقوقدان می‌گوید این کار می‌تواند جرم محسوب شود و به پیگیری قضایی نیاز دارد. مجلس پیش از این وزیر علوم را خواسته بود اما وزیر گفته بود دانشگاه‌ها خودشان این کار را کردند و هیچ کس مسئولیت آن را به عهده نگرفت. هیچ تبصره و قانونی هم پیدا نشد. پس باید مشخص می‌شد چه کسی این تصمیم را گرفته. این کار الزامی بود برای این که مشخص شود اعتراض به چیست.» مسئولان سازمان سنجش در گفتگویی با چلچراغ، کارگروه 5 وزارت علوم را تصمیم‌گیرنده سهمیه‌بندی جنسیتی معرفی کرده بودند اما نمایندگان مجلس موفق نشدند چیزی از زیر زبان کامران دانشجو بکشند و او آنها را متقاعد کرد که دانشگاه‌ها خودشان این تصمیم را گرفته‌اند. آن هم به طور همزمان و در یک سال! به هر حال شاکی‌ها هنوز درست نمی‌دانند که باید از چه کسی شاکی باشند. نتیجه بررسی‌های دیوان عدالت اداری باید این موضوع را مشخص کند.

همه شاکیان متحد می‌شوند

سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌های کل کشور همه کنکوری‌ها را به نحوی درگیر خود کرد. مریم اله‌یاری می‌گوید این گروه تلاش کرده دخترانی را که حق‌شان ضایع شده پیدا و با خود همراه کند: «در این یک سال به دنبال تمام افراد ذی‌نفع این ماجرا گشتیم تا بتونیم با همراهی آنها کار را پیش ببریم. از جمله دانشجویانی که سال 91 کنکور دادند و با رتبه‌ای که آورده بودند سال قبل می‌توانستند قبول شوند ولی رشته مورد نظرشان حذف شده بود. آنها دانشجوی یک دانشگاه کوچک‌تر و رشته دیگر شده بودند و از نگرانی این که در روند جدید دانشجویی‌شان اخلال اینجاد شود ترجیح دادند فعلا شکایت نکنند. ما دیدیم به عنوان یک گروه زنان این شکایت را از جنبه عمومی می‌توانیم ثبت کنیم تا کسانی که حقوق‌شان ضایع شده بتوانند به رشته‌هایی که می‌خواستند برگردند. ما در این یک سال که پیگیری می‌کردیم سراغ خیلی از وکلا رفتیم، با بیشتر از 20 وکیل خبره کشور مشورت کردیم و آنها متن دادخواست را ویرایش کرده‌اند. تمام فعالان باسابقه حقوق زنان هم در این کار شرکت داشته‌اند. اما در نهایت 13 نفر بودیم که دو شکایت را در دیوان عدالت اداری ثبت کردیم. 38 تا خوانده داریم که دیوان باید به همه آنها رسیدگی کند و هر کدام تا 1 ماه فرصت دارند به دیوان توضیح بدهند. این روند وقت‌گیری است اما قصد داریم تا آخرش پیگیری کنیم.» او درباره اعضای این گروه می‌گوید: «همه اعضا دانشجو یا فعالان حقوق زن هستند که در شکایت اول 8 نفر و در دومی 5 نفر شرکت داشته‌اند.»

حق دختران را پس می‌گیریم

در قانون اساسی ایران اصول مختلفی هست که به برابری زنان و حق تحصیل برای همه اشاره می‌کند. استناد گروه فعالان حقوق زن هم به همین مواد قانونی بوده و تلاش می‌کنند دانشگاه‌ها را وادار به پذیرش این قوانین کنند. آنها در شکوائیه‌شان نوشته‌اند: «این تبعیض که در مغایرت صریح با برخی از اصول قانون اساسی از جمله اصول ۳، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۳۰ و ۴۰ است در سال ۹۱ رشد چشم‌گیری پیدا کرد به نحوی که سهمیه زنان در ۷۷ رشته در ۳۶ دانشگاه به صفر رسید و نه تنها زنان از انتخاب رشته‌های فنی- مهندسی که مردانه تعبیر می‌شوند محروم شدند بلکه چندین دانشگاه از پذیرش آنها در رشته‌هایی که سابقه فعالیت گسترده‌ای در آن دارند از جمله رشته‌های راهنمایی، مشاوره و مددکاری اجتماعی و رشته فرش دستباف خودداری کردند. تعدادی از فعالان حقوق زنان و دانشجویی جهت مخالفت با تبعیض اعمال شده و تلاش برای اعاده حقوق این دانشجویان با مشورت با تعدادی از وکلای مجرب دادگستری اقدام به تهیه دادخواستی کرده و با طی کردن روال قانونی از ۳۶ دانشگاه مورد اشاره، سازمان سنجش آموزش کشور و وزارت علوم و تحقیقات و فن‌آوری با کمک دو تن از وکلا به دیوان عدالت اداری شکایت کرده و آنها را ثبت کردند.» خواسته‌های شاکیان در متن دادخواست شامل ابطال و لغو تصمیم دانشگاه‌ها برای عدم پذیرش دختران در بعضی رشته‌ها، الزام به اعاده حقوق تضییع شده دانشجویان دختر و صدور دستور توقف اقدامات بوده است و روند بررسی آن همچنان طی می‌شود.

فعالان حقوق زن برای شکایت‌شان به این مواد قانونی استناد کرده‌اند:

در بندهای ۳،‌ ۹ و ۱۴ اصل سوم قانون اساسی وظیفه دولت مبنی بر «تعمیم آموزش و پرورش رایگان برای همه و تسهیل و گسترش آموزش عالی»، «رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی معنوی» و «تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون» تاکید شده است.

اصل ۱۹ قانون اساسی در فصل حقوق ملت تاکید می‌کند مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد و جنس، سبب امتیاز نخواهد بود.

اصل ۲۰ قانون اساسی اعلام می‌کند: همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند.

اصل۲۱ قانون اساسی در بند نخست خود خاطر نشان می‌کند دولت موظف به ایجاد زمینه‌های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی اوست.

اصل سی‌‌ام قانون اساسی اعلام می‌دارد دولت موظف به فراهم سازی وسایل آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه و گسترش زمینه‌های تحصیلات عالی تا سر حد خودکفایی به طور رایگان برای همهء مردم است.
اصل ۴۰ قانون اساسی مقرر می‌دارد، هیچ فردی نمی‌تواند حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.

این مطلب در شماره 538 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

ساکنان کوی دانشگاه تهران از وضعیت خوابگاه می‌گویند

ساکنان کوی دانشگاه تهران از وضعیت خوابگاه می‌گویند

جایی برای سنواتی‌ها نیست

شهر شلوغ دانشگاه تهرانی‌ها این روزها دوران آرام‌تری را می‌گذراند. خوابگاه معروفی که قدیمی‌ترین دانشجوهای دانشگاه تهران با آن خاطره دارند، بعد از سال 88 کم‌کم خلوت شد و مسئولان دانشگاه تهران با اسکان دادن دانشجویان کارشناسی در خوابگاه‌های دیگر، کوی دانشگاه تهران را به دانشجویان مقاطع بالاتر اختصاص دادند. با کم کردن جمعیت ساکن کوی، سر و صداهای این خوابگاه پرخاطره و پرحادثه هم فروکش کرده و خوابگاه‌های سطح شهر جور این مجتمع قدیمی را برای اسکان دانشجوهای جدید می‌کشند. اما انگار کوی هیچ وقت قرار نیست از غرغر دانشجوها و دسته‌گل‌هایی که مسئولانش آب می‌دهند خلاص شود! این بار هم صدای دانشجویان سنواتی در آمده و می‌گویند از ورود آنها به خوابگاه ممانعت شده. در حالی که سنواتی‌ها یعنی آنهایی که سالهای تحصیل‌شان از حد معین می‌گذرد اما درس‌شان تمام نمی‌شود، دیگر جایی در خوابگاه ندارند اما اطلاع‌رسانی نصفه و نیمه کوی دانشگاه باعث شده این دانشجویان بعضی شبها سر درگم بمانند و راهی به خوابگاه پیدا نکنند.

سکونت با شرایط ترکمنچای

یکی از ساکنان کوی که از برخورد مسئولان خوابگاه دل خوشی ندارد می‌گوید: «یادش به خیر چند سال قبل دانشجوها برای کوچکترین نیازهاشون هم اعتراض می‌کردن اما الان با دانشجوهای ارشد ترم 5 طوری برخورد می‌شود انگار مجرم است. پول خوابگاه را حدودا 2برابر از آنها می‌گیرند، بدترین ساختمان‌‌های کوی را به آنها می‌دهند و در اتاق‌هایی که حداکثر 3 نفر ظرفیت دارد 5 نفر را ساکن می‌کنند. 22شهریور مشخص شد به اکثریت قریب به اتفاق دانشجوهای ترم 5 اجازه سکونت در خوابگاه نداده‌اند و هیچ کدام اجازه ورود به کوی ندارند. آدم‌های جدید در اتاق‌هایشان مستقر شدند در حالی که هنوز وسایل آنها در اتاق هست. منتظرند تا شاید در روزهای بعدی با همان شرایط «ترکمنچای» به آنها خوابگاه بدهند! جالب اینجاست که مسئولان خوابگاه می‌گویند حق با شماست، سیستم اشتباه است، اما قانون است!»

بالاخره خوابگاه داریم یا نداریم؟

مهدی دانشجوی سابق دانشگاه تهران که می‌گوید به خاطر 24 ساعت تاخیر در گرفتن مجوز دفاع به علت کوتاهی استادش در امضای نامه‌ها 6 ترمه شده بود، درباره وضعیت سنواتی‌ها در خوابگاه می‌گوید: «اطلاع‌رسانی خوابگاه و رفتار مسئولانش در مورد سنواتی‌ها خیلی بد بود. در حدی که اواخر از کوی که برایم پر از خاطره بود متنفر شدم. ماجرا این  بود که سال گذشته بدون هیچ اطلاع قبلی، تعطیلی تیرماه زودتر از موعد اتفاقا افتاد و تقریبا کمتر از یک ماه به پایان ترم اطلاع دادند به سنواتی‌ها خوابگاه تعلق نمی‌گیرد. بعد قرار بر این شد که بعد از تعمیرات کوی به ما خوابگاه بدهند. اما خوابگاه 18 مرداد باز شد و خیلی‌ها از جمله من از پایان‌نامه عقب افتادیم. پیش می‌آمد که مجبور می‌شدم شب از شهرم راه بیفتم، تا عصر در دانشگاه کارم در آزمایشگاه تمام می‌شد و شب بر می‌گشتم. این اتفاق در هفته 2-3 باز تکرار می‌شد. خلاصه بعد از 18 مرداد تقریبا یک ماه کوی بودیم و دوباره اطلاع دادند که به سنواتی‌ها خوابگاه تعلق نمی‌گیرد! باز هم همان وضعیت بلاتکلیفی. حالا دلم برای ورودی‌های بعد از خودم می‌سوزد، چون شرایط را خیلی سخت کرده‌اند.»

لطفا سنواتی نشوید

یکی دیگر از دانشجوهای ارشد بعد از تعریف کردن اوضاع و احوالش موقع سنواتی شدن می‌گوید: «اگر سنواتی شده‌ باشی تا زمان روشن شدن تکلیف این که بالاخره اتاق داری یا نداری همه چیز به مرام صاحبان جدید اتاق قبلی بستگی دارد. اگر دلشان برای بی‌خوابگاهی تو بسوزد و بگذارند چند هفته آنجا بمانی که هیچ اما اگر همان اول بگویند تا فردا باید این اتاق را تخلیه کنی دیگر کوی هیچ مسئولیتی نمی‌پذیرد و دیگر احترامی هم در کار نیست! اگر ارشد را 4 ترمه تمام کردی که کردی. اگر نه باید انتظار هر چیزی را در ترم پنجم داشته باشی.»

دانشجویان می‌گویند کوی دانشگاه تهران وضعیت مشخصی برای دانشجویان سنواتی ندارد و آنها هر بار باید منتظر تصمیماتی ناگهانی باشند و در مقابل حق هیچ گونه اعتراضی ندارند.

 

اعتراض دانشجویان علوم پزشکی شیراز به فضای امنیتی خوابگاه

به دوربین لبخند بزنید!

خوبگاه دانشجویان علوم پزشکی شیراز در روزهای شروع سال تحصیلی جدید درگیر حاشیه‌های بعضی دم و دستگاه‌های نوظهور شده! دانشجویان می‌گویند فضای این خوابگاه ظرف دو سه ماه گذشته به شدت امنیتی شده و دوربین‌ها همه جا هستند. این طور که آنها می‌گویند، قبل از انتخابات ریاست جمهوری نصب دوربین‌ها شروع شد و از نگهبانی تا محوطه و مکان‌هایی مشرف به پنجره اتاق‌هایش دانشجویان پر از دوربین شد. یکی از دانشجویان در این باره در وبلاگش نوشته بود: «با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری، فضای دانشگاه علوم پزشکی شیراز بیش از پیش رنگ امنیتی به خود گرفته است. دانشجویان خوابگاه دانشجویی دستغیب، این هفته شاهد نصب دوربین‌های مدار بسته مشرف بر خوابگاه خود بودند.» او دلیل نصب دوربین‌های مشرف به پنجره‌ها را کنترل دانشجویان در صورت اعتراض آنها تحلیل کرده بود. اما حالا فضای امنیتی یک بار دیگر با راه‌اندازی انگشت‌نگاری برای ورود و خروج به چشم دانشجویان آمده تا اینکه شورای صنفی دانشجویان خوابگاه شهید دستغیب هفته قبل خطاب به دکتر ایمانیه ریاست دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نامه‌ای از قول بیش از 400 دانشجوی این خوابگاه نوشت: «به استحضار می‌رساند با توجه به وظیفه شورای صنفی که رابط دانشجویان و دانشگاه می‌باشد و ادای به حق این دین از سوی شورا و نظر به اینکه روزی در پیشگاه حق پاسخگو باشیم، با رساندن درخواست دانشجویان به شما سعی در انجام به حق این دین داریم. در روزهای اخیر تلاش‌هایی برای نصب دستگاه اثر انگشت‌نگاری و نصب دوربین در محوطه خوابگاه صورت گرفته است که چندان از لحاظ شرعی و اخلاقی صحیح نمی‌باشد. در آیه 12 سوره حجرات آمده است که ( یا ایها الذین امنو اجتنبو کثیرا من الظن...) که این برای آیه امنیت و حفط آبروی مردم، سو ظن، تجسس و غیبت را حرام کرده است. بنابرین دانشجویان از شما تقاضا دارند بر اساس معیار حق با این موضوع برخورد فرمایید. ذکر این نکته ضروری است که دانشگاه این حق را داراست که بر امور مربوط به خوابگاه و دانشجویان ساکن در آن قضاوت عادلانه داشته باشد و این جزو حقوق مسوولین است، اما تحقق آن از مسیرهای قانونمندی محقق خواهد شد و شورای صنفی در تحقق این امر از راه های اصولی، آماده همکاری است.» مسئولان دانشگاه هنوز واکنش خاصی به درخواست دانشجویان نشان نداده‌اند.

این مطلب در شماره 537 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

تحلیل تغییر مدیریت دانشگاه آزاد در گفتگو با دکتر اصغر مهاجری

تحلیل تغییر مدیریت دانشگاه آزاد در گفتگو با دکتر اصغر مهاجری

میرزاده می‌تواند استقلال را به دانشگاه آزاد برگرداند

همان طور که فرهاد دانشجو 20 ماه پیش تا آخرین لحظه انتصاب به ریاست دانشگاه آزاد کاندیداتوری خودش را تکذیب می‌کرد، برنامه عزلش هم تا آخرین لحظه پیش از جلسه هیات امنا و خداحافظی‌اش با ریاست تکذیب ‌شد. اما در نهایت برکناری او طبق شایعه‌های موجود اتفاق افتاد و دکتر حمید میرزاده عضو دیگر هیات امنا، جای او را بر صندلی ریاست پر کرد. در حالی که خیلی‌ها آمدن فرهاد دانشجو را یک تصمیم سیاسی برای کاهش قدرت دانشگاه آزاد و در راس هیات امنایش اکبر هاشمی رفسنجانی می‌دانستند، رفتن او و آمدن میرزاده هم بار سیاسی کمی در افکار عمومی نداشت و به چشم پس گرفتن یکی از قلمروهای از دست رفته طیف مقابل دولت دهم دیده می‌شد. اما این تصمیم چقدر سیاسی بود و چقدر به سیاست‌زدگی دانشگاه آزاد منجر می‌شود؟ با دکتر اصغر مهاجری استاد جامعه‌شناسی واحد علوم تحقیقات تهران در دانشگاه آزاد گپ زدیم تا ماجرا را از چشم یکی از دانشگاه آزادی‌های باسابقه ببینیم.

-آقای دکتر فکر می‌کنید تغییر ریاست دانشگاه آزاد چه تاثیری بر فضای دانشگاه و آینده آن داشته باشد؟

در دنیا دانشگاه‌ها و نهادهای علمی ذاتا مستقل‌اند. یعنی جزو چند دسته از نهادهایی هستند که استقلال‌شان بسیار بر کارکردشان تاثیر می‌گذارند. در بین نظام‌های مستقل، نهادهای دانش باید خیلی مستقل باشند. چرا که دانش و پژوهش نباید جهت‌گیری‌ها و قضاوت‌های ارزشی داشته باشد تا بتواند به واقعیت دست پیدا کند. کشف حقیقت و واقعیت در گرو تمامی ساختارهای استقلالی نهاد علم است. در کشورهای در حال توسعه و کشور ما نهادهای دانشگاهی این استقلال را کمتر دارند. البته شاید از زمانی به زمانی این قضاوت من متفاوت باشد اما معمولا نهادهای تولید کننده دانش دو مشکل جدی دارند. یکی این که بین نظام اجرا و نظام پژوهش یک دیوار بی‌اعتمادی وجود دارد و توسعه و تحقیق ما به درستی شکل نمی‌گیرد و نظام اجرا که پول و امکانات در اختیار دارد کمتر به نهاد دانش سفارش کار تحقیقاتی می‌دهد. لذا در برنامه‌ریزی‌ها و اجرا هم از نظرات و یافته‌های علمی کمتر استفاده و دانشگاهیان را متهم به آرمان‌گرایی می‌کنند. برعکسش هم هست. دانشگاهیان آنها را متهم به برنامه‌ریزی غیرعلمی می‌کنند. مورد دیگر هم بحث دست‌اندازی نهادهای سیاسی به دانشگاه است که استقلال دانشگاه‌ها را خدشه‌دار می‌کند. با این که رهبری هم بر استقلال و آزادی در نظام دانشگاهی تاکید می‌کند، قوه مجریه معمولا بر نهاد دانشگاه دست‌اندازی می‌کند.

-اما در دانشگاه آزاد یک ساختار هیات امنایی وجود دارد. با این حال دولت‌ها باز هم توانسته‌اند برای این دانشگاه تصمیم‌گیری کنند؟

وقتی به گذشته دانشگاه آزاد نگاه می‌کنید نقش دولت‌ها در دانشگاه آزاد کم بود و ثبات مدیریتی وجود داشت. دانشگاه آزاد اسلامی از بدو تشکیل بستر آرامی داشت و جزو نهادهایی بود که دولت کمتر در آن دخالت می‌کرد و هیات امنایی بود. استقلال مادی داشت و استقلال علمی‌اش هم حفظ می‌شد. اما این بستر آرام به دلیل تلاطم‌هایی که در دولت نهم و دهم ایجاد شد به چالش کشیده شد. دانشگاه آزاد این اواخر هم به صورت مستقل مورد بررسی و قضاوت قرار نگرفت. این دخالت را دولت مهرورز و عدالت‌گستر! زیاد به چالش کشید و باعث شد بخش‌های دولتی در تعیین سرنوشت دانشگاه آزاد دخالت کنند. افراد جدید عضو ساختار دولتی به هیات امنا اضافه شدند. بنایی که نهاده شد و آینده‌ای که طراحی شد استقلال دانشگاه آزاد را خدشه‌دار کرد. منتها همین چاهی که کنده شده بود خودشان ته آن قرار گرفتند و همان شیوه ملاک عمل قرار گرفت و تغییرات صورت گرفت. هر چند ساختارهای این دانشگاه اشکالاتی داشت، این تغییر مدیریتی موجب تغییرات جدی نشد. اما در هر صورت پای نهاد سیاست را به دانشگاه باز کرد.

-با تغییرات اخیر، آقای میرزاده که از گذشته عضو هیات امنا بود ریاست دانشگاه را به عهده گرفت. فکر می‌کنید با آمدن او این روند اصلاح می‌شود؟

امیدواری این است که دانشگاه با این تغییر مدیریتی دوباره به آرامش برگردد و دخالت نهاد سیاست کم شود. هر چند الان هم تغییر مدیریتی با نقش‌آفرینی وزرای این دولت بود و تابع نهاد سیاست. اما این که فردی که آمده جزو کسانی است که اقتدار دارد، مجرب است و وفادار به آرامش دانشگاه آزاد و جزو ساختار هیات امنایی دانشگاه بوده، انتظار می‌رود دانشگاه به آرامش برگردد و بتواند استقلالی را که خوب نهادینه شده بود دوباره به دست بیاورد. پیش‌بینی من این است که اگر نهاد سیاسی بیش از اندازه دست‌اندازی نکند، آینده دانشگاه به طرف استقلال، ثبات و تولیدات علمی می‌رود. احتمال این اتفاق زیاد است. اما اگر چالش‌هایی در نهاد سیاست رخ دهد و امواج آن روی دانشگاه آزاد سرریز شود به طور حتم تجربه‌های موفقی در آینده نخواهد داشت که احتمال این اتفاق را کمتر پیش‌بینی می‌کنم.

-فکر می‌کنید از این پس دانشگاه آزاد با مدیریت جدید نیاز به چه تغییراتی دارد؟

استراتژی مدیر جدید باید تغییر پیدا کند. آقای میرزاده باید جور دیگر ببیند و با استفاده از نظر دانشگاهیان ضمن این که اشکالات را رفع می‌کند، جهت‌گیری سیاسی مدیریت قبلی را هم نداشته باشد. دانشگاه آزاد تا چند دهه‌ای که فعالیت کرده بود دارای عوارض و کارکردهای منفی هم بود که شاید واکنش دولت دهم برای اصلاح این موضوع بود اما چون با نیت منافع سیاسی جلو آمد این اتفاق نیفتاد. این که دانشگاه در گذشته مشکلاتی نداشته درست نیست. اما برای این که این مساله را اصلاح کنیم، چاره کار نفوذ نهاد سیاست نیست.

-چه تغییراتی مدنظر شماست که اولویت دارد؟

به نظر می‌رسد که در دانشگاه آزاد در گذشته برخی گروه‌ها شکل گرفته بودند که تلاش می‌کردند دانشگاه را در چنبره خود داشته باشند. نو به نو شدن نگرش‌ها و روش‌ها در دانشگاه در زمان دکتر جاسبی کمرنگ شده بود و می‌طلبید که نگاه‌ها و تفکرات جدید و شیوه‌های مدیریتی جدید در دانشگاه آزاد به کار بگیریم. حذف برخی افراد به نفع دانشگاه نبود. اما این تحولات نباید سیاسی باشد که دولت دهم به این شیوه عمل کرد. مطلب دیگر این است که دانشگاه به لحاظ تولیدات علمی مشکلات خاص خود را دارد و بسیاری از واحدها مدرک‌گراتر شده‌اند. نکته دیگر این است که مدرک دانشگاه آزاد اسلامی نابرابری ایجاد کرده بود. برای دولت، شرکتها و پیمانکاران که می‌خواستند دانش‌آموخته دانشگاه آزاد را استخدام کنند، معدل‌های دانشگاه آزاد همسانی با دانشگاه‌های دولتی نداشتند و به چشم دیگری به آنها نگاه می‌شد. این موضوع باید اصلاح می‌شد اما مدیریت‌های قبلی چنین اقدامی نمی‌کردند. نکته مهم دیگر که مدیریت‌های قبلی نتوانستند حل کنند انسجام درون سازمانی در دانشگاه آزاد بود که مدیریت جدید باید بر اساس کانون فارغ‌التحصیلان و روش‌های دیگر ایجاد کند. از همه مهم‌تر این که مدیریت جدید از افراد وفادار به دانشگاه آزاد استفاده کند تا کسانی که از دانشگاه آزاد به عنوان گذرگاه و پله پرش استفاده می‌کنند. در مجموع آینده دانشگاه آزاد اگر بتواند این مشکلات را حل کند بد نخواهد بود.

