تحلیل تغییر مدیریت دانشگاه آزاد در گفتگو با دکتر اصغر مهاجری

میرزاده می‌تواند استقلال را به دانشگاه آزاد برگرداند

همان طور که فرهاد دانشجو 20 ماه پیش تا آخرین لحظه انتصاب به ریاست دانشگاه آزاد کاندیداتوری خودش را تکذیب می‌کرد، برنامه عزلش هم تا آخرین لحظه پیش از جلسه هیات امنا و خداحافظی‌اش با ریاست تکذیب ‌شد. اما در نهایت برکناری او طبق شایعه‌های موجود اتفاق افتاد و دکتر حمید میرزاده عضو دیگر هیات امنا، جای او را بر صندلی ریاست پر کرد. در حالی که خیلی‌ها آمدن فرهاد دانشجو را یک تصمیم سیاسی برای کاهش قدرت دانشگاه آزاد و در راس هیات امنایش اکبر هاشمی رفسنجانی می‌دانستند، رفتن او و آمدن میرزاده هم بار سیاسی کمی در افکار عمومی نداشت و به چشم پس گرفتن یکی از قلمروهای از دست رفته طیف مقابل دولت دهم دیده می‌شد. اما این تصمیم چقدر سیاسی بود و چقدر به سیاست‌زدگی دانشگاه آزاد منجر می‌شود؟ با دکتر اصغر مهاجری استاد جامعه‌شناسی واحد علوم تحقیقات تهران در دانشگاه آزاد گپ زدیم تا ماجرا را از چشم یکی از دانشگاه آزادی‌های باسابقه ببینیم.

-آقای دکتر فکر می‌کنید تغییر ریاست دانشگاه آزاد چه تاثیری بر فضای دانشگاه و آینده آن داشته باشد؟

در دنیا دانشگاه‌ها و نهادهای علمی ذاتا مستقل‌اند. یعنی جزو چند دسته از نهادهایی هستند که استقلال‌شان بسیار بر کارکردشان تاثیر می‌گذارند. در بین نظام‌های مستقل، نهادهای دانش باید خیلی مستقل باشند. چرا که دانش و پژوهش نباید جهت‌گیری‌ها و قضاوت‌های ارزشی داشته باشد تا بتواند به واقعیت دست پیدا کند. کشف حقیقت و واقعیت در گرو تمامی ساختارهای استقلالی نهاد علم است. در کشورهای در حال توسعه و کشور ما نهادهای دانشگاهی این استقلال را کمتر دارند. البته شاید از زمانی به زمانی این قضاوت من متفاوت باشد اما معمولا نهادهای تولید کننده دانش دو مشکل جدی دارند. یکی این که بین نظام اجرا و نظام پژوهش یک دیوار بی‌اعتمادی وجود دارد و توسعه و تحقیق ما به درستی شکل نمی‌گیرد و نظام اجرا که پول و امکانات در اختیار دارد کمتر به نهاد دانش سفارش کار تحقیقاتی می‌دهد. لذا در برنامه‌ریزی‌ها و اجرا هم از نظرات و یافته‌های علمی کمتر استفاده و دانشگاهیان را متهم به آرمان‌گرایی می‌کنند. برعکسش هم هست. دانشگاهیان آنها را متهم به برنامه‌ریزی غیرعلمی می‌کنند. مورد دیگر هم بحث دست‌اندازی نهادهای سیاسی به دانشگاه است که استقلال دانشگاه‌ها را خدشه‌دار می‌کند. با این که رهبری هم بر استقلال و آزادی در نظام دانشگاهی تاکید می‌کند، قوه مجریه معمولا بر نهاد دانشگاه دست‌اندازی می‌کند.

-اما در دانشگاه آزاد یک ساختار هیات امنایی وجود دارد. با این حال دولت‌ها باز هم توانسته‌اند برای این دانشگاه تصمیم‌گیری کنند؟

وقتی به گذشته دانشگاه آزاد نگاه می‌کنید نقش دولت‌ها در دانشگاه آزاد کم بود و ثبات مدیریتی وجود داشت. دانشگاه آزاد اسلامی از بدو تشکیل بستر آرامی داشت و جزو نهادهایی بود که دولت کمتر در آن دخالت می‌کرد و هیات امنایی بود. استقلال مادی داشت و استقلال علمی‌اش هم حفظ می‌شد. اما این بستر آرام به دلیل تلاطم‌هایی که در دولت نهم و دهم ایجاد شد به چالش کشیده شد. دانشگاه آزاد این اواخر هم به صورت مستقل مورد بررسی و قضاوت قرار نگرفت. این دخالت را دولت مهرورز و عدالت‌گستر! زیاد به چالش کشید و باعث شد بخش‌های دولتی در تعیین سرنوشت دانشگاه آزاد دخالت کنند. افراد جدید عضو ساختار دولتی به هیات امنا اضافه شدند. بنایی که نهاده شد و آینده‌ای که طراحی شد استقلال دانشگاه آزاد را خدشه‌دار کرد. منتها همین چاهی که کنده شده بود خودشان ته آن قرار گرفتند و همان شیوه ملاک عمل قرار گرفت و تغییرات صورت گرفت. هر چند ساختارهای این دانشگاه اشکالاتی داشت، این تغییر مدیریتی موجب تغییرات جدی نشد. اما در هر صورت پای نهاد سیاست را به دانشگاه باز کرد.