این مطلب در شماره 537 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

شروع سال تحصیلی با تغییراتی همراه شد

شروع سال تحصیلی با تغییراتی همراه شد

بازگشت خانم و آقای ستاره به دانشگاه

پاییز قصد کرده دانشگاه را بعد از یک دوره سکون بتکاند. جنب و جوشی که نه در تابستان که از چند سال گذشته با سیاست‌های حاکم بر وزارت علوم و دانشگاه‌ها خوابیده بود حالا با نزدیک شدن مهر دوباره بیدار شده. هیات امنای دانشگاه آزاد از تغییر برای هماهنگی دانشگاه با فضای اعتدالی جامعه می‌گویند، وزیر علوم از بازگشت دانشجویان و استادانی که به دلایل ناموجهی از دانشگاه دور مانده بودند می‌گوید و سرپرست جدید دانشگاه علامه طباطبایی از ایجاد کمپین‌های بزرگ دانشجویی. انگار بادهای پاییزی با مهر آمده‌اند تا خاک را از سر دانشگاه بلند کنند و ببرند.

دانشجویان ستاره‌دار برمی‌گردند

نمی‌شد فراموش شود. آن قدر پیگیران وعده بازگشت ستاره‌دارها به تحصیل زیاد بودند که سرپرست وزارت علوم در همین روزهای اول اعلام برنامه پیگیری وضعیت این دانشجویان و همین طور استادان بازنشسته،‌ از مراجعه 400-500 نفر خبر داده که خواهان بررسی وضعیت‌شان برای بازگشت به دانشگاه شده‌اند. ماموریتی که توفیقی جزو اولین‌های لیست برنامه‌هایش گذاشت و حالا می‌گوید با بررسی‌های کمیته مخصوصی که تشکیل شده، فعلا حدود 15 دانشجوی ستاره‌دار مجوز ادامه تحصیل‌شان را به دست آورده‌اند. او می‌گوید دانشجویانی که بعد از سال 90 ستاره‌دار شده بودند می‌توانند در دانشگاهی که قبول شده بودند ثبت نام کنند و برای آنهایی که قبل از این سال پذیرفته و به دلایلی از ثبت نام محروم شده بودند هم راهکاری پیدا می‌کند.

استادان بازنشسته در راه کلاس‌ها

همین موضوع درباره استادانی که به دلایل سیاسی و سلیقه‌ای از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شده بودند هم در جریان است. ورود دکتر سلیمی به اتاق ریاست دانشگاه علامه با بازگشت فوری 12 استاد بازنشسته همراه شد و جشن شادی دانشجویان و استقبال از سرپرست جدید، فضای این دانشگاه را زیر و رو کرد. سلیمی گفته بیش از سی نفر از استادان این دانشگاه بازنشسته شده‌اند که بعضی از آنها ابراز تمایل کرده‌اند که به خدمت ادامه دهند. بررسی مساله بازنشستگی پیش از موعد استادان دانشگاه‌های دیگر هم در وزارت علوم در حال پیگیری است. به گفته او از میان 102 نفری که در روزهای آخر ریاست شریعتی به عضویت هیات علمی درآمده بودند 70 نفر مدرک دکترا دارند و می‌توانند به کارشان ادامه دهند اما 30 نفرشان هنوز درس‌شان را تمام نکرده‌اند! بنابراین باید منتظر بمانند تا مدرک خود را بگیرند و درباره استخدام آنها تصمیم‌گیری شود.

خداحافظی رئیس‌های سیاسی

با تغییر ریاست دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه آزاد، دو رئیس پرحاشیه از دانشگاه‌ها خداحافظی کردند. صدرالدین شریعتی که با اجرای سیاست‌های بسته و سختگیرانه در دانشگاه علامه انتقادات زیادی به دنبال خودش داشت و فرهاد دانشجو که آمدنش دانشگاه آزادی‌ها و رسانه‌ها را مدتها درگیر حواشی و تایید و تکذیب‌ها کرد و حتی بعد از انتخابش به ریاست، نه رئیس جمهور راضی بود نه رئیس هیات امنا حکمش را امضا می‌کرد. تا اینکه با امضای وزیر علوم یعنی برادرش رئیس دانشگاه آزاد شد و برادر دیگر را هم به ریاست واحد علوم و تحقیقات منصوب کرد. او قرار است مشاور حمید میرزاده سرپرست جدید دانشگاه باشد و احتمالا تا حالا دیگر وسایلش را از اتاق ریاست جمع و جور کرده و رفته.

جاهای خالی که پر نشد

در میان جاهای خالی غیر از استادان و دانشجویان جای خالی بعضی رشته‌ها هم دیده می‌شود. بعضی از آنها همین امسال برای اولین بار خالی شده‌اند. رشته مطالعات زنان دانشگاه تهران یکی از پر سر و صداترین گزینه‌هایی بود که امسال بین رشته‌های دانشجوهای جامعه‌شناسی خالی مانده بود و آنها حق انتخاب آن را از دست داده بودند. رشته‌ای که بعد از تاسیس چندین بار بازبینی شده و به «مطالعات زن در خانواده» و «مطالعات خانواده» تغییر نام پیدا کرد و دست آخر حذف شد. رشته علوم سیاسی در دانشگاه علامه طباطبایی هم با این که پیش از این اعلام شده بود بازنگری آن به پایان رسیده، امسال بدون اطلاع قبلی هیچ دانشجویی پذیرش نکرد. دانشکده خبر هم به عنوان یکی از قوی‌ترین دانشکده‌های دانشگاه علمی-کاربردی از 4 سال گذشته هر روز سوت و کورتر شد و امسال در هیچ رشته‌ای دانشجوی نپذیرفت. در حالی که شعبه‌های دانشکده خبر در تعدادی از شهرهای دیگر تاسیس شده، معروف‌ترین و معتبرترین شعبه آن در تهران که تا به حال نیروی انسانی زیادی تحویل رسانه‌ها داده، با فارغ‌التحصیلی آخرین دانشجویانش رو به تعطیلی می‌رود.

این مطلب در شماره 537 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

علوم انسانی و هنر مقصد تغییر رشته‌ای‌ها

علوم انسانی و هنر مقصد تغییر رشته‌ای‌ها

مهندس‌ها، مهندس نمی‌مانند؟

سال تحصیلی جدید  برای یک دسته از دانشجوها مثل شروع شدن یک دنیای جدید است. «تغییر رشته‌ای‌ها» حالا باید چیزهایی بخوانند که تا دیروز در آرزویش بودند. شاید هم آنها مجبور شده‌اند بعد از ناکامی در قبولی در رشته‌ای که خودشان می‌خواستند تغییر رشته بدهند. اصلا شاید هم قصد دارند رشته قبلی را با این یکی ترکیب کنند و معجون علمی خودشان را تولید کنند. خلاصه که برای آنها دوران جدیدی شروع شده. چیزی که از عدد و رقم‌ها برمی‌آید نشان می‌دهد تغییر رشته در دانشگاه بیشتر به سمت رشته‌های علوم انسانی و هنر بوده. البته واقعیت ممکن هم همین را می‌گوید چون داوطلبان رشته‌های ریاضی و تجربی امکان شرکت و قبولی در کنکور علوم انسانی و هنر را دارند اما برعکسش ممکن نیست. علوم انسانی که چند سالی است با ماجراهای بومی‌سازی و آمایش آموزش عالی برای کم کردن ظرفیت‌هایش روبه‌روست، هنوز شاخه‌ای پرطرفدار از علم است که خیلی‌ها با دل کندن از رشته قبلی‌شان سراغش می‌روند. با دانشجوهای تغییر رشته‌ای گپ زده‌ایم تا بدانیم چرا سراغ رشته جدیدشان آمده‌اند.

تازه‌واردهای لج‌درآر

بعضی دانشجوها از آمدن دانشجوهای رشته‌های دیگر دل خوشی ندارند. زهرا دانشجوی رشته ارتباطات می‌گوید: «خیلی از کسانی که به کارشناسی ارشد این رشته می‌آیند در مقطع کارشناسی تحصیلات مهندسی و فنی یا مثلا زبان داشته‌اند، اما به دلیل اینکه در کنکور درس‌هایی مثل آمار و زبان را با درصد بالا جواب می‌دهند از بعضی داوطلب‌هایی که کارشناسی ارتباطات خوانده‌اند جلو می‌زنند و ارشد قبول می‌شوند. اما بعضی از آنها در درس‌های تخصصی ما خیلی می‌لنگند و بعضی وقتها سوال‌های عجیب و غریبی می‌پرسند که لج ما را در می‌آورد! حتی ترم اول بعضی کلاس‌هایشان باید جدا برگزار شود تا پیش‌نیازهایی را یاد بگیرند. فکر می‌کنم یکی از دلایل این مساله ضریب نداشتن درس‌های تخصصی در کنکور است. اگر قرار است کسی در این مقطع تغییر رشته بدهد باید درس‌های تخصصی را خوب بداند نه آمار و زبان.»

مهندسی ادبیات فارسی

اما همه با این نظر موافق نیستند. یکی از دانشجویانی که در کارشناسی ریاضی خوانده، حالا در مقطع دکترا ادبیات فارسی می‌خواند، بعضی از ابعاد این دو رشته را با هم تلفیق کرده و می‌گوید به نتایج جالبی رسیده. علیرضا رعیت حسن‌آبادی می‌گوید: «من لیسانس ریاضی کاربردی هستم و الان در دانشگاه فردوسی دکتری ادبیات می‌خوانم. نمی‌دانم چقدر افرادی که این تغییر رشته‌های کاملاً متفاوت را تجربه می‌کنند موفق‌اند، ولی خود من توانستم با این تغییر رشته کشف‌های جالبی در رشته ادبیات کنم که مورد استقبال استادان و مجامع علمی ادبی قرار گرفته. من چون رشته‌ام ریاضی بود کار آماری در ادبیات انجام می‌دهم. کارهای قبلی را می‌دیدم که چقدر غلط داشت و بدون آگاهی درست از آمار انجام شده بود. آمار در ادبیات برای سبک‌شناسی، تحلیل محتوا و دستور و... بسیار کاربرد دارد و من در دانشگاه برای دیگران هم آموزش آمار گذاشته‌ام و متوجه شده‌اند که به این مهارت نیاز دارند.»

چرا از اول نمی‌خوانند؟

شاید یکی از دلایل گرایش به تغییر رشته در مقاطع بالاتر این باشد که دانشجویان تا مقاطع پایین‌تر هنوز فرصت کشف استعداد و علاقه اصلی‌شان را پیدا نکرده‌اند. همیشه درباره ضعف سیستم آموزشی در ایران چیزهایی شنیده‌ایم اما بعضی از تغییر رشته‌ای‌ها می‌توانند با دلیل بر این ضعف‌ها صحه بگذارند. علیرضا رعیت حسن‌آبادی می‌گوید: «شهر ما یعنی دامغان شهری کوچک بود و در مدارس امکان خاصی برای اینکه دانش‌آموزان توانایی خودشان را بشناسند نبود. نگاه این بود هر کس درسش خوب بود ریاضی بخواند، هر کس کمی ضعیف‌تر بود تجربی و کسی که درسش خیلی ضعیف بود انسانی. البته فکر می‌کنم در شهرهای دیگر هم این مساله وجود داشته باشد. من هم درسم خوب بود و دوم دبیرستان بدون این که بفهمم به ادبیات علاقه دارم رفتم به رشته ریاضی. ورودی 82 بودم و در دوران آقای خاتمی که فضای فرهنگی خوبی بر دانشگاه حاکم بود توانستم با فعالیت‌های جنبی به علاقه‌ام پی ببرم. درباره انصراف دادن از رشته‌ام با استادان مشورت کردم اما یکی از آنها پیشنهاد کرد که درسم را تمام کنم و در مقطع بعدی تغییر رشته بدهم.»

او درباره مشکلات ورود به یک رشته جدید می‌گوید: «من در لیسانس خیلی اهل ادبیات بودم و به جلسات شعر و نقد می‌رفتم ولی باز هم با ورود به کارشناسی ارشد ادبیات، احساس می‌کردم کمبودهایی نسبت به بچه‌های ادبیات داشتم که توانستم جبران کنم. راه چاره این مشکل هم در کارشناسی ارشد پیش‌بینی شده و بعضی از دانشجویان تغییر رشته‌ای واحدهای اضافه‌ای که لازم دارند را می‌گذرانند.» او می‌گوید تغییر رشته در ارشد و دکتری آن قدر فراگیر است که اغلب هم‌اتاقی‌هایش در خوابگاه کسانی بودند که از رشته‌های فنی و مهندسی به رشته‌های علوم انسانی و هنر وارد شده‌اند.

علاقه‌ام را نمی‌شناختم

مهران نبی‌پور یکی از رکوردداران تغییر رشته(!) است که با سومین تغییر رشته‌اش به کارشناسی ارشد پژوهش هنر رسیده. او می‌گوید: «من در کارشناسی زبان آلمانی می‌خواندم. بعد از آن زبان‌های باستان و بعد فلسفه هنر را انتخاب کردم اما هیچ کدام راضی‌ام نکرد و انصراف دادم. در نهایت پژوهش هنر خواندم. فکر می‌کنم دلیل عمده این تغییر رشته‌ها کنجکاوی و احساس من برای برطرف کردن یک نیاز درونی بود که آن را در پژوهش هنر پیدا کردم.» او درباره اینکه چرا زودتر از اینها نتوانسته به نیاز و علاقه اصلی‌اش پی ببرد فضای جامعه را موثر می‌داند و می‌گوید: «من از شهرستان کوچکی که صرفا دکتری و مهندسی در آن شناخته شده بود به تهران آمدم و اینجا بود که دنیای بزرگ دانشگاهی و رشته‌ها متنوع برایم باز شد. حتی زبان آلمانی که من می‌خواندم رشته‌ مهجوری به حساب می‌آمد و برای من زمان لازم بود تا به علاقه اصلی‌ام برسم.»

کشف بالاترین ورژن خودم

محمدمهدی خسروی هم دوست مهران است که سرنوشت تحصیلی‌اش شبیه اوست. خودش می‌گوید «ناف‌مون رو با تغییر رشته بریدن» و توضیح می‌دهد: «دبیرستان رشته تجربی بودم. لیسانس مرمت ابنیه تاریخی خواندم و تا سال سوم راضی بودم. بعدش فهمیدم بیشتر به دنبال ظواهر بوده‌ام و نتوانسته‌ام به سوال‌هایی که همیشه در ذهنم بوده جواب بدهم. از رشته‌های مختلف کتاب خواندم و تحقیق کردم. در نهایت فلسفه را شورع کردم و برایم راضی کننده بود.» او درباره این شاخه آن شاخه پریدن‌ها می‌گوید: «فکر می‌کنم ویژگی مشترکی بین ما تغییر رشته‌ای‌ها هست و آن این است که ما بچه‌های علاقمندی هستیم که رو به انقراضیم! جامعه آموزشی ما جامعه سالمی به نظر نمی‌رسد، به خاطر اینکه مسیر مشخصی را تعریف می‌کند و برای کسانی که از این مسیر بیرون می‌روند معمولا چیزی از غنایم باقی نمی‌ماند و از قافیه مسائل مالی عقب می‌مانند. من بسیار از تغییر رشته خودم راضی‌ام چون آگاهانه بوده. اما فکر می‌کنم اگر در سیستم آموزشی سالمی زندگی می‌کردیم و ارزش‌ها سر جای خودش بود این مرسوم بود که آدمها دنبال گمشده‌شان باشند. در حالی که استاندارد خانواده‌ها این است که شما رشته‌ای بخوانی که بتوانی پولدار شوی. اگر مسیر قبل از ورود به دانشگاه فراهم می‌شد تا نیازها و توانایی خودت را کشف کنی، از اول با شناخت حقیقی وارد می‌شدی. اگر هدف از تحصیل کشف بالاترین ورژن ممکن از هر فرد بود اتفاقات خیلی مبارکی می‌افتاد و هر فرد راهی را انتخاب می‌کرد که بالاترین کیفیت‌های ممکن خودش را کشف کند.»

افزایش دانشجویان علوم انسانی در مقاطع بالاتر

علوم تجربی، انسانی و ریاضی به ترتیب در کارشناسی در دو سال گذشته بیشترین قبولی را داشته‌اند، اما در کارشناسی ارشد و دکتری این روند تغییر می‌کند و علوم انسانی سهم بیشتری به خود اختصاص می‌دهد. یعنی نسبت بیشتری از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا سراغ ادامه تحصیل در علوم انسانی می‌روند. البته بخشی از این ماجرا مربوط به میزان ظرفیت‌های موجود در مقاطع بالاتر است که مثلا در علوم پزشکی بسیار محدود اما در علوم انسانی بالاست. اما باید دانشجویانی را که از رشته‌های خارج از علوم انسانی در مقاطع ارشد و دکتری وارد علوم انسانی می‌شوند به ماجرا اضافه کرد.

رئیس مرکز نظارت و ارزیابی وزارت علوم درباره میزان دانشجویان در رشته‌های تحصیلی، گفت: علوم انسانی با تعداد یک میلیون و 970 هزار نفر دانشجو معادل 46 درصد بیشترین دانشجو را دارد، کمترین سهم مربوط به رشته هنر یعنی 5.4 درصد است، سایر رشته‌ها از جمله فنی مهندسی 33.4 درصد، علوم پایه 7.2 درصد، کشاورزی و دامپزشکی 6.3 درصد و علوم پزشکی که متولی آن وزارت بهداشت است دارای 1.3 درصد دانشجو است.

اما به نظر می‌رسد برتری علوم انسانی به عدد و رقم  محدود مانده. آمار بالای بیکاری در رشته‌هایی مثل جامعه‌شناسی و حقوق نشان می‌دهد خیلی از دانش‌آموختگان علوم انسانی در جایگاه شغلی خود قرار نمی‌گیرند. 

حمید مقدس فرد یکی از پژوهشگرانی است که در نتیجه تحقیقاتش افزایش داوطلبان کارشناسی ارشد در علوم انسانی را تایید می‌کند و معتقد است: ‌»تقاضا برای‌ رشته‌های ‌علوم‌انسانی ‌و‌ همسایگان‌آن‌ رو‌ به افزایش است که‌ از سویی به‌ رشد بخش خدمات که ‌به‌ مرز 50 درصد رسیده مربوط می‌شود. در آزمون کارشناسی‌ ارشد این ‌تقاضاها به ‌دلیل ‌ساختار آموزش عالی رو به ‌ازدیاد است‌ و فارغ‌التحصیلان ‌کارشناسی54 رشته دانشگاهی از رشته‌های دیگر می‌توانند در گروه‌های علوم انسانی ثبت نام کنند. این آمار بدون هیچ تفسیری گویای اهمیت‌ روزافزون ‌رشته‌های علوم انسانی و نقش‌ دانش‌آموختگان ‌آن‌ در توسعه علمی و بازار کار است‌ و نخبگان و مسئولان را در برابر وظیفه‌ای دشوار یعنی افزایش بازدهی‌آموزش ‌در این‌ رشته‌ها قرار می‌دهد.»

 

رشته

داوطلبان کنکور ارشد 92

درصد

همه

967044

100٪

علوم انسانی

479736

49.60٪

علوم پایه

66860

6.91٪

فنی و مهندسی

236523

24.45٪

کشاورزی و دامپزشکی

50943

5.26٪

هنر

61982

6.4٪

علوم پزشکی

71000

7.34٪

 

رشته

داوطلبان کارشناسی 88

درصد

کل

1392000

100٪

علوم انسانی

457592

32.87٪

ریاضی و فنی

308875

22.18٪

علوم تجربی

437426

31.42٪

هنر

59342

4.26٪

زبان‌های خارجی

126480

9.08٪

اگر فرض کنیم اغلب شرکت‌کنندگان کنکور کارشناسی ارشد 92، داوطلبان کنکوری کارشناسی سال 88 بوده‌اند، نسبت شرکت‌کنندگان گروه‌های علوم انسانی در کنکور ارشد افزایش قابل توجهی دارد که احتمالا بخشی از این تفاوت نشان دهنده تغییر رشته به سمت علوم انسانی در مقاطع بالاتر است. بالاتر بودن ظرفیت پذیرش رشته‌های علوم انسانی در تحصیلات تکمیلی هم در این تفاوت بی‌تاثیر نیست. طبق آمار وزارت علوم در چند سال گذشته پذیرش دانشجویان علوم انسانی در دوره کارشناسی حدود 30درصد بوده و این آمار در مقاطع ارشد و دکترا بالاتر می‌رود تا جایی که در کل آموزش عالی ایران 46٪ دانشجویان علوم انسانی می‌خوانند. در رشته‌ هنر هم نه تنها نسبت، بلکه تعداد داوطلبان هم در کارشناسی ارشد افزایش پیدا می‌کند در حالی که تمام افرادی که لیسانس هنری می‌گیرند سراغ کارشناسی ارشد رشته‌شان نمی‌روند و داوطلبان دیگر باید از سایر رشته‌ها اضافه شده‌ باشند.

این مطلب در شماره 536 هفته‌ناخمه چلچراغ منتشر شده است.

تکاپوهایی برای برگرداندن شریعتی به دانشگاه علامه طباطبایی

تکاپوهایی برای برگرداندن شریعتی به دانشگاه علامه طباطبایی

وقتی شتر دم خانه رییس نشست

انگار نه انگار در کشوری زندگی می‌کنیم که با آمدن یک مدیر جدید تمام زیر مجموعه‌ها تغییر می‌کنند. همین چند ماه قبل فرهاد دانشجو با آن همه سر و صدا به ریاست دانشگاه آزاد رسید و هر روز اخبار جابه‌جایی مدیران دانشگاه آزاد منتشر می‌شد. آمدن زاهدی و کامران دانشجو وزیران دولتهای احمدی‌نژاد همراه بود با تغییرات مدیریتی در وزارت علوم و ریاست دانشگاه‌های سراسر کشور از جمله دانشگاه علامه طباطبایی که ریاستش با رفتن نجفقلی حبیبی به صدرالدین شریعتی رسید. اما این بار جریان فرق می‌کند. سرپرست وزارت علوم با عزل یک رئیس مورد انتقاد قرار گرفته و بعضی صحبت از آمدن او با داس و قمه می‌کنند! مثل این که رئیس معزول دانشگاه علامه طباطبایی با بقیه معزولان تاریخ فرق می‌کند. او مدافعانی دارد که حاضرند برای بازگشتش به دانشگاه قانون را در مورد اختیارات سرپرستان وزارتخانه‌ها تغییر دهند و رئیس جمهور را در روزهای شروع کارش به سرپیچی از شعارهای اعتدالی خودش متهم کنند. اما چه چیزی صدرالدین شریعتی را از بقیه معزولان متفاوت می‌کند؟

استقبال گرم، واکنش سرد

استقبال گرم دانشجویان از دکتر سلیمی سرپرست جدید دانشگاه علامه طباطبایی در روز اول سرپرستی‌اش حاکی از خوشحالی آنها از این تغییر بود. دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان هم با ورود دکتر محمود مدرس هاشمی رئیس جدید این دانشگاه از او استقبال کردند و این طور که ایسنا گزارش کرده در پایان مراسم طومار تشکر از دکتر توفیقی بابت این انتصاب امضا کردند. اما به نظر می‌رسد بعضی این تغییرات را نپسندیده‌اند و برای بازگشت شرایط به وضع قبلی تلاش می‌کنند. تکاپوهای آنها خیلی با اعلام یک طرح تازه در مجلس کلید خورد.

رفتن شریعتی «تغییرات گسترده» بود؟

بعضی نماینگان مجلس معتقد بودند سرپرست وزارت علوم فقط برای راه افتادن امور جاری وزارتخانه روی صندلی وزیر نشسته و نباید دست به «تغییرات گسترده» بزند. بالافاصله بعد تصمیم سرپرست وزارت علوم به برکناری شریعتی به دنبال تصویب دو فوریت طرحی برای محدود شدن اختیارات سرپرستان وزارتخانه‌ها افتادند که اگر مجلس آن را تصویب می‌کرد عطف به تصمیمات قبلی هم می‌شد و شریعتی به دانشگاه علامه برمی‌گشت. سرپرست وزارت علوم هم دیگر نمی‌توانست دست به عزل و نصب بزند. فیاضی نماینده کمیسیون آموزش در گفتگو با فارس درباره این طرح گفته بود: «برخی‌ها می‌گویند که آقای توفیقی به جای کلید، داس در دست گرفته ولی با این وضعیت به نظر می‌رسد که به جای داس، قمه در دست داشته باشد.» با این حال، دو فوریت طرح آنها در مجلس رای نیاورد. بعضی نمایندگان هم از این تغییرات حمایت کردند. مثل موید حسینی صدر سخنگوی فراکسیون دانشگاهیان مجلس که در گفتگو با ایسنا گفت: «دانشجویان از تغییرات وزارت علوم راضی‌ند و دانشگاهها پس از تغییرات اخیر نفس می‌کشند.»

توفیقی سرپرست وزارت علوم پیش از این گفته بود قصد ندارد تغییرات گسترده‌ای در روسای دانشگاه‌ها ایجاد کند و  فعلا تا حد ممکن با همین افراد کار می‌کند. اگر معنی تغییر گسترده کنار گذاشتن تعداد زیادی از روسای دانشگاه‌ها باشد، آنچه در عمل از توفیقی دیده شد تغییر روسای دو دانشگاه صنعتی اصفهان و علامه طباطبایی بود. اما ظاهرا تغییر رئیس دانشگاه علامه به تنهایی آن قدر مهم بود که از آن به «تغییر گسترده» و در دست داشتن داس و قمه تعبیر شود.

رئیس برمی‌گردد؟

این طور که بویش می‌آید حامیان دیروز وزارت علوم دولت احمدی‌نژاد حالا با رفتن او، تلاش‌شان را برای حفظ یادگاری‌هایش به کار بسته‌اند. نمود این تلاش‌ها را به خوبی می‌شود در رسانه‌ها دید. خبرگزاری فارس مدافع همیشگی کامران دانشجو که بعد از هر انتقادی از وزیر سابق مصاحبه‌ای با او ترتیب می‌داد تا جواب اتهام‌ها را بدهد و با معرفی توفیقی به عنوان سرپرست وزارت علوم شروع به تخریب او کرده بود و تعداد اخبارش در این زمینه با برکناری شریعتی چند برابر شد. این خبرگزاری در روزهای قبل و در زمان اوج گرفتن بیانیه‌ها و درخواست‌های دانشجویی برای برکناری شریعتی هم به دفاع از او برخواسته و برکناری‌اش را تقاص زحمات او در دانشگاه علامه دانسته بود!

روزنامه کیهان روز بعد از رفتن شریعتی، سرمقاله خود را به این جابه‌جایی اختصاص داده و با لحن ناراضی مخصوص خودش رئیس جمهور را مورد عنایت قرار داده بود! این روزنامه گفتگویی دو قسمتی با شریعتی ترتیب داد تا به اتهامات دوران ریاست خودش پاسخ بدهد. شریعتی در جنجالی‌ترین قسمت این مصاحبه استادان بازنشسته این دانشگاه را به فساد اخلاقی متهم کرد. او پیش از این درباره بازنشستگی یکباره 12 استاد اقتصاد و انحلال گروه توسعه دلیل دیگری آورده و گفته بود این استادان دانشگاه را به باشگاه سیاسی تبدیل کرده بودند. اما چسباندن برچسب اخلاقی به این استادان درست بعد از به عضویت درآوردن یک شبه و فراقانونی 102 استاد جدید به هیات علمی این دانشگاه آن قدر بی‌سابقه بود که دانشگاهیان را به حیرت انداخت. روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی در واکنش به این اتهامات اطلاعایه‌ای صادر کرد و نوشت: «فضای اخلاقی اسلامی جاری در این دانشگاه محدود به چند سال گذشته نیست و این دانشگاه همواره از کانون‌های اصلی علم و دین و اخلاق بوده است. در نتیجه نباید به دلیل ادعاهای اثبات نشده در مورد سه یا چهار نفر از دانشگاهیان و برجسته و تکرار کردن آن، اعتبار و حیثیت حدود 500 نفر از اعضای محترم هیأت علمی، بیش از  800 نفر کارمند و نزدیک 20 هزار دانشجو و هزاران دانش‌آموخته و همکار علمی این دانشگاه در سال‌های گذشته را به بازی گرفت.»

چرا آمد؟ چرا رفت؟

بعضی معتقدند تغییر شریعتی بیش از حد بزرگنمایی شد و این همه بحث و جدل بر سر بودن یا نبودن او بیهوده بود. اما آنهایی که تحولات وزارت علوم را در سالهای گذشته دنبال کرده باشند می‌دانند رفتن شریعتی تنها رفتن رئیس یک دانشگاه نیست. وقتی کاندیداهای ریاست جمهوری در دانشگاه‌های مختلف سخنرانی می‌کردند و از لزوم برچیده شدن فضای امنیتی در دانشگاه‌ها و لغو تفکیک جنسیتی و برخورد با فعالان دانشجویی می‌‌گفتند، به خوبی می‌دانستند دانشگاهیان در این سالهای از چه چیز به ستوه آمده‌اند و چه تغییری می‌خواهند. نمود کامل آنچه کاندیداها از جمله حسن روحانی در دانشگاه‌ها از آن حرف می‌زدند در دوران ریاست شریعتی بر دانشگاه علامه و بسیاری از دانشگاه‌های کوچک و بزرگ دیگر حاکم شده بود. اما هیچ دانشگاهی به اندازه علامه طباطبایی از سیاست‌های وزارت علوم حمایت نکرده و با سر و صدا و تبلیغات زیاد در اجرای آنها پیش قدم نشده بود. به طوری که رئیس دانشگاه علامه برای دو سال به عنوان رئیس بهترین دانشگاه فرهنگی از طرف وزارت علوم برگزیده و تشویق شد. او توانسته بود دانشگاهی را که در زمان ریاست نجفقلی حبیبی از فعال‌ترین و پویاترین فضاهای دانشگاهی کشور بود به یک دانشگاه ساکت و آرام، با افت رتبه چشم‌گیر تبدیل کند. در عوض دانشگاه با کلاس‌ها و استادهای جداگانه برای دختران و پسران، تشکل‌های معدود و همسو با دولت، استادانی که فقط درس‌شان را می‌دهند و اندیشه‌هایشان را برای خودشان نگه می‌دارند، دوربین‌های مدار بسته و ورود و خروج زیر نظر ریزبین حراست دانشگاه، همان ایده‌آلی شده بود که وزارتخانه کامران دانشجو می‌خواست.

 این مطلب در شماره 535 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

فصل تازه دانشگاه

پایان ریاست شریعتی در دانشگاه علامه طباطبایی

فصل تازه دانشگاه

شاید رئیس دانشگاه علامه طباطبایی فکر می‌کرد برکناری‌اش دانشجویان زیادی را خوشحال کند اما احتمالا فکر نمی‌کرد آنها با شنیدن خبر رفتنش به سرعت برای برگزاری جشن خداحافظی‌اش برنامه‌ریزی کنند تا شادی‌شان را این طور با هم قسمت کنند. در روزهای گذشته شایعه‌های برکناری شریعتی آن قدر زیاد بود که دیگر همه مطمئن بودند یک خبرهایی هست. گرچه دکتر توفیقی در اولین مراسمی که با روسای دانشگاه‌ها داشت، اعلام کرد قصد ایجاد تغییرات گسترده‌ای در دانشگاه‌ها ندارد و نمی‌خواهد روسای زیادی را برکنار کند. اما در شرایطی که دانشگاه علامه طباطبایی مرکز رخ دادن هر آن چیزی بود که در دانشگاه‌ها مورد انتقاد دولت جدید قرار گرفته بود، به نظر می‌رسد تغییر در این دانشگاه به چشم آغاز دوره تازه‌ای در آموزش عالی دیده می‌شود.

دانشگاه علامه اولین دانشگاهی بود که سیاست‌های وزارت علوم را با همه انتقاداتی که به آن وارد می‌شد اجرا می‌کرد و حتی جلوتر از آن برنامه‌هایی را پیاده می‌کرد تا الگویی باشد برای دانشگاههای دیگری که می‌خواهند فضایشان را «مناسب‌سازی» کنند. اگر بسیاری از دانشگاه‌ها به اجرای تفکیک جنسیتی و جداسازی مکان‌های مختلف دانشگاه «تن داده» بودند، علامه دانشگاهی بود که با روی گشاده این سیاست‌ها را اجرا کرده بود. تا جایی که با تلاش برای تدریس استادان زن در کلاس‌های دختران و استادهای مرد در کلاس‌های پسران از خواسته وزارت علوم برای تفکیک دانشجویان فراتر رفته بود.

دامنه فعالیت‌های شریعتی به عنوان رئیس بزرگ‌ترین دانشگاه علوم انسانی کشور تنها به این دانشگاه محدود نمی‌شد. وزارت علوم با دادن ماموریت‌‌ بازنگری دروس علوم انسانی، حدود اقدامات او را از ریاست بر دانشگاه علامه به سطح گسترده‌تری ارتقا داده بود. ظاهرا اقدامات او برای وزارت علوم آن قدر راضی کننده بود که علی رغم سقوط دانشگاه علامه به رتبه 59 دانشگاه‌های کشور، برای دو سال متوالی جایزه برترین دانشگاه فرهنگی را هم دریافت کند.

اما درست بر خلاف وزارت علوم، دانشجویان و استادان علامه‌ای به اضافه گروه بزرگی از دانشجویان و استادان خارج از این دانشگاه به منتقدان شریعتی تبدیل شدند. دانشگاهی که در سالهای پیش از ورود شریعتی میزبان فعالترین تشکل‌های سیاسی دانشجویی از جمله انجمن اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) و شورای صنفی بود، با طی کردن سالهای مدیریت شریعتی حالا تنها میزبان بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی مستقلی است که تفاوت دیدگاهی با بسیج دانشجویی ندارد. همین تشکل‌های باقیمانده هم که در همسویی با دولت و سیاستهایش در دانشگاه توانسته بودند به فعالیت ادامه دهند در مقاطع مختلفی به سیاست‌های بسته و فضای امنیتی در این دانشگاه معترض شده بودند.

فضای بسته تنها منحصر به فعالیت‌های سیاسی و تشکلی دانشجوها نبود. سختگیری درباره روابط دانشجویان به جایی رسیده بود که ناظران دانشگاه در حیاط اسم دانشجویانی را که با هم صحبت می‌کردند با بلندگو پیج کرده و از آنها می‌خواستند فاصله بگیرند.

بازنشستگی اجباری استادانی که در دیدگاههایشان با رئیس دانشگاه زاویه داشتند هم یکی دیگر از اقداماتی بود که منتقدان را علیه شریعتی برانگیخته بود. او که پیش از این درباره بازنشستگی استادان اقتصاد این دانشگاه و منحل کردن گروه توسعه گفته بود استادان این گروه، دانشگاه را به باشگاه سیاسی تبدیل کرده بودند، در روزهای آخر ریاستش دفاعیه جدیدی تنظیم کرده و گفته بود این استادان به دلیل مشکل اخلاقی شان باید اخراج می شدند اما دانشگاه لطف کرد و آنها را بازنشسته کرد. این در حالی است که این استادان از معتبرترین استادان رشته اقتصاد بوده‌اند.

چنین رویکردهایی که در دانشگاه‌های دیگری هم رایج شده بود، در دانشگاه علامه طباطبایی به شکل نمود سیاست‌های وزارت علوم اجرا می‌شد و شاید برای همین ناظران تغییر ریاست این دانشگاه را علامت تغییر آب و هوای آموزش عالی ارزیابی می‌کنند.

دکتر حسین سلیمی سرپرست جدید دانشگاه علامه طباطبایی، استاد علوم سیاسی این دانشگاه و معاون رئیس دانشگاه در دولت اصلاحات، حاکم کردن جو آرامش و دوستی بیشتر میان اعضای هیات علمی و دانشجویان را یکی از برنامه‌های خود برای اداره دانشگاه علامه طباطبایی عنوان کرده.

سرپرست وزارت علوم چند روز قبل از برکناری شریعتی، رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان را هم از سمتش برکنار کرده بود. یکی دیگر از روسایی که دانشجویان در شبکه‌های اجتماعی برای درخواست برکناری‌اش امضا جمع کرده بودند و شرحش را در شماره قبل چلچراغ خواندید. توفیقی در گفتگو با مهر دلیل این تصمیمش را رسيدگي به مطالبات دانشگاهيان عنوان کرده بود تا رفتارهاي مديريتي با فضاي موجود در کشور متناسب شود. روسای دانشگاه‌های صنعتی شریف، سمنان و یزد هم از کسانی هستند که دانشجویان برای برکناری‌شان امضا جمع کرده و بیانیه نوشته‌اند. باید دید آنها با نزدیک شدن پاییز و شروع سال تحصیلی و فصل تازه دانشگاه، می‌توانند خودشان را با «فضای جدید» همراه کنند یا باید با صندلی ریاست خداحافظی کنند.

این مطلب در شماره 534 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

دانشجویان محروم از تحصیل از پیگیری برای بازگشت به دانشگاه می‌گویند

دانشجویان محروم از تحصیل از پیگیری برای بازگشت به دانشگاه می‌گویند

آن که گفت آری، آن که گفت نه

شاید فکر نمی‌کردند یک روز از جلوی در دانشگاه‌شان بگذرند و بدانند اگر قصد ورود داشته باشند، نگهبان دم در جلویشان را می‌گیرد و می‌گوید شما اجازه ورود به دانشگاه را ندارید. شما «ممنوع‌الورودید». چندان واژه آشنایی نبود اما در 8 سال گذشته کم‌کم آشنا شد. اما بعضی‌های دیگر با واژه‌های دیگری مانوس شدند. مثلا فهمیدند «ستاره‌دار» شده‌اند و نه تنها نمی‌توانند به دانشگاه وارد شوند بلکه در کنکور هم نمی‌توانند شرکت کنند یا کارنامه‌شان را ببینند. خیلی از حقوقدانان بارها در واکنش به این موضوع گفته بودند هیچ کس نمی‌تواند حق تحصیل را از دانشجویی سلب کند، اما مسئولان وزارت علوم دولت دهم و سازمان سنجش بعد از کوتاه آمدن از موضع انکار، به این نتیجه رسیدند که خودشان را از زیر بار داستان بیرون بکشند و بگویند دانشجویانی که پاسخ استعلام‌شان از نهادهای قضایی و اطلاعاتی منفی باشد نمی‌توانند ادامه تحصیل دهند. با وجود اینکه چنین استعلام‌هایی تنها در 8 سال گذشته باب نشده بود، اما 8 سال گذشته به خصوص بعد از سال 88 اوج برخورد با دانشجویان و محرومیت از تحصیل سخت‌گیرانه بسیاری از آنها بود که به مهاجرت یا ادامه تحصیل اجباری بعضی از آنها در خارج از کشور منجر شد. در حالی که بسیاری از آنها عملا جرمی نداشتند و فقط در چهارچوب تشکل‌ها و نشریه‌های مجوزدار دانشجویی فعالیت کرده بودند. حالا سرپرست وزارت علوم با شروع کارش در این وزارتخانه از کسانی که احساس می‌کنند در حق‌شان اجحاف شده خواسته به وزارت علوم مراجعه کنند و شکایت‌شان را پیگیری کنند. گفتن این جمله، بعضی دانشجویان ستاره‌دار را امیدوار کرده که بتوانند حق تحصیل را دوباره به دست بیاورند. استادانی که در بعضی دانشگاه‌ها به دلیل تفاوت دیدگاه‌ها و گرایشات سیاسی به اجبار بازنشسته شده بودند هم روی صحبت سرپرست وزارت علوم بوده‌اند و از آنها خواسته شده وضعیت‌شان را پیگیری کنند. با وجود محدودیت‌های فراوان تشکل‌ها و نشریات دانشجویی در چند سال گذشته، امسال هم دانشجویان فعال به سازمان سنجش احضار شدند اما این طور که بعضی از آنها می‌گویند برخوردها به شدت سالهای قبل نبوده و اغلب آنها با سوال و جواب یا دادن تعهدی توانستند نظر سازمان را برای ادامه تحصیل جلب کنند. این موضوع با توجه به محدودیت فعالیت‌های دانشجویی در چند سال گذشته طبیعی به نظر می‌رسد چون دانشجویان چندان امکانی برای دست از پا خطا کردن! نداشته‌اند. اما در هر صورت نکته‌ای است که بعضی دانشجویان را نسبت به تعدیل برخوردهای انضباطی در سالهای پیش‌رو امیدوار کرده است. بعضی دانشجویان محروم از تحصیل یا محکوم شده در کمیته انضباطی دانشگاه در گفتگو با چلچراغ از مراجعه به وزارت علوم و امید یا ناامیدی نسبت به نتیجه دادن پیگیری‌هایشان گفته‌اند.

در حال رسیدگی به اعتراضم هستند

فواد شمس فارغ‌التحصیل دانشگاه تهران که پارسال در کنکور کارشناسی ارشد جغرافیا شرکت کرده اما هیچ کارنامه‌ای برایش صادر نشده می‌گوید: «دلیل صادر نشدن کارنامه‌ام را نمی‌دانم. تنها چیزی که به صورت شفاهی به من گفتند این بود که وزارت اطلاعات خواسته کارنامه‌ام صادر نشود. برای پیگیری این موضوع به دکتر توفیقی به همان آدرسی که خودشان اعلام کرده بودند ای‌میل زدم اما فعلا جوابی ندادند. همان نامه را با مدارکی که داشتم و شرح ماوقع به وزرات علوم بردم. به دفتر بازرسی و شکایت راهنمایی‌ام کردند و آنجا شکایتی تنظیم کردم و خواستم کارنامه‌ام صادر شود. بعد از تنظیم شکایت به من شماره پرونده و قول پیگیری دادند. برخورد وزارت علوم خیلی خوب و محترمانه بود و فعلا منتظرم ببینم شکایتم به کجا می‌رسد.»

کار ساده‌ای نیست

وحید عابدینی از دانشجویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل که در دوران دانشجویی‌اش در انجمن اسلامی دانشجویان فعالیت می‌کرد، درباره شکایت به وزارت علوم و دکتر توفیقی می‌گوید: «من هم مثل خیلی از دوستان شکایتی تنظیم کردم و اتفاقا به دست خود دکتر توفیقی دادم. برخورد در وزارت علوم خیلی خوب و همدلانه بود، برعکس گذشته که مسئولان موضع انکار داشتند و می‌گفتند حتما خودتان مشکلی داشتید. من با توجه به فضای سیاسی حاکم، فکر می‌کنم حل کردن مساله دانشجویان ستاره‌دار کار سختی برای وزارت علوم خواهد بود و شاید لازم باشد خود دکتر روحانی وارد مساله بشود. وزیر نمی‌تواند این مشکل را مثل یک مساله اداری حل کند چون نهادهای دیگری هستند که حل کردن مساله به آنها وابسته است و فکر می‌کنم خود دکتر روحانی باید وارد شود. در عین حال به نظرم من مساله دانشجویان ستاره‌دار یک هزینه اضافی بوده و باید زودتر حل شود، چرا که دانشجو در دانشگاه با چهارچوب‌هایی رو‌به‌روست و به ضوابطی پایبند است که کنترل را ساده می‌کند. یعنی با وجود اهرم‌هایی که مسئولان برای کنترل دانشجویان دارند، این که دانشجو را از حق طبیعی تحصیل محروم کنیم تا مبادا دست به کنش سیاسی بزند به نظرم بی‌سلیقگی است و اصلا این نگرانی بیهوده است.»

درخواست تجدید نظر نوشتم

یکی از دانشجویان دانشگاه تهران که مقاله‌اش در یک نشریه دانشجویی از طرف کمیته انضباطی توهین‌آمیز ارزیابی شده و با حکم اخراج از دانشگاه رو‌به‌رو شده بود به امید تخفیف در حکمش به وزارت علوم مراجعه کرده و به چلچراغ می‌گوید: «شکایت من این است که شورای انضباطی دانشگاه تهران اول برایم حکم «دو ترم محرومیت از تحصیل و پیشنهاد اخراج دائم و پنج سال محرومیت از تحصیل» صادر کرد. بعد از درخواست تجدیدنظر حکم تبدیل شد به «دو ترم محرومیت از تحصیل و تغییر محل تحصیل». این حکم رفت در وزارت علوم و با وجود عذرخواهی‌هایی که کرده بودم (و جالب بود در آن پرونده کلفتی که برایم درست کرده بودند اثری از آنها نبود!) نهایتاً بعد از سه ترم محرومیت از تحصیل برایم حکم «اخراج و پنج سال محرومیت از کنکور» صادر کردند. حتی با این‌که استادان دانشکده‌مان نامه نوشتند و خواستند که در حکم تجدیدنظر شود فعلاً خبری نشده.»

او درباره مراجعه به دکتر توفیقی در وزارت علوم برای پیگیری این مساله می‌گوید: «من به سازمان امور دانشجویان وزارت علوم مراجعه کردم و در بخش شورای انضباطی این حرف دکتر توفیقی را گفتم. منشی شورای انضباطی با دکتر یوسفی (معاونت امور دانشجویان داخل) صحبت کرد. دکتر یوسفی گفت باید درخواست تجدیدنظر جدید بنویسی. من درخواستم را نوشتم و دادم، آنها هم گفتند که جلسه بعدی شورای انضباطی هفته آخر شهریور مطرح می‌شود و باید خبر بگیرم. منشی شورای انضباطی توصیه کرد یک نامه مستقیم هم به خود دکتر توفیقی بزنم. نامه را نوشتم و به ساختمان مرکزی وزارت علوم در شهرک غرب بردم و به دبیرخانه که دادم تا به دست دکتر توفیقی برسانند.»

به این زودی نتیجه نمی‌دهد

رضا دانشجویی که چند سالی است راهی خارج از کشور شده، از شنیدن اینکه «امسال دانشجوی ستاره‌دار نداریم» از قول سرپرست وزارت علوم خوشحال است و می‌‌گوید: «تجربه تعدادی از دوستان این خبر را تا حدی تأیید می‌کند. فعالان دانشجویی و دانشجوهایی که سابقه انضباطی داشتند امسال احضار شدند ولی اکثراً مجبور به امضای تعهد هم نشدند. این علیرغم سرکار بودن همان تیم قبلی در تقریباً تمام لایه‌های اجرایی و فقط به خاطر تغییر مدیریت کلان وزارتهای علوم و اطلاعات است. انگار قرار است استادهایی هم که به دلایل سیاسی بازنشسته شدند به دانشگاه برگردند. از این موضوع هنوز هیچ نشانه عینی ندیدیم ولی کاش حقیقت داشته باشد.  فکر می‌کنم محدودیت‌ها نسبت به هشت سال و خصوصاً چهار سال گذشته تا حد زیادی کمتر خواهد شد. البته حدود یک سال طول می‌کشد تا این تغییرات به طور جدی خودش را نشان بدهد که یکی از دلایل آن مقاومت احتمالی شورای عالی انقلاب فرهنگی در تأیید رؤسای دانشگاه‌ها است. مجلس هم نشان داد که حساسیت بالایی نسبت به فضای دانشگاه دارد. اما فکر می‌کنم با تغییر رویکرد وزارت علوم و کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌ها، ممکن است در عوض نهادهای بیرون از دانشگاه برخوردهای بیشتری با دانشجویان صورت بدهند.»

او درباره احتمال بازگشتش به کشور و دانشگاههای داخل می‌گوید: «برای کسانی که شرایطی مشابه من دارند هنوز زود است تا بتوانند تلاشهای عملی برای بازگشت انجام دهند اما قطعاً اگر مشخص شود که رویکرد کلی برخورد با افرادی که از خارج بازگشته‌اند نیست، هم من و هم بسیاری دیگر در برگشتن تردید نخواهیم کرد. من شخصاً شرایط را با دقت پیگیری می‌کنم و منتظر چنین روزی هستم.»

شاید تبلیغاتی باشد، اما اقدام کردم

احمد دانشجوی دانشگاه یزد یکی دیگر از کسانی است که با شنیدن صحبت‌های دکتر توفیقی برای پیگیری شکایتش به وزارت علوم نامه زده. او می‌گوید: «به نظر من این قضیه بیشتر جنبه مانور تبلیغاتی دارد ولی با این حال من خودم از طریق سایت ایشان که ارتباط مستقیم داشت ایمیل دادم و شماره موبایل را هم برای پیگیری دادم اما تا حالا که خبری نشده. فکر می‌کنم قرار نیست در این سه ماه تغییرات زیادی صورت بگیرد. به هر حال ما نامه زدیم و منتظریم ببینیم چه اتفاقی می‌افتد. اعتراض ما نسبت به بی‌قانونی‌ها و جفاهایی است که در چند سال گذشته نسبت به قشر دانشجو به خصوص دانشجویان اصلاح‌طلب و دگراندیش شده. مسائلی از قبیل عدم صدور مجوز نشریه به دانشجویان، برخوردهای غیرقانونی و تهدید به اخراج و آخرین مورد هم که برای ما پیش آمد عدم پاسخگویی نسبت به درخواست مجوز تاسیس تشکل دانشجویی انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام است. یا مثلا شخص من الان 6 ماه است که درخواست مجوز نشریه داده‌ام و جوابی نگرفتم. حتی با خانواده من تماس گرفته شد و تهدید به اخراج شدم.»

این مطلب در شماره 534 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

وقتی رئیس دانشگاه‌ها مغضوب دانشجویان می‌شوند

نگاهی به کمپین‌های درخواست برکناری روسای دانشگاه‌ها در شبکه‌های اجتماعی

وقتی رئیس دانشگاه‌ها مغضوب دانشجویان می‌شوند

کمپین درخواست برکناری ... از ریاست دانشگاه ... . هر روز این جاخالی‌ها با دو تا اسم جدید پر می‌شود و یک صفحه تازه در شبکه‌های اجتماعی راه می‌افتد. جمله‌ای که اول با کلمه‌های «صدرالدین شریعتی» و «دانشگاه علامه طباطبایی» کامل شده بود حالا کلی همتا پیدا کرده و به رئیس دانشگاه‌های دیگر سرایت کرده. ظاهرا بعضی دانشجوها ناخوشی‌های این چند سال دانشگاه را صدقه سری رئیس دانشگاه‌شان می‌دانند و حالا که فضا رو به تغییر می‌رود بدشان نمی‌آید کس دیگری را بر صندلی ریاست دانشگاه ببینند.

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشگاه‌های زیادی بودند که در چند سال گذشته مثل دانشگاه علامه‌طباطبایی فضایی بسته و سختگیرانه حاکم کردند اما هیچ کدام بزرگ‌ترین دانشگاه علوم انسانی کشور نبودند. این بود که علامه طباطبایی با هر اقدام کوچک و بزرگی خبرساز می‌شد و در راس خبرها کسی نبود جز صدرالدین شریعتی رئیس این دانشگاه. کسی که با اجرای سیاست‌های مطلوب وزارت علوم مثل تفکیک جنسیتی و بازنگری دروس علوم انسانی، برای دو سال متوالی در سالهای 90 و 91 از طرف وزارت علوم به عنوان برترین رییس دانشگاه با معیار اجرای سیاست‌های فرهنگی وزارت علوم، انتخاب شد. اما نظر دانشجوها چیز دیگری است. بسیاری از آنها منتقد برنامه‌های شریعتی بوده‌اند. به جز دانشجویانی که با بسته شدن تشکل‌های مختلف صدایشان به جایی نمی‌رسید، بسیج دانشجویی هم در مقاطع مختلفی به منتقدان شریعتی پیوسته بود. مثل خرداد 87 که دانشجویان بسیجی این دانشگاه در اعتراض به احضار 3 دختر بسیجی به کمیته انضباطی دانشگاه مقابل وزارت علوم تجمع کردند. آنها از عملکرد رئیس دانشگاه انتقاد کرده بودند و صدایشان به گوش حراست دانشگاه رسیده بود. آذر 87 جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه با عنوان «دانشجویان بسیجی» در اعتراض به «سیاست‌های پادگانی» شریعتی مقابل مجلس تحصن کردند. بعد از آن ایسنا گزارش داد 11 نماينده مجلس به وزير علوم درباره آنچه مديريت ناكارآمد و غير علمي رئيس دانشگاه علامه طباطبايي در برخورد با دانشجويان و اساتيد مي‌ناميدند، تذكر داده‌اند. تقابل بسیج با رئیس این دانشگاه با وجود همسویی آن با خیلی از سیاست‌های دولت، در سالهای بعد هم ادامه پیدا کرد. حالا با گذشت حدود 8 سال، دانشجویان مشغول جمع کردن امضا برای برکناری شریعتی هستند.

دانشگاه صنعتی شریف

رئیس دانشگاه صنعتی شریف هم یکی دیگر از رئیس‌هایی است که مورد غضب دانشجوها قرار گرفته! آنها در معرفی کمپین‌شان نوشته‌اند: «ما خواستار استعفای ریاست کنونی دانشگاه صنعتی شریف هستیم و بر این باوریم که حضور در این جایگاه نیازمند رای همگی اساتید نمونه دانشگاه بزرگ شریف است.»

آنها در بیانیه‌ای که برای امضا در اختیار هم دانشگاهی‌هایشان گذاشته‌اند، خطاب به روستاآزاد نوشته‌اند: «حدود سه سال از صدور حکم ریاست شما بر دانشگاه صنعتی شریف توسط وزیر علوم، آقای کامران دانشجو می‌گذرد. تا به موجب این حکم شما شکننده سنت حسنه انتخاب رییس دانشگاه توسط اعضای هیئت علمی دانشگاه باشید و اولین رییس انتصابی دانشگاه صنعتی شریف باشید که بدون نظر اعضای هیئت علمی دانشگاه، حکم ریاست خود را دریافت کرده است. متاسفانه گذشت زمان نشان داد این امر بخشی از روحیه شما و سیستم مدیریتی است که به آن اعتقاد دارید.» تعلیق غیرقانونی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه، ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه در موارد مختلف و برای بازداشت دانشجویان در محیط دانشگاه، لغو و عدم صدور مجوز برای نشریه‌های مختلف دانشجویی، ستاره‌دار شدن تعداد زیادی از دانشجویان در این سه سال و صدور حکم‌های تعلیق از تحصیل فراوان از مواردی است که این دانشجویان از آن نام برده‌اند.

دانشگاه صنعتی اصفهان

رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان هم رئیس مغضوب دیگری است که دانشجویانی خواستار برکناری‌اش هستند. یکی از کاربران عضو صفحه کمپین درخواست برکناری او می‌گوید: «بلایی که بر سر چندین دانشجو از جمله خود من آمد و با احکام انظباطی، آینده‌شان نابود شد یکی از اقدامات او بوده. ایشان وضعیت سیستم تغذیه را به سطح اسفناکی رساند که بسیار بد، گران و بی‌کیفیت شد و یک سیستم الکترونیکی عجیب از استخر تا سلف را فرا گرفته که به هر بهانه‌ای از دانشجوها و کارمندها پول می‌گیرد. دانشجویان معترض به وضع سلف هم توسط ایشان تعلیق شدند. ابتدایی‌ترین سرویسی که از یک دانشگاه ساخته شده وسط بیابان کیلومترها خارج از شهر انتظار می‌رود داشته باشد، به حداقل رسیده. شرایط بد و سختی برای بهترین استادان این دانشگاه ایجاد شد و بعضی مجبور به ترک دانشگاه یا بازنشستگی شدند که به سطح علمی دانشگاه ضربه آشکاری وارد کرد. به قول یکی از رانندگان قدیمی تاکسی دانشگاه: قشری در دانشگاه نیست که از او راضی باشد.»

پیش از تشکیل این کمپین، تعدادی از استادان این دانشگاه هم در نامه‌ای به رئیس جمهور سابق درخواست «سپردن مدیریت دانشگاه صنعتی اصفهان به شخصیت‌های شناخته شده» را مطرح کرده بودند. به گزارش سایت الف در این نامه آمده بود: «با نهایت تاسف، مدیریت دانشگاه صنعتی اصفهان، با سلطه‌جویی، خودکامگی، و رفتار بی‌منطق خود در تبدیل دانشگاه به محیطی بسته، خمود، امنیتی، و یأس‌آور، گوی سبقت را از غالب مدیران دانشگاه‌های کشور ربوده، و سرسختانه‌تر از همگان، در زدودن عقل، علم و اخلاق از تمامی عرصه‌های تصمیم‌گیری کوشیده و همچنان نیز می‌کوشد.»

دانشگاه سمنان

رئیس دانشگاه سمنان از بقیه رئیس‌های مغضوب کمپین‌های مجازی خوش‌شانس‌تر است چون در بین دانشجوها مدافعانی هم دارد. بعضی دانشجویان می‌گویند در دوره دکتر خیرالدین فضای دانشگاه امنیتی و بسته بوده و فقط به کارهای عمرانی رسیدگی شده. شورای صنفی دانشجویان تعطیل شده و تنها تشکل منتقدشان از بین رفته. اما از طرف دیگر بعضی دانشجویان می‌گویند او نسبت به مدیران قبلی بهتر عمل کرده و مسبب فضای بسته دانشگاه حراست بوده نه آقای رئیس. بعضی از مدافعان خیرالدین مدعی‌اند او بعد از تحصن دانشجویان در اعتراض به دستگیری هم‌دانشگاهی‌هایشان در سال 88 شخصا برای آزادی آنها تلاش کرده و به صرف هم‌فکر بودن با رئیس دولت نهم و دهم نباید به او تاخت.

دانشگاه میبد یزد

دانشجویان دانشگاه میبد یزد هم کمپین درخواست برکناری برای رئیس‌شان ساخته‌اند. اعضای این کمپین در صفحه‌شان درباره دکتر میبدی نوشته‌اند که جلوگیری از تاسیس تشکل‌های سیاسی توسط دانشجویان منتقد، جلوگیری از برگزاری انتخابات شورای صنفی، توقیف فله‌ای نشریات دانشجویی بعد از انتخابات 88، محدودیت‌های شدید برای فعالین دانشجویی، بستن فایل گلستان دانشجویان در موارد متعدد و به دلایل واهی از عوامل نارضایتی دانشجویان از رئیس این دانشگاه است.

این مطلب در شماره 533 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

ستاره‌های دنباله‌دار

کنکوری‌های ارشد برای ناآرامی‌های میتینگ انتخاباتی روحانی هم به سازمان سنجش تعهد دادند

ستاره‌های دنباله‌دار

آنجا بوده‌ای، نبوده‌ای، شعاری داده‌ای، نداده‌ای. فرقی نمی‌کند. تو دانشجویی و یکی از انگشت‌های اتهام به سمت توست. شاهدش آنهایی که می‌گویند در تجمع‌های دانشجویی نبوده‌اند اما به کمیته انضباطی یا گزینش دانشجو در سازمان سنجش احضار شده‌اند تا پاسخگوی کار نکرده باشند. این بار هم بعضی داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد که سابقه فعالیت در دوره دانشجویی‌شان داشته‌اند به سازمان سنجش احضار شدند و بعضی از آنها به چلچراغ می‌گویند علاوه بر فعالیت‌ در نشریه‌ها و تشکل‌ها، درباره حضور در میتینگ انتخاباتی خرداد ماه حسن روحانی در جماران هم از آنها سوال شده و آنها را مسئول ناآرامی‌های آخر برنامه دانسته‌اند. در ادامه روال چند سال گذشته سازمان سنجش در تعهد گرفتن از فعالان دانشجویی امسال هم تعدادی از دانشجویان فعال به سازمان سنجش احضار شده‌اند. داوطلبانی که در دوران دانشجویی‌شان در تشکل‌های دانشجویی یا نشریه‌های داخلی دانشگاه‌ها فعالیت داشته‌اند در سالهای گذشته به خصوص در دوران وزارت کامران دانشجو، قبل از اعلام نتایج کنکور در طبقه دوم سازمان سنجش در مورد فعالیت‌هایشان مورد پرس و جو قرار گرفته‌اند. بعضی از آنها با دادن تعهدی مبنی بر تکرار نشدن فعالیت‌هایشان توانسته‌اند ادامه تحصیل دهند اما بعضی دیگر از ادامه تحصیل محروم شده‌اند. وزارت علوم دولت‌های نهم و دهم رویه تکذیب را پی گرفته بود و از اساس وجود دانشجویان ستاره‌دار را انکار می‌کرد یا به دولت اصلاحات نسبت می‌داد. اما بالاخره کامران دانشجو در اواخر دوران وزارتش آماری از دانشجویانی که به دلیل منفی بودن پاسخ استعلام‌شان از نهادهای دیگر از تحصیل محروم شده بودند رو کرد! به این ترتیب توپ را به زمین دیگری انداخت. با تغییر دولت، در حالی که هنوز وزیر علوم دولت یازدهم مشخص نشده و سرپرست وزارت علوم هنوز فرصت گرفتن تصمیم تازه‌ای برای روند کار سازمان سنجش را نداشته، امسال هم تعدادی از کنکوری‌ها ستاره‌دار شده‌اند.

سوال و جواب در سازمان سنجش

یکی از داوطلبان کنکور ارشد جریان احضار به سازمان سنجش و پاسخگویی درباره فعالیت‌هایش را این طور توضیح می‌دهد: «هر سال عده زیادی بعد از کنکور ارشد احضار می‌شوند. آن طور که از چند سال گذشته شنیده‌ایم و به یاد داریم اغلب تعهد می‌دهند و عده کمی کاملا از تحصیل محروم می‌شوند. امسال هم با من تماس ‌گرفتند و ‌گفتند بیایید سازمان سنجش طبقه دوم قسمت گزینش دانشجو. یک سری کارشناس آنجا بودند که سوالهایی می‌پرسیدند. بیشتر سوالها مربوط به سال 88 بود و درباره حضور در تجمع‌های دانشجویی می‌پرسیدند. کسانی هم بودند که در این تجمع‌ها شرکت نکرده بودند اما آنها می‌گفتند شرکت کرده‌اید. من در نشریه دانشجویی هم فعالیت داشتم و آنها در جریان همه چیز بودند. یکی از سوالاتی که پرسیدند و حساسیت زیادی روی آن داشتند درباره برنامه انتخاباتی آقای روحانی در جماران بود که فضا کمی به هم ریخته بود و می‌گفتند شما عامل این اتفاق بودید. از آنجایی که مساله با نوشتن ماجرا و تعهد به تکرار نشدن آن برای اغلب داوطلبان حل می‌شد، فکر می‌کنم بیشتر قصد داشتند با تعهد گرفتن دانشجو را در آینده آرام کنند تا فعالیت نداشته باشد اما کمتر به قصد محروم کردن از تحصیل افراد را احضار می‌کنند. با این حال تعهد دادن فقط اجازه ثبت نام می‌دهد و هر جای تحصیل که باشیم اگر تصمیم بگیرند از تحصیل محروم می‌کنند. در سالهای قبل ما کسی را داشتیم که تعهد داد، ثبت نام هم کرد و درسش را در کارشناسی ارشد شروع کرد اما وسط سال اخراج شد.»

در جماران چه گذشت؟

11 خرداد 92 حسن روحانی کاندیدای ریاست جمهوری با دانشجویان و جوانان در حسینیه جماران دیدار و برای آنها سخنرانی کرد. او بعد از این که درباره توسعه فناوری هسته‌ای در دولت‌های سازندگی و اصلاحات صحبت کرد با بیان اینکه مردم ایران استحقاق زندگی آرام‌تر با عزت، آزادی و امنیت بیشتری دارند، گفت: «نکند عده‌ای شما را مایوس کنند برای روز رای، پای صندوق آرا نروید میدان را به رقیب واگذار کرده‌اید. شرایط سال ۹۲، شرایط ۸۸ نیست انشاءالله پیروزی را به حول و قوه الهی با حضور گسترده شما پای صندوق رای شاهد خواهیم بود.»

در ادامه سخنرانی او کم‌کم شعارهای بیشتری سر داده شد و برنامه به سمت ناآرامی رفت. عده‌ای از شرکت‌کنندگان و رئیس ستاد جوانان حسن روحانی هم توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. ستاد انتخابات روحانی با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد این ستاد هرگونه رفتار هنجارشکنانه و خیابانی را قویا محکوم کرده و همه دوستداران اندیشه اعتدال را به رعایت قانون و صبر و آرامش دعوت می‌کند.

محمدرضا عارف رقیب حسن روحانی در انتخابات ۹۲ که هنوز از رقابت کناره‌گیری نکرده بود در واکنش به حادثه جماران گفت: «از برخورد امنیتی، با جوانانی که در حوزه فعالیت‌های انتخابات فعال هستند و قصد خلق حماسه‌ای سیاسی دارند، بسیار متاسفم.» محمدرضا نعمت‌زاده رییس ستاد انتخاباتی حسن روحانی هم درباره این اتفاقات گفت: «دیروز برنامه خوبی برگزار شد البته چند نفر شعارهایی دادند و همکاران ما نیز آنها را به خودداری از شعارها دعوت کرده بودند که برخی از آنان به این موضوع توجهی نشان ندادند. ظاهرا بعد از اتمام سخنان آقای روحانی تعدادی از افراد حاضر در این نشست از جمله مسوول کمیته جوانان ستاد ما را بازداشت کرده‌اند. حتی برخی از افراد حاضر در این نشست را در خیابان‌ها و پس از متفرق‌شدن بازداشت کرده‌اند.»

حالا با گذشت بیش از دو ماه، داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد برای شرکت در این میتینگ انتخاباتی و اتفاقاتی که در آن رخ داده سوال و جواب می‌شوند.

وعده‌های انتخاباتی رئیس جمهور

رئیس جمهور و سرپرست وزارت علوم هنوز فرصتی برای پیاده کردن سیاست‌های دولت جدید در دانشگاه‌ها پیدا نکرده‌اند، اما انگار مسئولان منصوب دولت دهم در آخرین روزهای پیش از تحویل مسئولیت‌های خود به دولت جدید همچنان بر فشار به دانشجویان فعال پافشاری می‌کنند. رئیس دولت یازدهم در مواضعش با چنین برخوردهای مخالفت کرده. او در نشست خبری بعد از انتخابش به ریاست جمهوری درباره دانشگاه‌ها گفت: فضای دانشگاه باید فضایی بازتر، با احساس امنیت بیشتر و با آزادی بیشتر برای اظهارنظر باشد.

جعفر توفیقی سرپرست وزارت علوم هم در گفته‌هایش با برخورد امنیتی با دانشجویان فعال مخالفت کرده و در گفتگو با ایسنا گفته: «هر دانشجو و هیات علمی اگر فکر می‌کند در یک زمینه‌ای نسبت به وی اجحاف شده و حق وی تضییع شده است، توصیه می‌کنم که حتما به وزارت علوم مراجعه و درخواست خود را ارائه کند و وزارت علوم نیز وظیفه دارد این موارد را بررسی و به هر شکایت رسیدگی کند.»

او پیش از این در زمانی که مسئول مسئول کارگروه تدوین نظرات و پیشنهادات کارشناسان برای انتخاب وزیر علوم دولت یازدهم بود گفته بود: «به نظر من هیچ دانشجویی نباید به بهانه گرایش سیاسی و نوع تفکر و سلیقه‌اش با هر عنوانی محدود و حذف شود و از تحصیل محروم شود. برازنده دانشگاه‌ها نیست که دانشجویی به خاطر طرز فکر سیاسی از ادامه تحصیل محروم شود. بارها گفته شده مسائل انضباطی آیین‌نامه‌های خودش را دارد و با ادامه تحصیل دانشجویان نباید برخوردهای سیاسی شود و اگر موردی هم در این سال‌ها بوده حتما باید در آن تجدیدنظر شود.»

تجدیدنظر در یک رویه چند ساله حالا در لیست انتظار برنامه‌های وزارت علوم جا خوش کرده و منتظر نوبت رسیدگی است.

این مطلب در شماره 533 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

قطع درختان امیرکبیر برای ساخت سردر

قطع درختان امیرکبیر برای ساخت سردر

چند وقتی است دانشگاه‌ها شروع به ساخت سردرهای نمادین کرده‌اند. سردر معروف به 50 تومانی دانشگاه تهران معروف‌ترین سردر دانشگاه‌های ایران است. حالا دانشگاه‌های دیگر هم قصد دارند همچین نمادهایی برای خودشان بسازند. مثل دانشگاه خیام که طراحی سردر را بین دانشجویانش به مسابقه گذاشته، دانشگاه تربیت مدرس که سال قبل یک سردر جدید برای خودش ساخت و حالا هم دانشگاه امیرکبیر قصد دارد به جای آن ورودی و تابلوی ساده همیشگی سردری برای خودش دست و پا کند.. اما این وسط قطع تعداد زیادی درخت مزاحم برای مسئولان دانشگاه دردسر شده. دانشجویان این دانشگاه می‌گویند اعتراض‌شان نتیجه‌ای نداشته و دانشگاه درخت‌ها را قطع کرده تا سردر را به جایشان بسازد. یکی از دانشجویان تصویر درخت‌های قطع شده را در وبلاگش گذاشته و نوشته: «بچه‌های پلی تکنیک همیشه اعتراض داشتند که چرا دانشگاه نماد و سر در نداره. از اوایل ترم گذشته ساخت سر در شروع شد و مزاحمت‌هایی هم برای دانشجویان در ورودی حافظ ایجاد کرد. همچنین دانشکده‌های نزدیک به محل ساخت از سر و صدا گله داشتند. اواخر ترم تقریبا کار ساخت تمام شده بود و حالا در اقدامی خودجوش برای نصب آن ۱۰ - ۱۵ درخت قطع شده! هزینه این سر در هم بالای ۳۰۰ میلیون بوده.» مسئولان دانشگاه گفته‌اند این سردر را تا پایان سال 92 می‌سازند.

یکی از دانشجویان به چلچراغ می‌گوید فضای بسته دانشگاه اجازه اعتراض به دانشجویان نمی‌دهد و احتمالا قطع درختان در پیاده‌روی خیابان حافظ ادامه پیدا می‌کند.

این مطلب در شماره 532 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

فعالان دانشجویی از فضای جدید دانشگاه‌ می‌گویند

فعالان دانشجویی از فضای جدید دانشگاه‌ می‌گویند

بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند

«امیدواریم با فضایی پرامید و اعتدال سال تحصیلی را به کمک دانشجویان و اساتید شروع کنیم.» اولین گفته‌های جعفر توفیقی بعد از انتصاب به سرپرستی وزارت علوم حال خاصی دارد. نه فقط برای اینکه در یک جمله می‌تواند دو تا «امید» به کار ببرد! شاید برای اینکه «امید»هایش بوی خاطره‌های آشنا می‌دهد. به خصوص برای آنهایی که در سالهای وزارت کامران دانشجو و پیش از او محمد مهدی زاهدی، تجربه‌های چندان «پرامید و اعتدالی» از سر نگذراندند. آن قدر که ترجیع‌بند حرف‌های کاندیداهای ریاست‌جمهوری در دانشگاه‌ها شده بود بازگرداندن استقلال به دانشگاه‌ها و مخالفت با فضای امنیتی شده‌ی آن. رای عدم اعتماد مجلس به دکتر میلی منفرد که بسیاری از دانشگاهیان در نامه‌های سرگشاده و امضا شده و مصاحبه‌ها و یادداشت‌های مختلف از او حمایت کرده بودند، یک بار دیگر می‌رفت که دانشجویان را دلسرد کند اما رئیس جمهور خیلی زود سرپرست وزارتخانه را معرفی کرد تا بلاتکلیفی فعلا دست از سر دانشگاه‌ها بردارد. وزیر علوم دولت اصلاحات که گزینه احتمالی وزارت علوم دولت یازدهم شده فعلا توانسته بعضی دانشجویان را به تغییر در فضای دانشگاه‌ها امیدوار کند. بعضی از فعالان دانشجویی در گفتگو با چلچراغ از برنامه‌ها و تحرک‌های جدید دانشجویان برای ایجاد تشکل‌های دانشجویی در سال تحصیلی جدید گفته‌اند.

بالاخره مجوز می‌گیریم؟

ثبت نام شما در فهرست اعضای انجمن اسلامی دانشگاه‌تان کافی بود برای اینکه بعد از کنکور کارشناسی ارشد به جای کارنامه‌تان این جمله روی صفحه مانیتور ظاهر شود: «نقص پرونده. لطفا به سازمان سنجش مراجعه نمایید.» نقص پرونده شما در بهترین حالت یک تعهدنامه است. تعهد به اینکه دیگر از این کارها نمی‌کنید! حالا بیا توضیح بده که این تشکل قانونی است و عضویت در آن حق هر دانشجو. البته اگر انجمنی در دانشگاه‌ مورد نظر مانده باشد. انجمن‌های اسلامی در سالهای دولت گذشته پشت سر هم بسته و پلمپ شدند و به جایشان انجمن‌هایی تاسیس شد که هیچ شباهتی به پیشینه این تشکل منتقد نداشتند. البته اگر از هفت‌خان مجوز گرفتن می‌گذشتند. تعداد زیادی از دانشجویان در دانشگاه‌های سراسر کشور ماههاست به دنبال مجوز تاسیس انجمن اسلامی در انتظار جوابند.

سیده فریده احمدی از فعالان دانشجویی دانشگاه علم و صنعت که ماههاست پیگیری‌هایش برای مجوز تاسیس انجمن اسلامی در این دانشگاه به نتیجه نرسیده به دولت جدید امیدوار است و به چلچراغ می‌گوید با تغییر مسئولان دانشگاهی ممکن است تغییراتی در روند فعالیت‌های دانشجویی هم اتفاق بیفتد اما به عقیده او چیزی که تا الان تغییر بارزی داشته خود دانشجویان بوده‌اند که تحرک بیشتری پیدا کرده و پویاتر شده‌اند. اما این طور که او می‌گوید از همین حالا طیف‌های مختلف دانشجویی بر سر عنوان پرسابقه انجمن اسلامی دانشجویان که در سالهای گذشته از طیف‌های اصلاح‌طلب به طیف‌های اصولگرا و بعضا بدون گرایش مشخص دست به دست شده به رقابت افتاده‌اند: «طیف‌های متفاوت در تلاش‌اند تا برای تشکیل انجمن‌های اسلامی مجوز بگیرند. نمی‌دانم این خوب است یا بد. ما از فعالیت همه طیف‌ها استقبال می‌کنیم، با این حال انجمن اسلامی سابقه‌ای دارد و مسئولان باید دانشجویانی را که قبلا فعال بوده‌اند و برادری‌شان را ثابت کرده‌اند در اولویت قرار دهند. در مجموع این که طیف‌های مختلف در انجمن فعالیت کنند بسیار مطلوب است چرا که دانشجویان گفتمان‌های مختلف را می‌شنوند و بهتر می‌توانند تصمیم بگیرند که کدام طیف کار کند. چیزی که اهمیت دارد این است که هر طیفی سر کار باشد بر اساس عقل و منطق عمل کند، نه هوچی‌گری و رابطه.»

دانشجویان بی‌تحرک شده‌اند؟

خیلی‌ها می‌گویند در سالهای گذشته فقط فضای دانشگاه نبوده که سرد شده. دانشجوها هم بی‌خیال و بی‌انگیزه شده‌اند. انگار اگر فضای فعالیت باشد هم آنها نمی‌خواهند کاری کنند. البته همه با این نظر موافق نیستند. بعضی‌ها آن را معلول همان فضای بسته و امنیتی می‌دانند که در سالهای قبل به دانشجویان هزینه‌های سنگین تحمیل کرده. آنها می‌گویند با تغییر این فضا می‌شود به تحرک دانشجوها هم امیدوار بود. یونس نادری دانشجوی دانشگاه اصفهان و عضو هیات موسس انجمن اسلامی این دانشگاه که هنوز نتوانسته مجوز فعالیت بگیرد به چلچراغ می‌گوید: «اگر فضای دانشگاه تغییر نکند، در مورد پویایی دانشجویان هم اتفاق مثبتی نخواهد افتاد. مگر اینکه در این مدت معاونت فرهنگی وزارت علوم متحول شود. فضای اتحادیه‌های دانشجویی در سالهای گذشته فضای انفعال بود و آنهایی هم که مجوز فعالیت داشتند حقیقتا منفعل بودند. دفتر تحکیم وحدت تنها اتحادیه‌ای بود که از آقای روحانی حمایت کرد و اصولگرایان کاملا منفعل بودند. با آمدن دولت جدید فضای تازه‌ای ایجاد شد اما از این به بعد همه چیز به مسئولان بستگی دارد. دانشجویان هستند اما تشکل‌هایشان فقط در صورت قانونی شدن می‌تواند شکل بگیرد چون نمی‌شود زیرزمینی فعالیت کرد.»

فضا باز شود چه می‌خواهیم؟

صادق بهاری دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز و نماینده هیات موسس انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام هم نظری مشابه دارد و درباره فعالیت‌های دانشجویی در فضای جدید می‌گوید: «دانشجویان فعال هیچ واهمه‌ای از فعالیت ندارند. تنها چیزی که مانع آنها شده فضای بسته حاکم بر دانشگاه بوده. در سالهای گذشته فضای دانشگاه در انحصار عده‌ای خاص بوده و تمام امید ما به تغییراتی است که قرار است ایجاد شود. ما برای تاسیس انجمن اسلامی 18 ماه است اقدام کرده‌ایم در حالی که پاسخ استعلام ما باید ظرف 15 روز می‌آمد! نشریه‌های دانشجویی قبل از چاپ بازبینی می‌شوند و حتی نشریه‌ای که من داشتم در آستانه 16 آذر بدون هیچ دلیلی تعطیل شد. این اقدامات باعث می‌شود دانشجویان نتوانند نقش‌شان را ایفا کنند. دانشجو همچنان مطالبه‌گری خودش را دارد اما فضای لازم را در اختیار ندارد. به تعبیر شهید بهشتی دانشجو موذن جامعه است و اگر خواب بماند نماز مردم قضا می‌شود.» او درباره اینکه در صورت تغییر فضا و باز شدن راه فعالیت دانشجویان به دنبال چه چیزی هستند، می‌گوید: «مطالبات ما در درجه اول همان چیزهایی است که جامعه می‌خواهد. در کنار مسائل معیشتی و اقتصادی، پیشبرد اعداف علمی و فرهنگی را دنبال می‌کنیم. مسائلی مثل تفکیک جنسیتی، دانشجوی پولی و چیزهایی که دانشجو را آزرده خاطر کرده باید کنار گذاشته شود و به مسائل اصلی و چشم‌اندازها رسید. ما فضای آزاداندیشی در دانشگاه را به صورت جدی پیگیری می‌کنیم.»

سایه تعلیق و کمیته انضباطی

شاید تدوین‌کنندگان نهادی به اسم کمیته انضباطی دانشگاه که به نظم و انضباط و جلوگیری از تخلفات فکر می‌کردند، تصور نمی‌کردند روزی سایه واژه‌ای که ساخته‌اند این قدر بر سر دانشجوها سنگینی کند که حتی موقع اقدام برای دریافت مجوز تاسیس تشکل قانونی هم آن را به تهدید بشنوند. البته همه دانشگاه‌ها در این مورد یکسان عمل نکردند و مثل دانشگاه علامه طباطبایی به فرستادن دانشجو به کمیته انضباطی به هر بهانه کوچک و بزرگی معروف نشدند. اما باز هم کمیته‌ انضباطی یکی از واژه‌های پررنگ دانشگاه در این سالهای بود.

حامد وحیدی‌فر عضو هیات موسس انجمن اسلامی دانشگاه اراک می‌گوید: «ما از خرداد 91 برای ایجاد انجمن اسلامی اقدام کردیم اما هنوز جوابی به ما نداده‌اند هیچ، اعضای هیات موسس را بارها تهدید به تعلیق و کمیته انضباطی کرده‌اند. من با رئیس دانشگاه هم صحبت کردم اما ایشان هم با لحن بدی به من گفت شکایت‌هایتان را کرده‌اید و همان را پیگیری کنید. بحث سهم‌خواهی نیست اما با توجه به فضای اصلاح‌طلبی حاکم بر دانشگاه‌ها امید ما این است که وزیری اصلاح‌طلب به وزارت علوم برسد. اگر این چنین شود در وهله اول خواسته ما این است که این فضای رعب و وحشت کمیته انظباطی و تعلیق و اخراج از بین برود، مسائل صنفی مثل غذای دانشجویان و پول گرفتن از دانشجو به هر بهانه‌ای در مرتبه دوم مطالبات ماست و آزادی نشریات مستقل و تشکل‌ها هم خواسته مهم ماست. در سالهای گذشته حتی بسیج هم آزادی عمل در دانشگاه نداشت.»

فضای یاس و سرخوردگی تمام شود

محمد رهبری دانشجوی دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه می‌گوید: «بعد از تغییر دولت، این امید به دانشجویان برگشت که بتوانند به دور از تنگ‌نظری‌ها فعالیت کنند. در شرایطی که مسئولین دانشگاه‌ها در این سالها سخت‌گیری‌هایی بیش از حد در برخورد با دانشجویان داشتند، همچنان امیدوار به تغییر فضا هستیم. با توجه به این که در سال‌های اخیر اثری از گروه‌های منتقد در دانشگاه‌ها باقی نمانده و تک صدایی در دانشگاه‌ها حاکم بوده و اکثر تشکل‌های منتقد یا بسته شدند یا تغییر ماهیت پیدا کردند، دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف خواهان ایجاد تشکل‌های متفاوت و مختلف هستند. فکر می‌کنم اگر این تغییر اتفاق بیفتد مطالبات مهم دانشجویان در درجه اول این است که فضای امنیتی در دانشگاه‌ها از بین برود و دانشجویان بتوانند بدون ترس حرف‌شان را بزنند و شاهد برخوردها و اعمال محدودیت‌های تنگ‌نظرانه نباشیم. البته مطالبات دانشجویان بسیار زیاد است که پیگیری بعضی از آنها مثل «بازگشت استادانی که به اجبار بازنشسته شدند»، «رفع محدودیت‌های تشکل‌های دانشجویی و فرهنگی» و «حذف برخوردهای قضایی با دانشجویان» می‌تواند به از بین رفتن فضای یاس و سرخوردگی در دانشگاه کمک کند.» این طور که به نظر می‌رسد هوای دانشگاه خبر از تغییر می‌دهد. سکوت و سکون دانشگاه انگار نمی‌خواهد بماند. روزنه‌ها که باز شود، صداها هم از بین آنها نفوذ می‌کند.

این مطلب در شماره 532 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

افزایش بی‌رویه مخ‌های صادراتی

نخبگان جهان کجا می‌روند، کجا می‌مانند و کجا نمی‌مانند؟

افزایش بی‌رویه مخ‌های صادراتی

بعضی‌هایشان فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند. بعضی‌ها به فرار فکر کرده‌اند ولی بعضی‌ها در بدترین حالت هم از فرار کردن فراری‌اند. اصلا در دنیا هر نوع خروج دانشجو و نخبه از کشور فرار مغزها شناخته نمی‌شود و اصطلاح گردش نخبگان این روزها رایج‌تر است. اما گردش نخبگان وقتی بدون بازگشت به کشور خودشان باشد و با قطع ارتباط، منافع تخصص‌شان فقط به مقصد جدید برسد، آن موقع می‌شود از فرار مغزها گفت. آمار این نوع مهاجرات در بین ایرانی‌ها بالاست و افراد زیادی به قصد ماندگاری از کشور می‌روند. بنیاد ملی نخبگان به تازگی آمار خروج نخبگان را از کشور اعلام کرده که بر اساس آن از میان دارندگان مدال‌های المپیاد از سال 82 تا 86 ، 308 نفر و در بین برترین‌های کنکور سراسری و 350 نفر به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند. پیش از این بعضی رسانه‌ها در تحقیقات میدانی آمار بالاتری را نشان داده بودند. منابع خارجی هم از بالا بودن آمار حکایت دارد. دکتر راهول کوداها مسئول تحقیق و توسعه استراتژیک در بنگاه تحصیلات جهانی نیویورک می‌گوید ماندگاری ایرانی‌ها، چینی‌ها، هندی‌ها، رومانیایی‌ها و بلغارستانی‌ها در کشورهایی که درس می‌خوانند بالاست اما این میزان در دانشجویان عربستان سعودی، تایوان، کره جنوبی، ژاپن و نیوزیلند کمتر است. او معتقد است ماندگاری به رشته تحصیلی هم ربط دارد. مثلا دانشجویان اقتصاد و علوم اجتماعی کمتر بیرون از کشور خودشان ماندگار می‌شوند. در این میان اهمیت مهاجرت دانشجویان دکترا به دلیل تخصص بالایی که دارند پررنگ‌تر از بقیه دانشجویان است. یک تحقیق توسط سازمان همکاری اقتصادی و توسعه درباره مهاجرت و تحرک بین‌المللی نیروهای با مهارت نشان داده احتمال افزایش درآمد یکی از مهم‌ترین دلایل مهاجرت فارغ‌التحصیلان دکترا در جهان است. نگاهی به رفت و آمد دانشجویان دکترا نشان می‌دهد کدام کشورها می‌توانند بیشترین سود را از این جابه‌جایی‌ها ببرند.

اقتصاد خراب، نخبه‌ها پر

رفتار نخبگان کشورهای مختلف را بدون آمار مستند سخت می‌شود پیش‌بینی کرد. حتی در قاره اروپا که از بخش زیادی از آن انتظار یکدستی می‌رود، هر کشوری با وضعیت متفاوتی در مورد نخبگانش رو‌به‌روست. یک استاد دانشگاه در بلغارستان می‌گوید حقوقی که به دانشمندان جوان در آموزش عالی و تحقیقات داده می‌شود نمی‌تواند دانشجوهای با استعداد را راضی کند. برای همین دانشجوهای دکترا در بلغارستان در بعضی از علوم که به ابزارها و تجهیزات بیشتر و گران‌تری نیاز دارند، در سرزمین خودشان نمی‌توانند پیشرفت کنند و مهاجرت می‌کنند. لهستان هم وضع مشابهی دارد. اوضاع اقتصادی نه چندان خوب و نرخ بیکاری حدود 20درصد باعث شده پیدا کردن شغل برای فارغ‌التحصیلان سخت باشد و گزینه‌ای جز مهاجرت نداشته باشند.

فرار معکوس به پرتغال

پرتغال یکی از کشورهای جهان است که توانسته روند فرار مغزها را معکوس کند. این کشور از دهه 1990 به جابه‌جایی منابع انسانی به شکل یک استراتژی برای ایجاد پایه‌های علم در کشور نگاه کرد و دانشجویانش را به خارج از کشور فرستاد. بعد از آن روند مهاجرت نخبگان برعکس شد و تعداد بیشتری از دانشجویانی که به این کشور آمدند آنجا ماندگار شدند. بودجه‌ها و امکانات بلند مدت دولتی و کمک هزینه‌های تحقیقاتی برای دکترهای پرتغالی یکی از دلایل این تغییر بوده است. در عوض اسپانیایی‌ها با 24درصد دانشجوی دکترای خارجی توانسته کمتر از 5درصد را در کشورشان نگه دارند. بسیاری از آنها به کشور خودشان برمی‌گردند یا از اسپانیا به یک کشور دیگر می‌روند. همین باعث شده اسپانیا به عنوان یک کشور ترانزیتی در آموزش مطرح شود.

سوییس برای همسایه‌ها

خارجی‌ها با 52درصد، بیشتر از خود سوییسی‌ها از دانشگاه‌های این کشور سهم دارند. چند زبانه بودن سوییس و وجود استادهای خارجی از کشورهایی مثل ایتالیا، آلمان فرانسه درس خواندن در این کشور را جذاب می‌کند. حدود 76درصد خارجی‌ها در دانشگاه‌های سوییس اروپایی‌اند که نصف‌شان از کشورهای همسایه می‌آیند. اما همسایه این کشور وضع کاملا متفاوتی دارد. ایتالیا هر سال 30هزار نخبه را از دست می‌دهد در حالی که فقط 3هزار نخبه خارجی جذب می‌کند. برای کشوری مثل ایتالیا که آموزش دولتی دارد خروج این همه نخبه عوارض زیادی دارد. آموزش عالی در ایتالیا درگیر بروکراسی و دخالت‌های بیش از حد دولتی است. در حالی که مزایا و امکانات بیشتری در خارج از کشور انتظار دانشجویان را می‌کشد. در ایتالیا برعکس آمریکا امکان چندانی برای کار تحقیقاتی بیرون از دانشگاه وجود ندارد و ارتباط دانشگاه با صنعت برقرار نشده. مقصد اصلی فرار مخ‌های ایتالیایی آمریکا و بعد از آن انگلیس و فرانسه است. بیش از 30درصد خارجی‌ها در ایتالیا از 3 کشور آلبانی، یونان و رومانی می‌آیند.

در اتریش بمانید، از آلمان بروید

اتریش و آلمان از کشورهایی هستند که با فراهم کردن امکان تحصیل رایگان و تدریس به زبان انگلیسی، خارجی‌های زیادی را جذب دانشگاه‌هایشان کرده‌اند. حدود 26درصد دانشجوهای دکترا در اتریش خارجی‌اند که اغلب از آلمان، آسیا، کشورهای یوگوسلاوی سابق و قاره آمریکا می‌آیند که 59درصدشان می‌خواهند در اتریش بمانند. این کشور به دانشجویان غیراروپایی در 24 تخصصی که مورد نیازش است اجازه ماندن می‌دهد. آلمان موفقیت کمتری در جذب خارجی‌ها داشته و 11درصد ظرفیتش را به آنها اختصاص داده. اروپایی‌ها بیشترین دانشجوهای خارجی آلمان را تشکیل می‌دهند، اهالی قاره آمریکا، آسیا و آفریقا در رتبه‌های بعدی‌اند. اما بر خلاف اتریش، آلمانی‌ها اصراری به ماندن فارغ‌التحصیلان خارجی در کشورشان ندارند. یکی از برنامه‌های آموزش عالی آلمان کمک به فارغ‌التحصیلان کشورهای در حال توسعه برای برگشتن به کشورهای خودشان است تا گردش نخبگان به هر دو کشور سود برساند.

روسیه و فرانسه برای بومی‌ها، هلند برای خارجی‌ها

روسیه روی خوشی به خارجی‌ها نشان نداده. فقط 2درصد دانشجویان روسیه خارجی‌اند که آمریکای لاتینی‌ها از مشتریان اصلی‌اش هستند.40درصد فارغ‌التحصیلان خارجی در روسیه کار پیدا می‌کنند و بیش از 50درصد به کشور خودشان برمی‌گردند. دولت فرانسه هم دل خوشی از دانشجوهای خارجی ندارد. 41درصد دانشجوهای دکترا در فرانسه خارجی‌اند که یک چهارمشان از آفریقای شمالی و بخش زیادی از اتحادیه اروپا می‌آیند. چینی‌ها، برزیلی‌ها، مکزیکی‌ها و روس‌ها هم جمعیت زیادی از دانشجویان خارجی فرانسه را تشکیل می‌دهند. با روی کار آمدن دولت سوسیالیست فرانسه سیاست‌های سخت‌گیرانه‌‌ای برای خارجی‌ها وضع شد. در سال 2011 از بعضی فارغ‌التصیلان خارجی فرانسه که شغل‌های خوبی پیدا کرده بودند خواسته شد این کشور را ترک کنند. بعد از آن فرانسه از جایگاه سوم محبوبیت بین دانشجویان بین‌المللی به جایگاه پنجم سقوط کرد. هلند هم از کمبود دانشجوی هلندی در دانشگاه‌هایش می‌نالد! اما این کشور به دانشجوهای دکترای خارجی به چشم کارکنان بعدی دانشگاه‌‌هایش نگاه می‌کند. 50درصد دانشجوهای دکترا در هلند خارجی‌اند که 60درصدشان از داخل قاره اروپا به خصوص اسپانیا و فرانسه می‌آیند. تقریبا نصف این فارغ‌التحصیلان در هلند ماندگار می‌شوند و 86درصد قبل از فارغ‌التحصیلی استخدام شده‌اند.

سرریز خارجی‌ها در اسکاندیناوی

شمال اروپا یک جذابیت ویژه برای دانشجوهای خارجی دارد و آن رایگان بودن تحصیل در دانشگاه‌های 5 کشور اسکاندیناوی است. نروژ، دانمارک، سوئد، فنلاند و ایسلند فارغ‌التحصیلان دکترای خارجی را از سال 2002 تا حد121درصد افزایش دادند. اما 54درصد این فارغ‌التحصیلان در کشوری که درس خواندند نماندند. بعضی از این کشورها مثل سوئد سیاست‌هایی برای خارجی‌ها در پیش گرفته‌اند که تعداد دانشجوهای بین‌المللی را کم کنند! اما بر خلاف اسکاندیناویایی‌ها، بریتانیا بعد از وضع شهریه‌های سنگین حالا باید برای جذب دانشجوی خارجی بیشتر تلاش کند. با این حال جاذبه انگلیس برای خارجی‌ها از بین نرفته. یک تحقیق در بریتانیا نشان داده نخبگانی که به آنجا مهاجرت کرده‌اند به خصوص در حوزه فناوری اطلاعات و بیوتکنولوژی به دنبال کار کردن با دانشمندان مطرح و پیشرو و نظام شایسته‌سالار بوده‌اند. همزمان کشورهای مهاجرپذیر با تغییر سیاست‌هایشان امکان باقی ماندن خارجی‌ها را پایین آورده‌اند. کانادا توانسته 24درصد دانشجوهای دکترای خارجی جذب کند اما پیدا کردن شغل برای آنها بسیار سخت است. کانادا هر سال به بیشتر از 1000 فارغ‌التحصیل دکترا اقامت می‌دهد اما شرایط برای کار برای کانادایی‌ها بسیار راحت‌تر از خارجی‌هاست و درآمد بیشتری دارند. با وجود این دشواری‌ها، 70درصد فارغ‌التحصیلان خارجی دکترا در کانادا شهروند این کشور می‌شوند و آنهایی که کانادا را ترک می‌کنند اغلب به آمریکا می‌روند.

آمریکا مقصد شرقی‌ها

خارجی‌ها بیشتر از نصف مدرک‌های دکترا را در آمریکا نصیب خودشان کرده‌اند که سهم چینی‌ها یک سوم مدرک‌ها در سال 2007 بوده. هندی‌ها 12درصد و کره‌ای‌ها هم 10درصد را نصیب خودشان کرده‌اند. اما با زیاد شدن مراکز علمی قدرتمند در آسیا این سوال ایجاد شده که هجوم استعدادها از شرق به غرب متوقف می‌شود یا نه؟ شواهد نشان می‌دهد این طور نیست. هنوز هم جابه‌جایی مخ‌های آسیایی رو به افزایش است. حتی نرخ ماندگاری مغزهای آسیایی در کشورهای غربی هم همچنان بالاست. چینی‌ها و هندی‌ها بیشترین آسیایی‌هایی هستند که در آمریکا ماندگار می‌شوند. در عوض دانشجوهای دکترای اهل کره جنوبی با احتمال بیشتری به کشور خودشان برمی‌گردند. خیلی از چینی‌هایی که بعد از گرفتن مدرک دکترا به کشورشان بر می‌گردند سر زدن و حضور پاره وقت در چین را به ماندن تمام وقت در این کشور ترجیح می‌دهند و تمایل ندارند جایگاه‌شان را در دانشگاه‌های غربی معتبر از دست بدهند. با وجود تسهیلات دولت چین برای نخبگانی که برمی‌گردند، 92درصد چینی‌هایی که در سال 2002 در آمریکا مدرک دکترا گرفتند در سال 2007 هنوز همانجا بودند. این عدد برای هندی‌ها 81 درصد و برای کانادایی‌ها 55درصد را نشان می‌دهد. در استرالیا هم بیشتر از نصف دارندگان مدرک دکترا در کشور دیگری به دنیا آمده‌اند که چینی‌ها سهم قابل توجهی دارند. 

علم بدون مرز در برزیل

تعداد برزیلی‌هایی که برای تحصیل به خارج می‌روند به مراتب بیشتر از آنهایی است که وارد می‌شوند. دولت برزیل هم با این ماجرا مشکلی ندارد و در سال 2011 برنامه «علم بدون مرز» را تدوین کرد تا 100هزار دانشجو را برای تحصیل به خارج بفرستد. بیشترین دانشجوهای برزیلی به آمریکا، پرتغال و اسپانیا فرستاده می‌شوند اما فرار مغزها برای آنها تبدیل به مساله نشده. اغلب برزیلی‌ها بعد از پایان تحصیل به کشورشان برمی‌گردند و در موقعیت‌های کاری بهتری جای می‌گیرند. اما دانشگاه‌های آمریکا برای برزیلی‌ها هم وسوسه‌کننده‌ است. 42درصد برزیلی‌هایی که در آمریکا درس می‌خوانند تمایل دارند آنجا بمانند.

دانشجویان مسلمان در مالزی

مالزی در سالهای گذشته سرمایه‌گذاری زیادی روی آموزش عالی و تعداد دانشجوهای دکترا را به 40هزار نفر رسانده. ایران، اندونزی، پاکستان، نیجریه و عراق بیشترین تعداد دانشجو را در مالزی دارند. قبل از بحران اقتصادی سالهای 1997-98 جنوب شرق آسیا حدود 100هزار دانشجوی مالزیایی خارج از کشور به خصوص انگلیس و آمریکا درس می‌خواندند اما بعد از بحران دیگر دولت مالزی نتوانست آنها را ساپورت کند و توانش را روی تقویت دانشگاه‌های داخلی گذاشت. با پیشرفت دانشگاه‌های این کشور بسیاری از دانشجویان کشورهای مسلمان آسیایی و آفریقایی به دلیل تفاوت‌های فرهنگی کمتر و هزینه‌های پایین‌تر نسبت به آمریکا و اروپا به این کشور آمدند. حالا در حالی که 80هزار مالزیایی خارج از کشور درس می‌خوانند، در عوض 100هزار خارجی در مالزی تحصیل می‌کنند. ماندن در مالزی برای دانشجوهای خارجی دور از ذهن نیست به طوری که 10درصد استادان و کارکنان دانشگاه‌های مالزی خارجی هستند. بقیه کشورهای مسلمان وضعیت دانشگاهی چندان خوبی ندارند. حدود 80درصد دانشجوهای ارشد و دکترای عرب خارج از کشورهایشان درس می‌خوانند که نصف آنها به خصوص اهالی شمال آفریقا به کشورهایشان بر نمی‌گردند. کشورهای عربی هر سال نصف پزشکان، 23درصد مهندسان و 15درصد دانشمندان تازه فارغ‌التحصیل شده خود را از دست می‌دهند. سه چهارم این افراد به انگلیس، آمریکا و کانادا مهاجرت می‌کنند که هزینه سنگینی برای کشورهای عربی و منفعت زیادی برای کشورهای غربی دارد.

مهاجرپذیر نامهربان

همزمان کشورهای مهاجرپذیر با تغییر سیاست‌هایشان امکان باقی ماندن خارجی‌ها را پایین آورده‌اند. کانادا توانسته 24درصد دانشجوهای دکترای خارجی جذب کند اما پیدا کردن شغل برای آنها بسیار سخت است. کانادا هر سال به بیشتر از 1000 فارغ‌التحصیل دکترا اقامت می‌دهد اما شرایط برای کار برای کانادایی‌ها بسیار راحت‌تر از خارجی‌هاست و درآمد بیشتری دارند. با وجود این دشواری‌ها، 70درصد فارغ‌التحصیلان خارجی دکترا در کانادا شهروند این کشور می‌شوند و آنهایی که کانادا را ترک می‌کنند اغلب به آمریکا می‌روند.

این مطلب در شماره529 هفته‌نامه چلچراغ متشر شده است.

دانشجویان تابستان را چه‌طور می‌گذرانند؟

دانشجویان تابستان را چه‌طور می‌گذرانند؟

فقط وقتش رو بیشتر کنید

نقطه مشترک‌مان این است که از این ور و آن ورش کلاس‌ها را می‌پیچانیم که طولانی‌ترش کنیم، اما درست نمی‌دانیم باید چه کارش کنیم. تعطیلات تابستان که می‌رسد اسم دانشجو رویمان هست اما کلاس و درس تعطیل شده. بعضی‌ها سراغ کارهای موقت می‌روند، بعضی‌ها به خواندن و گشتن می‌گذرانند و بعضی‌ها فعالیت‌های تفریحی و کلاس رفتن را به کار جدی ترجیح می‌دهند. بعضی از آنهایی که در شهر دیگری درس می‌خوانند همین که سه ماه بتوانند خانه باشند و پیش خانواده برایشان کافی است و تفریح حسابش می‌کنند. اما بعضی‌های دیگر دوست دارند کار ویژه‌ای بکنند و تابستان‌شان دستاورد خاصی داشته باشد. همه چیز هم به خودمان بستگی ندارد. جوان‌های هر شهر و هر خانواده‌ای یک جوری باید تابستان را بگذرانند. می‌شود گفت به تعداد دانشجوها راه برای گذراندن تابستان هست. به سراغ دانشجوهایی از شهرهای مختلف رفتیم تا ببینیم تابستان را چه طور می‌گذرانند. بسته پیشنهادی هم داریم!

فقط کتاب و فیلم

سعیده اهل بروجن چهارمحال و بختیاری است و در تهران درس می‌خواند. او می‌گوید: «وقتی چند سال در شهر دیگری درس می‌خوانی عملا دو تا زندگی پیدا می‌کنی اما چون وقت بیشتری را در تهران می‌گذارنی آنجا به زندگی‌ اصلی‌ات تبدیل می‌شود. الان من به بروجن آمده‌ام اما عملا هیچ کاری جز کتاب خواندن و فیلم دیدن ندارم چون کار و زندگی‌ام در تهران در این 4 سال شکل گرفته. این سالها دقیقا سالهایی است که شخصیت مستقل خودت را می‌سازی، جمع دوست‌ها و کارت را پیدا می‌کنی. یکی از بدی‌های زندگی ما که در شهر دیگری تحصیل می‌کنیم این است که کار بلند مدتی نمی‌توانیم بکنیم چون در رفت و آمدیم. من دوست داشتم تابستان یوگا یاد بگیرم و یک ساز را شروع کنم. اما اینجا فقط دو ماه وقت دارم و فعالیت خاصی نمی‌توانم بکنم. بعدش باید هر چه هست رها کنم و برگردم تهران. ضمن اینکه امکانات تهران در اینجا نیست و مثلا برای یاد گرفتن ساز به راحتی نمی‌شود کسی را پیدا کرد که چیزی یادت بدهد. من بعد از تحصیلم هم در تهران می‌مانم. چون همه چیز در آنجا شکل گرفته و اگر به بروجن برگردم باید همه چیز را از اول بسازم و انتخاب‌های محدودتری دارم.»

پایان‌نامه و کار

مریم بچه یزد است. تابستان روی پایان‌نامه‌اش کار می‌کند و در رفت و آمد بین تهران و یزد است تا هم به منابع دانشگاه دسترسی داشته باشد و هم کنار خانواده‌اش باشد. حالا بعد از دو بار سر زدن به شهرش در تهران یک کار پروژه‌ای با استادش گرفته و همزمان با پایان‌نامه کار را انجام می‌دهد تا بتواند در تهران بماند. او می‌گوید این دو تا کار همزمان فشار زیادی برایش دارد اما اگر کار نکند مجبور است به یزد برگردد و آنجا با وجود خانواده و اقوام و دوری از دانشگاه کار روی پایان‌نامه دکترایش خیلی سخت می‌شود. او هم در مورد ماندن بعد از تحصیلش فکرهایی کرده. می‌گوید سعی می‌کند همین جا کار پیدا کند و بماند چون در یزد کار پیدا نمی‌شود مگر اینکه پارتی داشته باشی.

کافه‌گردی منهای تفریح غیرمجاز

آنهایی که در شهر خودشان می‌مانند، وقت و امکان بیشتری دارند که تابستان را آن طور که دوست دارند بگذرانند. به خصوص اگر آن شهر یکی از شهرهای بزرگ یا پایتخت باشد. مثل نیوشا که بچه تهران است و همین جا معماری خوانده و تابستان را به کار کردن در دفتر مهندسی یکی از فامیل‌ها می‌گذراند. یا مثل فاطمه که در تهران درس می‌خواند و زندگی می‌کند و کارش هم همین جاست. می‌گوید در تابستان چون بعد از کار کلاس و دانشگاه ندارد بیشتر بعد از ظهرها به کافه می‌رود. هفته‌ای یک روز تئاتر می‌رود و گاهی هم نمایشگاه‌های نقاشی را می‌بیند. و از هر تفریحی که بتواند تنهایی انجام بدهد استقبال می‌کند. اما یکی از کارهایی که دوست داشت تابستان انجام بدهد و نمی‌تواند دوچرخه‌سواری است. «خیلی دوست داشتم تابستان دوچرخه‌سواری کنم اما امکانش برای خانم‌ها نیست. به خصوص در محله‌های مرکزی اطراف محل کارم نیروی انتظامی زیاد است و اصلا نمی‌شود فکرش را کرد.»

قلیان‌کشی بی‌وقفه

مهران کرمانشاهی است و در دانشگاه آزاد این شهر درس می‌خواند. می‌گوید تابستان‌ها و کلا ساعت‌های فراغت دانشجوها در کرمانشاه به قهوه‌خانه رفتن و قلیان کشیدن می‌گذرد چون این شهر مکان تفریحی خاصی ندارد: «یک سینما هست که یک سال است افتتاح شده اما مردم به خاطر مشکل اقتصادی که دارند همان بلیط 3-4هزار تومانی را هم نمی‌خرند. هزینه استخر خیلی بالاست و بعضی‌ها چند سال است که استفاده نکرده‌اند. کتابخانه‌های خوبی در شهر هست اما متاسفانه فرهنگ کتابخوانی وجود ندارد. در عوض چیزی که زیاد است قهوه‌خانه و قلیان که با هزار تومان برای 3 نفر جواب می‌دهد. برای همین اغلب دانشجوها اینجا خیلی قلیان می‌کشند. حتی وقتی سر کلاس می‌آیند خیلی‌ها بوی قلیان می‌دهند چون قبل کلاس یا بین کلاس‌ها به قهوه‌خانه می‌روند. اطراف دانشگاه آزاد کرمانشاه که خودم بودم حدود 7 قهوه‌خانه بود که حالا تعدادی از آنها جمع شده. دانشگاه رازی هم که دانشگاه دولتی کرمانشاه است به مناطق تاریخی مثل طاق بسطام نزدیک است و آنجا هم تعداد قهوه‌خانه‌ها خیلی زیاد است و دانشجوها اغلب این طور وقت می‌گذرانند مگر این که کسی کاری داشته باشد و وقتش را جور دیگری بگذراند.»

ترم تابستانی و ماندن در خوابگاه

پوریا بچه مشهد است و دانشجوی صنعتی شریف. این تابستان 20 روزی به مشهد رفته اما قبل و بعدش را در تهران می‌گذراند. می‌گوید تابستان‌ها معمولا اگر واحد خاصی ارائه شود واحدی برمی‌دارد که بتواند همین جا در خوابگاه بماند و به کارش برسد. این تابستان هم واحد خاصی نداشته و مجبور شده خانه بگیرد. کارش آموزشی است و غیر از آن به فعالیت‌های دانشجویی در انجمن علمی عمران و کارهای فوق‌برنامه مثل بازدید علمی و چاپ مجله ادامه می‌دهد.

تاکسی تلفنی و سفر خارج

نادر اهل کرج است. در تهران دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد است و تابستان در تاکسی تلفنی کار می‌کند. از 9 صبح کارش شروع می‌شود و تا حدود 10 شب ادامه دارد. بعد از آن دیگر زمانی برای تفریح و کار دیگر نمی‌ماند. پیش از این هم دوره کاردانی‌اش در شهر تفرش درس می‌خوانده و تابستان‌ها را به کار پیک موتوری و کار در بستنی فروشی می‌گذراند. می‌گوید اگر بتواند پول جمع کند شهریور قصد دارد مسافرت خارج از کشور برود.

کشاورزی و کارگری

علی در دانشگاه هنر نیشابور درس می‌خواند اما بچه خرم‌آباد است. می‌گوید ماندن در نیشابور فایده‌ای ندارد. یا باید برای درس آنجا باشی یا کار. خوابگاه هم در تابستان ممکن است به دیگران اجاره داده شود و اصلا نمی‌شود سه ماه تابستان را آنجا ماند. بنابراین به خرم‌آباد برمی‌گردد: «اینجا زمین کشاورزی داریم. تابستان به پدربزرگم کمک می‌کنم. مدتی هم کارگری می‌کردم. خب هزینه زندگی هست باید درآمدی داشته باشیم. یکی دو ماه اول تابستان این جوری می‌گذرد و شهریور برمی‌گردم نیشابور تا برای کنکور ارشد درس بخوانم. اغلب بچه‌هایی که روستازاده هستند تابستان را کار می‌کنند. بعضی بچه‌های دانشگاه که رشته‌های هنری می‌خوانند مشغول سمپوزیم‌ها و کارهای خودشان می‌شوند و بعضی الکی وقت می‌گذارنند. ترم آخری‌ها هم اغلب به فکر راه اندازی کسب و کار هستند.» درباره تفریح و اوقات فراغت دانشجوها در خرم‌آباد می‌گوید: «تفریح... واژه غریبی است. شاید بشود گفت کوهنوردی و قدم زدن الکی در خیابان تفریح جوان‌های خرم‌آباد است.»

بسته پیشنهادی ما برای گذراندن تابستان

کار کنید

کارهای ساده‌ای که حقوق خیلی مطلوبی هم ندارد و ممکن است تمام وقت نباشد می‌تواند برای شروع و تجربه به دست آوردن قابل قبول باشد. چه زمانی بهتر از تابستان که کلاس و دانشگاه هم نداشته باشید؟

کارهای خیریه انجام دهید

در خیلی از نقاط دنیا مرسوم است که دانشجویان در دوران تعطیلی و استراحت‌شان سراغ کارهای خیریه می‌روند. در کشورهای پیشرفته تابستان فرصتی است برای دانشجوها که به کشورهای در حال توسعه بروند و در کارهای عام‌المنفعه و کمک به مردم محروم مشارکت کنند. بعضی هم در کشور خودشان می‌مانند و از راه‌های دیگری وارد کار خیریه می‌شوند. دانشجویان ایرانی هم دستی بر آتش کار خیر دارند. مثلا جمعیت خیریه دانشجویی امام علی در تمام طور سال در حوزه‌هایی مثل حمایت از کودکان کار و کمک به نیازمندان فعال است اما تابستان می‌تواند فرصتی برای پیوستن دانشجوهای جدیدی باشد که حالا وقت آزاد پیدا کرده‌اند.

مدرسه تابستانی بروید

این گزینه بیشتر به درد آنهایی می‌خورد که در این وضعیت گرانی ارز می‌توانند گلیم خارج رفتن‌شان را از آب بکشند و در یکی از دوره‌های تابستانی دانشگاه‌های خارجی در هر رشته‌ای که انتخاب می‌کنند شرکت کنند. کاری که تابستان‌ها بین دانشجویان خارجی کاملا مرسوم است. البته قرار نیست تابستان را هم با درس و دانشگاه پر کنید. مدرسه‌های تابستانی شکل نیمه رسمی و تفریحی دارند و بهانه‌ای برای آشنایی دانشجوهای سراسر دنیا با همدیگر و گشت و گذار نیمه علمی در یک کشور جدید است. بعضی دانشگاه‌ها مثلا در آلمان و اتریش و اسکاندیناوی، دانشجوهایی را که از کشورهای در حال توسعه می‌آیند بورس می‌کنند و هزینه زیادی به عهده شما نمی‌گذارند. دانشگاه شیراز و دانشگاه تهران هم این دوره‌ها را تجربه کرده‌اند و در داخل کشور هم می‌شود نمونه‌هایش را پیدا کرد.

زخم بستر بگیرید

این هم یک گزینه است. در خانه می‌مانید و آن قدر استراحت می‌کنید که حال‌تان به هم بخورد. شنیده‌ها حاکی از این است که این گزینه در حال حاضر بین دانشجویان بسیار طرفدار دارد. شما فرض کنید اغلب دانشجویان این گزینه را انتخاب می‌کنند.

این مطلب در شماره 530 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

دسته‌گل‌های دانشگاهیِ دوران احمدی‌نژاد

دسته‌گل‌های دانشگاهیِ دوران احمدی‌نژاد

دانش جوییدن با اجازه بزرگ‌ترها

با «کارهای سطحی و غیرعالمانه» که آشنا هستید؟ همان اسمی که احمدی‌نژاد روی بازنشسته کردن استادان و تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها گذاشته بود. ایشان روی بقیه اقدامات وزارت علوم اسم نگذاشته بود اما این اواخر نزدیک بود کار او با وزیر علوم به جاهای باریک بکشد. وقتی نامه دستور احمدی‌نژاد به وزیر علوم درباره برکنار کردن روسای دانشگاه‌های تهران و تربیت مدرس منتشر شد، دوباره یاد «کارهای سطحی و غیرعالمانه» و اختلاف‌های آقای وزیر با رئیس دولت هم زنده شد. اما این دل ناخوش احمدی‌نژاد از وزیرش باعث نشد کامران دانشجو از وزارت عزل شود یا مثل زاهدی وزیر علوم دولت نهم مغضوب واقع شود. برعکس او همه نقشه‌هایش را عملی کرد و حالا راضی از عملکرد خودش در نشست‌های خبری به سبک احمدی‌نژاد از آمار و دستاوردهای دوران وزارتش می‌گوید. اما این طرف منتقدانی هستند که می‌گویند دوران وزارت او دوران عقب‌گرد دانشگاه‌ها بود و استقلال دانشگاه‌ها با دخالت‌های وزارت علوم در کارشان بر باد رفت. کاندیداهای ریاست جمهوری از فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه‌ها و فشار بر دانشجویان فعال و استادان منتقد می‌گفتند و وعده‌هایی درباره باز کردن فضای دانشگاه‌ها می‌دادند. حسن روحانی هم انتقادات زیادی به نحوره اداره دانشگاه‌ها وارد و نظر دانشگاهیان را به خود جلب کرده بود. آنچه می‌خوانید بخشی از چیزی است که در دولت‌های نهم و دهم بر دانشگاه‌های گذشت و صدای مخالفان را در آورد.

خلاف سنگین در حیاط دانشگاه

«یک بار در حیاط دانشگاه شاهد بودم وقتی یک دختر و پسر با هم حرف می‌زدند بلندگو پیج کرد که فاصله بگیرند و با هم صحبت نکنند!» این را سمیه دانشجوی سال آخر حقوق در دانشگاه علامه ‌طباطبایی با عصبانیت می‌گوید. دانشگاهی که در تفکیک جنسیتی و ایجاد فضای بسته در یکی از سیاسی‌ترین و فعال‌ترین دانشگاه‌های سالهای قبل پیش‌قدم بود اما حتی با دادن آمارهای حاکی از کم شدن مشروطی‌ها و بالا رفتن معدل‌ها، هیچ وقت نتوانست دانشجویان خودش را در مورد این سخت‌گیری‌ها قانع کند. سمیه می‌گوید: «وقتی صحبت کردن با جنس مخالف در دانشگاه تکرار شود کارت دانشجو را می‌گیرند و به راحتی به بهانه‌های کوچک دانشجو را تعلیق می‌کنند. در حالی که بزرگ‌ترین بی‌اخلاقی‌ها همین کارهایی است که خودشان می‌کنند. بعد هم به موقعش ادای سعه صدر در می‌آوردند. موقع انتخابات مجلس من در دانشگاه دیدم که یک هفته مانده به انتخابات آقای شریعتی رئیس دانشگاه راه می‌رفت و جلوی حراست که به دختران سخت‌گیری می‌شد به ماموران می‌گفت اینها را دانشجوها خودشان می‌دانند و خودشان شخصیت دارند و می‌فهمند و سخت نگیرید. در حالی که خودش دستور این سخت‌گیری‌ها را داده بود و بعد از انتخابات موقع ورود دختران هم همان آش شد و همان کاسه. ما این چیزها را می‌بینیم و احساس تحقیر می‌کنیم چون استقلال فکری برای دانشجو مهم است. ما درست و غلط را می‌فهمیم و این درست نیست که دائما یکی بالای سرمان باشد و بگوید این را نپوس، این کار را نکن، این جوری نخند. من چادر سر می‌کنم و در دانشگاه رفتار غیرموجهی ندارم اما از رفتارهای زننده به ستوه آمده‌ام.» مشابه این موضوع در بسیاری از دانشگاه‌ها دیده می‌شود. دانشگاه امیرکبیر هم روزهای حضور دختران و پسران را با زوج و فرد کردن کلاس‌هایشان از هم جدا کرده است. بعضی دانشگاه‌ها هنوز کلاس‌های مختلط برگزار می‌کنند اما بوفه، کتابخانه و مکان‌های مختلف دانشگاه را تفکیک کرده‌اند. ساخت دانشگاه‌های دخترانه و پسرانه هم در ادامه همین سیاست سرعت گرفته است.

پیام زور، واحدِ خارج

اگر دانشگاه‌های دیگر در این سالها خیری از دولت ندیدند و دائم با کسری بودجه مواجه بودند، دانشگاه پیام نور در روزهای ریاست احمدی‌نژاد بر دولت حسابی خوش‌خوشانش بود. بیشترین بودجه و بیشترین ظرفیت پذیرش دانشجو که هر سال هم سیر صعودی داشت، این مرکز آموزش از راه دورِ سالهای قبل را تبدیل به بزرگ‌ترین دانشگاه سراسری کشور کرد و تا پذیرش 60 درصد کنکوری‌های سال 90 پیش برد. با آمدن احمدی‌نژاد و شروع کری‌خوانی‌ها برای دانشگاه آزاد و رئیسش، دانشگاه پیام نور کاندید دولت برای رقابت با دانشگاه آزاد شده بود. ساختمان‌های بی‌استفاده دولت در هر جای کشور می‌توانستند به پیام نور واحد همان جا تبدیل شوند و دانشجو بگیرند. دانشگاهی که نامش هنوز هم میان آخرین انتخاب‌های کنکوری‌ها نوشته می‌شود، اما بیش از نصف آنها در نبود ظرفیت‌های بهتر باید به این آخرین انتخاب راضی شوند تا وزارت علوم آمار بدهد و بگوید همه دانشجو شدند و هنوز صندلی خالی داریم. شاید برای همین بعضی دانشجویان پیام نوری به دانشگاه‌شان لقب «پیام زور» داده‌اند! جالب اینجاست که این دانشگاه در بعضی کشورهای همسایه هم واحد تاسیس کرده اما از سرنوشت‌شان اطلاعی در دست نیست.

فقط درس بده استاد

بازنشستگی اجباری عبارت آشنایی نبود اما یکی از اقدامات این دولت آشنا کردن دانشگاهیان با این دو کلمه بود. از خودشان که بپرسید از روی فروتنی می‌گویند چنین کاری نکرده‌اند و همچین چیزی نداریم ولی بروید در دانشگاه‌ها و از همکاران‌ و دانشجویان‌شان بپرسید اصل قضیه را برایتان می‌گویند. یکی از دانشجویان دانشگاه تهران در این باره می‌گوید: «در این چند سال در خیلی از دانشکده‌ها استادان خوبی به دلیل اختلاف عقیده بازنشسته شدند. گرچه خیلی از آنها اختلاف نظر اساسی با حاکمیت نداشتند و تنها منتقد بعضی سیاست‌ها بودند. مثل دکتر خوش‌چهره که از دانشکده ما رفت. این کار فضای ناامیدی را هم برای دانشجویان ایجاد کرده بود و هم برای بقیه استادان. وقتی یک نفر بازنشسته می‌شد سایه بازنشستگی روی سر همه استادان دانشگاه حس می‌شود و آنها هم احساس امنیت شغلی ندارند. به طوری که جز در مورد درس هیچ حرفی نمی‌زنند و از تحلیل وقایع اجتماعی و سیاسی بر خلاف گذشته اجتناب می‌کنند. فکر می‌کنم مسئولان وزارت علوم هم دقیقا همین را می‌خواستند. در حالی که در رشته‌های علوم انسانی این صحبت‌ها ضرورت دارد و دانشجویان باید انواع تحلیل‌ها را بشنوند.»

گرچه اخبار منتشر شده از بازنشستگی اجباری و پیش از موعد استادان منتقد بیشتر از دانشگاه‌های تهرانی مثل علامه طباطبایی و دانشگاه تهران حکایت می‌شد، این اقدامات در شهرستان‌ها و دانشگاه‌های کوچک و بزرگ شهرهای دیگر هم رایج شد. یکی از دانشجویان دانشگاه علوم و فنون مازندران به چلچراغ می‌گوید: «از بعضی دانشجویان خواسته شده بود سر کلاس‌های دو نفر از استادان، با ریکوردر صحبت‌هایشان را ضبط کنند. این کار به اخراج آنها از دانشگاه کمک کرد و دو نفر از استادان به این ترتیب از دانشگاه رفتند که یکی از آنها درس‌های عمومی داشت و بعضی اوقات مسائل سیاسی روز را در درس‌هایش مطرح می‌کرد. یکی دیگر هم به سیاست‌های دانشگاه و معاونت آموزشی انتقادات زیادی داشت که او هم عذرش خواسته شد. همین طور مدیر گروههای آموزشی زیادی به دلیل مواضع‌شان عزل شدند. دانشگاه ما غیرانتفاعی است و موج محدودیت‌های استادان و دانشجویان کمتر به آن می‌رسید اما باز هم کادر جلوی در ورودی دانشگاه زیادتر شدند و رئیس حراست تغییر کرد که باعث تعلیق و برخورد با بسیاری از دانشجویان شد.» اخیرا با تغییر آیین‌نامه جذب هیات علمی کار وزارت علوم راحت‌تر شده. دیگر نیازی به ریکوردر و هزینه‌های اضافی هم نیست. حالا کسانی که بخواهند عضو هیات علمی دانشگاه‌ها شوند دیگر مستقیم به دانشگاه مراجعه نمی‌کنند بلکه به هیات مرکزی جذب در وزارت علوم می‌روند تا اگر از آنجا سربلند بیرون آمدند به دانشگاه‌ها معرفی شوند. اگر هم بیرون نیامدند که هیچ!

ستاره‌های نامرئی

تکذیب فایده نداشت. دانشجوهای ستاره‌دار همه جا بودند و هر کس می‌خواست می‌توانست با کمی پرس و جو یکی از آنها را پیدا کند که به دلیل عضویت در تشکل‌های سیاسی قانونی دانشگاه یا انتشار نشریه مجوزدار نتوانسته بودند به مقطع بعدی راه پیدا کنند و در اتاق هیات مرکزی گزینش سازمان سنجش برای کارهای کرده و نکرده جواب پس داده بودند. این جوری بود که «هیچ دانشجوی ستاره‌داری نداریم» در گفته‌های وزیر علوم کم‌کم به «ما هیچ دانشجویی را ستاره‌دار نکرده‌ایم» شیفت کرد و توپ به زمین نهادهای دیگر افتاد. کامران دانشجو پارسال بعد از چند بار تکذیب وجود دانشجویان ستاره‌دار، بالاخره اعتراف کرد که بعضی‌ها در پاسخ استعلام‌های وزارت علوم از نهادهای دیگر از تحصیل محروم شده‌اند.

رشته‌های پنبه شده

بعضی درس‌ها هم در این سالها مثل بعضی دانشجوها و استادها شانس نیاوردند و مجبور شدند بروند. تنظیم خانواده یکی از پر سر و صداترین آنها بود که با تغییر سیاست‌های کنترل جمعیت به سیاست افزایش جمعیت، هر چه فریاد زد که من فقط برای کنترل جمعیت نیامده‌ام و من به سلامت خانواده هم می‌اندیشم، کسی صدایش را نشنید و مجبور شد بار و بندیلش را ببندد و برود. رشته‌های علوم انسانی هم کلا روی خوش ندیدند و همه به فکر بازنگری و تغییرات اساسی در آنها بودند و بعضی‌هایشان در این سالهای نتوانستند دانشجوی جدید بگیرند. مثل رشته مطالعات زنان که بعد از تبدیل شدن به مطالعات خانواده و بعد زن در اسلام، کلا از بودنش منصرف شد و امسال به دفترچه انتخاب رشته کارشناسی ارشد نیامد.

در تسخیر پولی‌ها

«دانشگاه‌های پولی رشد زیادی کرده و این یک امکان ویژه برای افراد مرفه است. در حالی که اگر فردی استعداد و توانایی دارد باید به همان اندازه از امکان تحصیل بهره‌مند باشد. تلاش می‌کنیم برای این مسائل راه حلی پیدا کنیم.» یک سال از مصاحبه چلچراغ با سلیمی نماینده کمیسیون آموزش مجلس و گفته شدن این جملات گذشته اما پولی شدن دانشگاه‌ها بعد از تسخیر مقطع کارشناسی و باقی ماندن تنها 17 درصد ظرفیت رایگان در دانشگاه‌های دولتی، امسال مقطع کارشناسی ارشد را هم تسخیر کرد و بعضی از دانشگاه‌های دولتی چند برابر ظرفیت روزانه خود در ظرفیت‌های شبانه و پردیس بین‌الملل دانشجوی پولی پذیرش می‌کنند. در حالی که بر اساس قانون دانشگاه‌های دولتی حق دارند نصف ظرفیت روزانه‌شان دانشجوی شبانه و شهریه‌پرداز جذب کنند. ولی نگران نباشید، مجلس هم‌چنان در تلاش است.

تشکل‌ اضافه ممنوع

مسئولان وزارت علوم در روزهای پایانی کارشان از افزایش تعداد تشکل‌های دانشجویی می‌گویند و عدد و رقمی بزرگ‌تر از سالهای قبل اعلام می‌کنند اما دانشجویان می‌گویند این مجوزها به تشکل‌های همسو با تفکرات حاکم بر دولت داده شده و تشکل‌های منتقد در این سالها حذف شده‌اند یا اگر باقی‌مانده‌اند به شدت تحت فشار بوده‌اند یا مثل بسیاری از انجمن‌های اسلامی اصلا مجوز تاسیس نگرفته‌اند. در عوض تشکل‌هایی مثل جامعه اسلامی و انجمن اسلامی مستقل و بسیج دانشجویی که چیزی فراتر از یک تشکل است و ساختار و اختیارات سازمانی دارد گسترش پیدا کرده‌اند که تفاوت دیدگاه چندانی با هم ندارند. آنها توانسته‌اند تعداد دفاترشان را تا حد یک دفتر برای هر دانشکده گسترش دهند و البته آمار وزارت علوم را بالا ببرند! همزمان، شورای صنفی دانشجویان که می‌توانست در هر دانشکده یک دفتر داشته باشد با تغییر آیین‌نامه ملزم شد دفاتر دانشکده‌ها را جمع کند و فقط برای هر دانشگاه یک شورا تشکیل دهد. طبیعی است که با اقدامات قبلی، نباید نگران پایین آمدن آمار وزارت علوم باشیم!

قاسم دانشجوی دانشگاه بجنورد به چلچراغ می‌گوید: «از سال 89 که به دانشگاه آمدم و در شورای صنفی فعالیت کردم مشکلات زیادی داشتیم. دانشجوها بسیاری از مسائل را از چشم شورای صنفی می‌بینند و انتظار دارند حلش کنیم اما مسئولان اهمیتی به نظر شورا نمی‌دهند. مثلا در دانشگاه ما سرویس‌ها 4 تا اتوبوس بود که بعد شد 8 تا و دختران و پسران در آنها تفکیک شدند. در حالی که اتوبوس‌ها خالی می‌رفتند و می‌آمدند و مثلا 4 دختر در یک اتوبوس و 4 پسر از یک اتوبوس استفاده می‌کردند. ما پیشنهاد کردیم برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها اتوبوس‌ها به حالت مختلط برگردد اما نمی‌پذیرفتند چون به دانشجو اعتماد نداشتند. نظر ما مهم نبود و کار خودشان را می‌کردند. در عوض برای برگزاری یک همایش ساده مسئولان دانشگاه می‌گفتند کل مسئولیت اتفاقاتی که می‌افتد با شماست. در حالی که دانشگاه حراست دارد و برقراری نظم برنامه وظیفه این نهاد است. از سال 91 هم که آیین‌نامه شورای صنفی کلا تغییر کرد و اسم شورا شد شورای صنفی-رفاهی و بسیاری از اختیارات آن گرفته شد.»

تصمیمات آقای جبر جغرافیایی

دانشگاه‌های بزرگ دنیا با پذیرش دانشجوهای خارجی در حال توسعه معیارهای بین‌المللی خودشان بودند که در این نقطه از جهان کمبود خوابگاه بهانه خوبی شد برای اینکه دانشجوها، به خصوص دختران، در شهر خودشان بمانند. بومی‌گزینی دانشجویان از قبل از شروع دولت احمدی‌نژاد از سال 68 برقرار شده بود و تا 30 درصد ظرفیت‌ها اعمال می‌شد اما در سال 87 یک اصطلاح جدید در مجلس مطرح شد و نمایندگان از «بومی‌گزینی جنسیتی» تا 80درصد ظرفیت‌ها صحبت کردند. منتقدان و فعالان حقوق زنان می‌گفتند عملی شدن این طرح دختران را از انتخاب محل تحصیل محروم می‌کند اما حرف‌ آنها به کرسی ننشست و بومی‌گزینی جنسیتی با بعضی استثناها در دانشگاه‌های مادر از همان سال اعمال شد. آن هم در شرایطی که وضع دانشگاه‌های نقاط مختلف کشور هیچ تناسبی ندارد و جبر جغرافیایی باید در مورد دختران تصمیم‌گیری می‌کرد. با اضافه شدن سهمیه‌بندی جنسیتی در دل بومی‌گزینی جنسیتی حق انتخاب دختران در بعضی رشته‌ها مثل مهندسی معدن و ماشین‌آلات کشاورزی به صفر رسید. با گذشت چند سال از اجرای بومی‌گزینی، تلاشی در راستای حل مشکلات خوابگاه و اسکان دانشجوهای شهرهای دیگر دیده نمی‌شود. مجموعه‌های خوابگاهی دیگر ساخته نشد و بعضی ساختمان‌های پراکنده در سطح شهر تبدیل به خوابگاه شد. مجموعه‌های بزرگی مثل کوی دانشگاه تهران کمتر دانشجو پذیرش کردند تا بعضی‌ها از دلایل امنیتی خلوت کردن عمدی این مجموعه‌های با سابقه بگویند. حالا صندوق رفاه بدون اینکه از دانشگاه‌ها بخواهد ظرفیت‌های خوابگاهی بیشتری تامین کنند یا بودجه بیشتری اختصاص دهد، از آنها خواسته زودتر در مورد ظرفیت خوابگاه‌هایشان اطلاع‌رسانی کنند تا در صورت محدودیت اسکان، ظرفیت پذیرش دانشجوی بومی‌شان افزایش پیدا کند. بنابراین دیگر هیچ دانشگاهی نیاز به ساخت خوابگاه ندارد و به راحتی می‌تواند دانشجوهای شهر خودش را پذیرش و بقیه داوطلبان کشور را از انتخاب محروم کند.

به مرز انفجار نزدیک می‌شویم

کمبود فضای آموزشی یکی از گلایه‌های همیشگی روسای دانشگاه‌هاست. با این حال همین دانشگاه‌ها در سالهای اخیر به طور مداوم افزایش ظرفیت داشته‌اند. همین پارسال بود که از دانشگاه گرمسار خبر رسید تعدادی از کلاس‌ها در اداره آب و فاضلاب تشکیل می‌شود و در دانشگاه مراغه دانشجویان به خاطر کمبود کلاس در راهروهای دانشگاه درس می‌خوانند. دانشجویان واحد بین‌الملل دانشگاه خلیج فارس هم به چلچراغ گفته بودند برای یکی از مهم‌ترین درس‌هایشان استادی ندارند و علی‌رغم شهریه‌ی بالایی که پرداخت می‌کنند خودشان به باید به دنبال استاد بگردند و به دانشگاه دعوتش کنند. این اتفاقات در بسیاری از دانشگاه‌ها وجود دارد اما همچنان خدشه‌ای به آمار وزارت علوم وارد نمی‌شود و در دانشگاه‌ها صندلی اضافه داریم!

یکی از دانشجوهای دانشگاه علوم پزشکی زنجان به چلچراغ می‌گوید: «در دانشگاه‌های علوم پزشکی یکی از بدترین اتفاقاتی که افتاده افزایش بی‌رویه تعداد ورودی‌ها بود. سال 86 که من وارد دانشگاه شدم 20 نفر ورودی داشتیم اما امسال ورودی‌ها 80 نفر شده‌اند. نه فقط در این دانشگاه، در دانشگاه‌های شهرهای مختلف این اتفاق افتاده در حالی که در کشور اصلا ظرفیت برای اشتغال این افراد وجود ندارد. ضمن این که همزمان با تحریم‌ها، مواد اولیه آزمایشگاهی بسیار کم و گران شده و دانشگاه‌ها نمی‌توانند امکانات کافی را فراهم کنند. دانشگاه ما سراسری است و خودمان پول وسایل آزمایشگاهی را نمی‌دهیم، دانشگاه هم این کار را نمی‌کند و طرح‌های تحقیقاتی نیمه‌کاره رها شده‌اند. برای پذیرش پروپوزال‌ها هم فقط طرح‌های ارزانی پذیرفته می‌شود که با 1 تا 2 میلیون تومان انجام شود. طرح‌هایی که خیلی عالی هم باشند اما گران تمام شوند رد می‌شوند.»

این مطلب در شماره 528 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

کنکور کارشناسی ارشد هنر با بی‌نظمی و دردسر برگزار شد

کنکور کارشناسی ارشد هنر با بی‌نظمی و دردسر برگزار شد

نقاشی با اعمال شاقه

کنکور می‌تواند بعد از یک عمر برگزار شدن، یک جوری برگزار شود که انگار بار اولش است! باور نمی‌کنید توصیف یکی از داوطلب‌های کنکور نقاشی کارشناسی ارشد 92 را از وضعیت برگزاری امتحان عملی بخوانید:

پنجشنبه 13 تیر کنکور داشتیم. سه‌شنبه که کارتمان آمده بود ساعت شروع امتحان روی آن 2:30 نوشته شده بود. دفترچه راهنما را که دانلود کردیم دیدیم ساعت امتحان 3 نوشته شده. اما سر جلسه امتحان ساعت 3:30 شروع شد! امتحان در یک کوچه بن‌بست نرسیده به میدان فردوسی در فضای شلوغی برگزار می‌شد که هم محل امتحان اسکیس داوطلبان معماری بود و هم محل امتحان بچه‌های نقاشی. قبل از ما هم بچه‌های تصویر‌سازی امتحان داشتند که وقتی ما داشتیم وارد می‌شدیم آنها داشتند خارج می‌شدند و فضا به شدت شلوغ و در هم و بر هم بود بود.

شماره کارت من طبقه پنجم بود که با حساب همکف می‌شد طبقه ششم. همه دو تا تخته شاسی A2 داشتیم و کلی رنگ و وسیله دیگر که باید تا طبقه پنجم می‌بردیم. آسانسور هم که 4 نفر ظرفیت داشت و به درد 2000 نفری که آنجا بودند نمی‌خورد. بعضی‌ها هم برای اینکه با آسانسور بیایند به امتحان دیر رسیدند.

بعد از ورود تازه فهمیدیم هیچ کس نیست موبایل‌هایمان را تحویل بگیرد و باید دوباره برویم بیرون تا به کسی که آنجا هست تحویل‌شان بدهیم. اما کی بود که آن همه راه را برگردد! گوشی را همان جا دست یکی دادم تا برگشتم پیدایش کنم و تحویلش بگیرم.

اما فاجعه اصلی سر امتحان منتظرمان بود. برای امتحان نقاشی باید با آکرولیک کار می‌کردیم اما ما در طبقه آخر ساختمان بودیم و وقتی بقیه در طبقه‌های پایین‌تر شیر آب را باز می‌کردند آب به طبقه ما نمی‌رسید. برای همین باید صبر می‌کردیم پایینی‌ها شیر را ببندند تا آب به طبقه پنجم برسد. مقواهایی که سر امتحان به ما دادند جنس خیلی بدی داشت و وقتی کارمان تمام شد موقع کندن مقواها همه گوشه کارشان پاره شده بود.

آب معدنی‌هایی که معمولا سر امتحان به داوطلب‌ها می‌دهند بر خلاف معمول دم در داخل بسته‌بندی گذاشته شده بود گوشه دیوار تا هر کس خواست خودش بر دارد! ساندیس و کیکی هم که سر امتحان معمولا می‌دهند موقع ورود داخل وسایلمان انداخته بودند.

با وجود این مشکلات و اعتراض داوطلب‌ها به وضعیت امتحانی که 4 ساعت طول می‌کشید، خوشبختانه زمان کم نیاوردیم و به خیر گذشت!

 این مطلب در شماره 527 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

افزایش کمک هزینه تحصیلی دانشجوهای خارجی و حاشیه‌هایش

افزایش کمک هزینه تحصیلی دانشجوهای خارجی و حاشیه‌هایش

مهمان‌نوازی با سس اضافه

کمک هزینه تا حالا دردسر نشده بود که شد! ماجرا از یک کمک هزینه معمولی فراتر است. داستان این است که کمک هست، هزینه هم هست، ولی به من و شما نمی‌دهند. سازمان امور دانشجویان وزارت علوم تصمیم دارد 50درصد کمک هزینه تحصیلی دانشجوهای غیرایرانی را افزایش دهد اما بعضی نمایندگان مجلس در مخالفت با آن گفته‌اند در شرایطی که دانشجویان ایرانی کمک هزینه تحصیلی ندارند، این کمک به دانشجوهای خارجی در اولویت نیست. از طرف دیگر اهمیت تبادل دانشجو بین کشورهای دنیا قابل انکار نیست و همه دنیا در تلاش‌اند شاخص‌های بین‌المللی شدن دانشگاه‌هایشان را بالا ببرند که پذیرش دانشجوی بین‌المللی بیشتر، یکی از مولفه‌های مهم آن است و به سیاست‌های تشویقی هم نیاز دارد. در این میان بعضی‌ها از اهداف خاص پشت تصمیم وزارت علوم می‌گویند و معتقدند این وزارتخانه با گرفتن این تصمیم به دنبال رشد علمی دانشگاه‌ها نیست بلکه با جذب دانشجو از کشورها و فرهنگ‌هایی خاص، اهداف سیاسی را دنبال می‌کند.

خیانت یا سودآور؟

کمک هزینه دانشجوهای خارجی را بگذارید کنار گران‌تر شدن ترم به ترم شهریه‌های دانشگاه‌ها و پولی شدن بیشتر ظرفیت‌های دانشگاهی برای دانشجوهای ایرانی. آن وقت وقتی بذرافشان معاون سازمان امور دانشجویی وزارت علوم می‌گوید: «برنامه آموزش عالی کشور برای پنج سال آینده، جذب 25 هزار نفر دانشجوست که برای تحقق آن سالانه 2000 دانشجو بورسیه و 3000 دانشجو غیربورسیه پذیرفته می‌شوند»، نماینده‌های مجلس هم صدایشان در می‌آید. جواد هروی و قاسم احمدی لاشکی، اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس از کسانی هستند که این طرح را غیرمنطقی و حتی خیانت به دانشجوهای ایرانی دانسته‌اند و می‌گویند کمک هزینه برای دانشجوهای ایرانی باید در اولویت باشد. اما عطاالله سلطانی صبور، عضو دیگر این کمیسیون این کمک هزینه را در ارزآوری بیشتر دانشجویان خارجی برای کشور موثر می‌داند و موافق این تصمیم است.

بی‌خیال رنکینگ؟

گله از نادیده ماندن حق دانشجوهای ایرانی آن طرف، این طرف می‌ماند قصه تبادل فرهنگی و اهمیت جذب دانشجوی بین‌المللی برای بالا رفته رتبه دانشگاه‌ها در رنکینگ‌های جهانی. نسبت دانشجویان بین‌المللی و تبادل دانشجو با کشورهای دیگر یکی از 6 معیارهای رنکینگ QS و یکی از 5 معیار رنکینگ تایمز برای رتبه‌بندی دانشگاه‌هاست. بعضی کشورها مثل اتریش و کشورهای اسکاندیناوی با پذیرش دانشجوی بین‌المللی رایگان آموزش عالی را بین‌المللی کرده‌اند اما ضرر نکرده‌اند. بسیاری از کشورها دانشجوهای خارجی را با کمک هزینه‌های تحصیلی می‌پذیرند اما معتقدند هزینه‌هایی که صرف آموزش آنها کرده‌اند در نهایت به آنها برمی‌گردد. باید دید کفه ترازو به نفع رنکینگ و تبادل فرهنگی سنگینی می‌کند یا اولولیت دانشجوی ایرانی.

آمار دانشجوهای خارجی در ایران

نگاهی به آمار دانشجویان خارجی مشغول به تحصیل در ایران نشان می‌دهد بیشتر آنها از کشورهای همسایه هستند. طبق آمار وزارت علوم در آبان گذشته 13هزار دانشجوی خارجی در ایران تحصیل می‌کردند که 8هزار نفر آنها مقیم ایران و اغلب افغانستانی و عراقی هستند. تعداد دانشجویان چینی هم قابل توجه است که اغلب برای تحصیل زبان فارسی به ایران می‌آیند. در مقابل 60هزار دانشجوی ایرانی در خارج از کشور تحصیل می‌کنند که بیشترین تعداد به ترتیب در آمریکا و آلمان حضور دارند و بعد از آن هندوستان و مالزی مقصد دانشجوهای ایرانی است.

حالا با گذشت یک سال آمار تغییراتی کرده. کامران دانشجو می‌گوید 14هزار دانشجوی خارجی در ایران درس می‌خوانند که با احتساب 12هزار نفر در دانشگاه بین‌المللی المصطفی 26هزار نفر می‌شوند. دانشگاه المصطفی یک دانشگاه مجازی است که دروس علوم اسلامی در آن تدریس می‌شود. این دانشگاه مهم‌ترين سياست‌هاي خود را اهتمام به جنبش نرم افزاری توليد دانش و انديشه و نهضت ترجمه منابع اسلامي، اتخاذ رويكرد پژوهش محوري و تربيت مداري، صيانت از كرامت انساني در تعاملات دروني و بيروني و احترام به قلمرو مذاهب اسلامي، بر اساس سياست انسجام و وحدت اسلامي می‌داند.

عباسپور: اولویت با افزایش سرانه دانشجوهای ایرانی

علی عباسپور تهرانی‌فرد نماینده و رئیس سابق کمیسیون آموزش مجلس با نمایندگان منتقد این طرح هم‌نظر است. او به چلچراغ می‌گوید: «هدف ما از جذب دانشجویان خارج از کشور بیشتر این بوده که هم خدماتی به کشورهای اسلامی بدهیم و هم بهانه آشنایی با فرهنگ و انقلاب ایران را فراهم کنیم. در واقع صادرات نرم‌افزاری سودی است که ورود دانشجویان خارجی به نظام می‌رساند اما باید این را در نظر داشت که اولویت دانشجویان ایرانی هستند و باید سرانه دانشجویی را افزایش دهیم. این تبادل فرهنگی می‌تواند در اولویت بعدی قرار بگیرد. یعنی زمانی که کشور در شرایط پایداری اقتصادی باشد. به لحاظ ارزآوری هم سود اقتصادی ورود دانشجوی خارجی برای ما در حد قابل توجهی نیست. مگر چند دانشجوی خارجی داریم؟ مگر هر چند وقت یک بار می‌روند و می‌آیند که برای ما ارزآوری داشته باشند؟»

جعفری: هزینه نیست، سرمایه‌گذاری است

قاسم جعفری نماینده فعلی کمیسیون آموزش نظر متفاوتی دارد. او در این باره به چلچراغ می‌گوید: «یکی از نقطه ضعف‌های بزرگ ما این است که آنچه واقعیت کشورمان است را نمی‌توانیم به دنیا منتقل کنیم و از این بابت ضرر می‌کنیم. اگر ماهیت کشور ما به درستی نشان داده شود قطعا سرمایه‌گذاری خارجی بیشتر خواهد شد. یکی از راههای ما برای این کار همین پذیرش دانشجوی خارجی است. اگر دانشجویی از کشور دیگری بیاید و ما برنامه دقیقی داشته باشیم به طور طبیعی وقتی به کشورش برمی‌گردد با تصویری درست‌تر از ایران برمی‌گردد و دهها برابر هزینه‌ای که کرده‌ایم، منافعش به کشور برمی‌گردد. آنها وقتی به کشورشان برمی‌گردند در جایگاه‌هایی قرار می‌گیرند که می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها موثر و تعیین‌کننده باشد. بنابراین اهمیت زیادی دارد.» او برنامه‌های کشور مالزی را مثال می‌زند و می‌گوید: «من چند سال پیش به مالزی رفته بودم و دیدم که تعبیر خود آنها این بود که دانشگاه‌هایشان قابل مقایسه با دانشگاه تهران و شریف در ایران نیستند اما در رنکینگ‌ها رتبه بالاتری دارند. یکی از کارهایی که آنها کرده‌اند همین پذیرش دانشجوی خارجی در سطحی بالا بوده که تاثیر مثبتی در رتبه دانشگاه‌هایشان داشته. این تاثیر هم از جهت شناخته شدن دانشگاه و کشور مالزی اهمیت داشته و هم به شدت ارزآوری داشته برای این کشور. بنابراین به نظر می‌رسد هزینه کردن در این زمینه هزینه نیست بلکه نوعی سرمایه‌گذاری است. ممکن است گفته شود ما مشکلات اقتصادی داریم و دانشجویان داخل اولویت دارند اما چیزی که مسلم است این است که اولویت این نیست که ما خودمان را از دنیا جدا کنیم. این هزینه در سر جمع بودجه کشور چیز قابل توجهی نیست اما تاثیرش مثبت است. مشروط بر اینکه با برنامه‌ریزی و تدبیر صورت بگیرد و از ریال به ریال صرف شده استفاده کنیم.»

زیباکلام: کمک هزینه منهای اهداف سیاسی

دکتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران با اختصاص کمک هزینه به دانشجویان خارجی موافق است اما از نظریه‌ای که می‌گوید وزارت علوم این کار را با اهداف سیاسی انجام می‌دهد حمایت می‌کند: «فکر نمی‌کنم وزارت علوم دلیلش برای افزایش کمک هزینه دانشجویان خارجی این باشد که رنکینگ علمی ما در دنیا بالا برود. اگر چنین هدفی داشت خیلی کارهای دیگر هم می‌شد کرد. فکر می‌کنم علت اصلی آن ملاحظات سیاسی است. اگر آماری از دانشجویان خارجی در ایران بگیرید می‌بینید بخش عمده‌ای از آنها لبنانی و از کشور شیعه آذربایجان هستند. قطعا به دانشجویی که اصل سنت باشد و بر سنی بودن خودش اصرار کند چنین کمک هزینه‌ای نمی‌دهند. بنده فکر نمی‌کنم دغدغه وزارت علوم رنکینگ‌ها و سعود رتبه دانشگاه‌ها بوده.» او درباره اینکه فارغ از نیت وزارت علوم، وجود دانشجویان خارجی و کمک هزینه آنها چه کمکی به رشد آموزش عالی می‌کند گفت: «من از اساس فکر می‌کنم جذب دانشجوی خارجی کار درستی است و از اینکه دانشجوی بیشتری وارد کشور شود دفاع می‌کنم اما این کار نباید به واسطه ملاحظات سیاسی باشد و برای گروه خاصی در جهت تقویت یک هدف سیاسی قرار بگیرد. من از هر کنشی که باعث تقویت تبادل فرهنگی شود استقبال می‌کنم. چه آمدن دانشجوی خارجی و چه رفتن دانشجوی ایرانی برای تحصیل در دید کلان به تبادل فرهنگی کمک می‌کند. در انگلستان همین حالا چیزی حدود 250هزار دانشجوی خارجی وجود دارد که فکر می‌کنم از اول تاسیس دانشگاه در ایران تا کنون یک دهم این تعداد هم دانشجوی خارجی نداشتیم. این که دانشجوی خارجی بیاید فی‌نفسه کار درستی اما همان طور که در انگلیس هم رایج است برای دانشجوهای خارجی که می‌توانند هزینه خود را تقبل کنند کمک هزینه ضرورتی ندارد. در شرایطی که آن فرد قادر به تامین هزینه‌ها نباشد هیچ اشکالی ندارد دولت ایران همچنان که در کشورهای اروپایی، کانادا و استرالیا هم رایج است بورس‌هایی در اختیار دانشجویان قرار دهد.»

این مطلب در شماره 527 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

دفاع دانشگاه گلاسکو از مدرک روحانی

این فضاسازی چگونه شکل گرفت؟

دفاع دانشگاه گلاسکو از مدرک روحانی

گشتن دنبال مدرک قلابی لای مدارک سیاستمدارهای دیگر جزو روال کار شده. از وزیری که به مجلس پیشنهاد می‌شود تا کاندیدای ریاست جمهوری و استاد دانشگاهی که برای دانشجوها دردسر درست می‌کند و خوب نمره نمی‌دهد، همه در معرض اتهام جعلی بودن مدرک هستند، مگر اینکه خلافش ثابت شود. خوشبختانه ثابت کردن خلافش خیلی کار سختی نیست. در روزهای بعد از اعلام نتایج انتخابات شبهه‌هایی درباره اعتبار مدرک حسن روحانی مطرح شد که هر بار هنوز جوهر اتهام‌ها خشک نشده دانشگاه کالدونین گلاسکو در دفاع از او مطلبی در سایت منتشر می‌کرد. واقعیت این است که دانشگاه‌های دنیا بیش از آنچه در ایران مرسوم است به دانش‌آموخته‌هایشان بها می‌دهند و آینده آنها را دنبال می‌کنند و موفقیت‌هایشان را موفقیت خود می‌دانند. مجله‌های اسپکتیتر در انگلیس و هرالد اسکاتلند هر دو بعد از پیروزی روحانی تیتر made in Glasgow زدند. دانشگاه کالدونین گلاسکو هم در برابر اتهام‌هایی که اغلب از خارج از کشور از جمله یک روزنامه انگلیسی دیگر نسبت به اعتبار مدرک روحانی زده می‌شد چندین بار پاسخ داد و از فارغ‌التحصیل خود و در واقع از اعتبار آکادمیک خود دفاع کرد. اما ماجرای اتهام‌ها چه بود؟

هیچ مدرکی پیدا نشد

اولین شبعه‌ها قبل از کاندیداتوری روحانی و زمانی که او به عنوان کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری مطرح شده بود منتشر شد. سایت iranelectionwatch که گذشته نامزدهای احتمالی انتخابات را بررسی می‌کرد گزارشی منتشر کرد و نوشت هیچ سندی از مدرک دکتری حسن روحانی کاندیدای بالقوه انتخابات در دانشگاه گلاسکو به دست نیاورده. در حالی که سایت مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام نام دانشگاه گلاسکو را برای محل تحصیل روحانی ثبت کرده بود.

اما با اصلاح نام دانشگاه به کالدونین گلاسکو در بیوگرافی روحانی مشخص شد او با نام سابقش حسن فریدون در این دانشگاه تحصیل کرده است.

اما اصلاح نام دانشگاه هم به ماجرا پایان نداد. 21 خرداد روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد در استرالیا شبهه دیگری به مدرک روحانی وارد کرد و مدعی شد «سخنگوي دانشگاه کالدونین گلاسکو گفته اين دانشگاه مدرك روحاني را تاييد نمي‌كند. آقاي روحاني شايد نه سرهنگ است نه حقوقدان.»

دانش‌آموخته ما رئیس جمهور ایران شد

بعد از انتخاب روحانی به ریاست جمهوری بحث مدرک تمام نشد و شبهه‌ها ادامه پیدا کرد. اما خیلی زود سایت دانشگاه کالدونین گلاسکو با تبریک به حسن روحانی اعلام کرد که رئیس‌جمهور آینده ایران در گذشته با نام «حسن فریدون» در آن دانشگاه تحصیل کرده و مدرک بعد از فوق‌لیسانس و دکترای خود را به ترتیب در سال‌های ۱۹۹۵ و ۱۹۹۹ از این دانشگاه گرفته. صفحه اصلی دانشگاه به عکس بزرگی از رئیس‌جمهور منتخب ایران و تیتر تبریک به او اختصاص پیدا کرد و انتشار نام پایان‌نامه‌ها و سال دفاع از آنها در این سایت شک و تردیدها را کمرنگ کرد. رئیس دانشگاه هم پیام تبریکی برای او فرستاد و آرزو کرد اندوخته‌های او از دورانی که عضو دانشگاه گلاسکو بوده به کارش بیاید.

سایت دانشگاه در بخش کتابخانه، چکیده پایان‌نامه‌های ارشد و دکتری روحانی را گذاشت و نوشت: به خاطر میزان علاقه به این دو تز تصمیم گرفتیم چکیده هر دو را فراهم کنیم. به دلیل نداشتن حق کپی‌رایت برای انتشار نسخه الکترونیکی کامل در سایت، درخواست متن کامل پایان‌نامه فقط در کتابخانه دانشگاه ممکن است.

تز دکتری را خودش نوشته؟

با انتشار چکیده پایان‌نامه، نوبت به اتهام جدید سرقت علمی رسید.  4 تیر ماه سایت خودنویس که در خارج از کشور اداره می‌شود با تیتر «چو دزدی با «کلید» آید، گزیده‌تر برد کالا» اتهام دیگری به روحانی وارد کرد و نوشت: حسن روحانی کی و کجا سر درس دانشگاه حاضر بوده است؟ کی وقت لازم را برای تحقیق داشته که رساله‌ای بنویسد؟ آیا آن‌را خودش نگاشته؟ توضیحش درباره شباهت وحشتناک متن خلاصه‌اش با کتابی از یک محقق دیگر چیست؟ آیا کلید در خانه‌تان را به کسی می‌دهید که سابقه دزدی دارد؟ یک کارشناس«مطالعات مذهبی و علوم بین‌الملل»، امروز با مقایسه متن خلاصه یک برگی رساله حسن روحانی با متون دیگر، به شباهت بی‌بدیل برخی جمله‌بندی‌ها با کتاب «محمد هاشم کمالی» دست یافت. دکتر کمالی، این متن را در سال ۱۹۹۱ نگاشته است و بر اساس مدارک ارائه شده از سوی دانشگاه کالدونین، متن یک برگی منسوب به «حسن فریدون» در ماه ژوئیه ۱۹۹۸ ارائه شده است. منبع خودنویس معتقد است که با توجه به عدم اعلام اسامی اساتید تایید کننده رساله دکترای «حسن فریدون» (حد اقل دو نفر)، و نیز وجود تنها و تنها یک نسخه فیزیکی تز که به خبرنگار روزنامه تلگراف گفته شده «در دسترس نیست» ممکن است گروهی در حال حاضر در  حال تهیه یک رساله جدید نیز باشند. دانشگاه کالدونین گلاسکو تاکنون هیچ عکسی از دوران تحصیل «حسن فریدون» در اختیار رسانه‌ها قرار نداده است. همچنین بر اساس تحقیقات خبرنگار روزنامه تلگراف، دانشجویان از وجود چنین دانشجویی اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند. دلیل عدم اعلام اسامی استادان تایید کننده رساله دکترا نیز از سوی دانشگاه باعث تعجب کارشناسان و محققان شده است.

5 تیر روزنامه انگلیسی تلگراف مساله کپی‌برداری از یک تز دیگر در پایان‌نامه روحانی را انتشار داد و اتهام وارد شده در سایت ایرانی خارج از کشور را در این روزنامه انگلیسی هم مطرح کرد.

تایید مجدد دانشگاه

دوباره نوبت دانشگاه بود که به اتهام‌ها پاسخ بدهد. این بار هم پاسخ آنها دفاع از روحانی و تایید مدرک او بود با این توضیح که در پایان‌نامه او به محمد هاشم کمالی ارجاع داده شده و استفاده از متن او با ذکر منبع بوده است و تخلفی در کار نبوده. روزنامه شرق هم در مکاتبه‌ای با این دانشگاه درباره شبهه در مدرک روحانی از رویزین ادی مسئول مطبوعاتی اداره روابط خارجی و بین‌المللی دانشگاه این طور پاسخ گرفت که «با توجه به اینکه بدون اجازه ایشان اجازه ارسال کپی مدرک دکتر حسن روحانی را نداریم اما تایید می‌کنم که دکتر حسن روحانی در تاریخ 13 نوامبر سال 96 در دوره MPhil (بین فوق لیسانس و دکتری) و در ششم جولای 99 در دوره دکترا از دانشگاه کلدونین گلاسکو فارغ‌التحصیل شده است.»

دانشگاه‌های سیاستمدارساز!

بعضی مشاهدات می‌گوید گنده بودن اسم دانشگاه ارتباط مستقیم با گنده شدن دانشجوهایش در آینده دارد! بعضی دانشگاه‌ها به طور جدی در طول تاریخ سیاستمدار از رئیس جمهور گرفته تا انواع وزیر و نخست وزیر تولید کرده‌اند. دانشگاه کالدونین گلاسکو البته فعلا فقط یک رئیس جمهور تولیدی داشته و در بین این دانشگاهی‌ها نیست! ولی یک رنکینگ در انگلیس دانشگاه کالدونین گلاسکو را یکی از استغال‌زاترین دانشگاه‌های انگلیس ارزیابی کرده که بالای 98درصد دانشجویانش بعد از فارغ‌التحصیلی در مدت کوتاهی شاغل شده‌اند. گرچه همه این شغل‌ها در حد ریاست جمهوری نیست! کسانی که از این دانشگاه بیرون آمده‌اند، برای پیدا کردن شغل مشکل چندانی نداشته‌اند. اما دانشگاه‌های بزرگی در جهان هستند که نگاهی به فارغ‌التحصیل‌ها معروفشان نشان می‌دهد بی‌وقفه سیاستمدار تربیت کرده‌اند. دانشگاه کمبریج و آکسفورد در انگلیس، هاروارد و ییل در آمریکا و سوربن در فرانسه از این دانشگاه‌ها هستند که در رشته‌هایی مثل فلسفه، حقوق و روابط بین‌الملل فارغ‌التحصیل‌های مشهوری در داخل و خارج از کشورشان دارند. جان اف کندی و باراک اوباما، رئیس جمهورهای آمریکایی فارغ‌التحصیل هارواردند. جرالد فورد، جورج بوش‌های پدر و پسر و بیل کلینتون از دانشگاه ییل فارغ‌التحصیل شده‌اند. تعداد زیادی از وزیران و اعضای کابینه دولت‌های آمریکایی هم فارغ‌التحصیلان این دو دانشگاهند. در انگلیس دیوید کامرون، تونی بلر، مارگارت تاچر، ادوارد هیث، هارولد ویلسون، دوگلاسهوم و مک‌میلان نخست‌وزیرهای 50 سال گذشته این کشور فارغ‌التحصیل آکسفورد بوده‌اند. تعداد زیادی از سیاستمداران دیگر این کشور هم از دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج فارغ‌التحصیل شده‌اند. دانشگاه سروبن پاریس هم محل تحصیل تعداد زیادی از مسئولان سیاسی فرانسه و کشورهای دیگر بوده است.

این مطلب در شماره526 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.

صنعتی شریف بین بهترین دانشگاه‌های جوان در رتبه‌بندی تایمز

صنعتی شریف بین بهترین دانشگاه‌های جوان در رتبه‌بندی تایمز

شریف، 47 ساله از ایران

تایمز یکی از رنکینگ‌های معتبر دانشگاهی، یک رتبه‌بندی جدید برای 100 دانشگاه برتر زیر 50 ساله منتشر کرده که دانشگاه صنعتی شریف هم در آن حضور دارد. دانشگاه 47 ساله شریف اندازه سنش رتبه آورده و 47 ام شده. البته امیدواریم با بالا رفتن سنش رتبه‌اش از آن طرفی بالا برود و عدد کمتری را نشان بدهد! دانشگاه شریف که 300 استاد تمام‌وقت و حدود 8000 دانشجو دارد بالاترین امتیازش را از درآمدهای صنعتی گرفته که 93 از 100 بوده و پایین‌ترین امتیاز را از چشم‌انداز بین‌المللی که 16.7 از 100 بوده.

پیشرفت دانشگاه‌های آسیایی مثل سالهای قبل در این رتبه‌بندی جدید هم بارز است. همان قدر که هنگ‌کنگ رتبه‌بندی برترین‌های آسیایی را تسخیر کرده‌ بود و بهترین رتبه را آورده بود، هم‌قاره‌ای‌اش یعنی کره جنوبی رتبه‌بندی بهترین‌های زیر 50 ساله را تصاحب کرده. دانشگاه علم و صنعت پوهانگ در کره جنوبی برترین دانشگاه زیر 50 ساله شناخته شده و رتبه اول را به دست آورده. رتبه دوم به یک دانشگاه سوییسی یعنی اکول پولیتکنیک فدرال لوسان رسیده و رتبه سوم هم به یک دانشگاه کره‌ای دیگر یعنی موسسه پیشرفته علم و صنعت کره رسیده. البته سر هنگ‌کنگ در این رتبه‌بندی هم بی‌کلاه نمانده و رتبه چهارم را دانشگاه علم و صنعت هنگ‌کنگ به دست آورده. دانشگاهی که در رتبه‌بندی برترین‌های آسیا در سایت QS اول شده بود. این کشور غیر از آن، 3 دانشگاه دیگر هم در این رتبه‌بندی 100 تایی دارد.

با وجود پیشرفت آسیایی‌ها باز هم غربی‌ها بیشترین دانشگاه برتر زیر 50 ساله را در رتبه‌بندی تایمز دارند. انگلستان با 18 دانشگاه بیشترین دانشگاه‌های برتر جوان را دارد. استرالیا با 13 و آمریکا با 8 دانشگاه دوم و سوم‌اند. کره با وجود اینکه دو دانشگاه را در این رنکینگ دارد که با بالاترین کیفیت اول و سوم شده‌اند، در کمیت و تعداد دانشگاه حاضر در رتبه‌بندی کم آورده! تایوان با 5 دانشگاه برتر زیر 50 ساله از لحاظ کمیت، آسیاییِ برتر این رتبه‌بندی به حساب می‌آید. سنگاپور هم با یک دانشگاه خودش را در رتبه‌بندی جا کرده اما همان یکی را به رتبه 8 رسانده. به جز انگلیس اوضاع بقیه اروپایی‌ها هم بد نیست. فرانسه و اسپانیا روی هم 13 دانشگاه در این رنکینگ دارند و اتریش و چند کشور دیگر اروپایی‌ هم در رنکینگ حاضرند. دانشگاه علوم پزشکی وین اتریش تاسیس سال 2004 جوان‌ترین دانشگاه این رنکینگ است. از آمریکای جنوبی یک دانشگاه برزیلی در رتبه‌بندی هست اما هیچ کدام از آفریقایی‌ها هنوز نتوانسته‌اند به 100 تای برتر برسند.

روزنامه گاردین در انگلیس یکی از نکات این رتبه‌بندی را حضور ایران، اسپانیا، پرتقال، عربستان، ایتالیا و یونان دانسته که در رتبه‌بندی 200 دانشگاه برتر دنیا در سال 2013 در سایت تایمز جایی نداشتند اما دانشگاه‌های زیر 50 سال‌شان به این رتبه‌بندی راه پیدا کرده‌اند.

این مطلب در شماره 525 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.