-با تغییرات اخیر، آقای میرزاده که از گذشته عضو هیات امنا بود ریاست دانشگاه را به عهده گرفت. فکر می‌کنید با آمدن او این روند اصلاح می‌شود؟

امیدواری این است که دانشگاه با این تغییر مدیریتی دوباره به آرامش برگردد و دخالت نهاد سیاست کم شود. هر چند الان هم تغییر مدیریتی با نقش‌آفرینی وزرای این دولت بود و تابع نهاد سیاست. اما این که فردی که آمده جزو کسانی است که اقتدار دارد، مجرب است و وفادار به آرامش دانشگاه آزاد و جزو ساختار هیات امنایی دانشگاه بوده، انتظار می‌رود دانشگاه به آرامش برگردد و بتواند استقلالی را که خوب نهادینه شده بود دوباره به دست بیاورد. پیش‌بینی من این است که اگر نهاد سیاسی بیش از اندازه دست‌اندازی نکند، آینده دانشگاه به طرف استقلال، ثبات و تولیدات علمی می‌رود. احتمال این اتفاق زیاد است. اما اگر چالش‌هایی در نهاد سیاست رخ دهد و امواج آن روی دانشگاه آزاد سرریز شود به طور حتم تجربه‌های موفقی در آینده نخواهد داشت که احتمال این اتفاق را کمتر پیش‌بینی می‌کنم.

-فکر می‌کنید از این پس دانشگاه آزاد با مدیریت جدید نیاز به چه تغییراتی دارد؟

استراتژی مدیر جدید باید تغییر پیدا کند. آقای میرزاده باید جور دیگر ببیند و با استفاده از نظر دانشگاهیان ضمن این که اشکالات را رفع می‌کند، جهت‌گیری سیاسی مدیریت قبلی را هم نداشته باشد. دانشگاه آزاد تا چند دهه‌ای که فعالیت کرده بود دارای عوارض و کارکردهای منفی هم بود که شاید واکنش دولت دهم برای اصلاح این موضوع بود اما چون با نیت منافع سیاسی جلو آمد این اتفاق نیفتاد. این که دانشگاه در گذشته مشکلاتی نداشته درست نیست. اما برای این که این مساله را اصلاح کنیم، چاره کار نفوذ نهاد سیاست نیست.

-چه تغییراتی مدنظر شماست که اولویت دارد؟

به نظر می‌رسد که در دانشگاه آزاد در گذشته برخی گروه‌ها شکل گرفته بودند که تلاش می‌کردند دانشگاه را در چنبره خود داشته باشند. نو به نو شدن نگرش‌ها و روش‌ها در دانشگاه در زمان دکتر جاسبی کمرنگ شده بود و می‌طلبید که نگاه‌ها و تفکرات جدید و شیوه‌های مدیریتی جدید در دانشگاه آزاد به کار بگیریم. حذف برخی افراد به نفع دانشگاه نبود. اما این تحولات نباید سیاسی باشد که دولت دهم به این شیوه عمل کرد. مطلب دیگر این است که دانشگاه به لحاظ تولیدات علمی مشکلات خاص خود را دارد و بسیاری از واحدها مدرک‌گراتر شده‌اند. نکته دیگر این است که مدرک دانشگاه آزاد اسلامی نابرابری ایجاد کرده بود. برای دولت، شرکتها و پیمانکاران که می‌خواستند دانش‌آموخته دانشگاه آزاد را استخدام کنند، معدل‌های دانشگاه آزاد همسانی با دانشگاه‌های دولتی نداشتند و به چشم دیگری به آنها نگاه می‌شد. این موضوع باید اصلاح می‌شد اما مدیریت‌های قبلی چنین اقدامی نمی‌کردند. نکته مهم دیگر که مدیریت‌های قبلی نتوانستند حل کنند انسجام درون سازمانی در دانشگاه آزاد بود که مدیریت جدید باید بر اساس کانون فارغ‌التحصیلان و روش‌های دیگر ایجاد کند. از همه مهم‌تر این که مدیریت جدید از افراد وفادار به دانشگاه آزاد استفاده کند تا کسانی که از دانشگاه آزاد به عنوان گذرگاه و پله پرش استفاده می‌کنند. در مجموع آینده دانشگاه آزاد اگر بتواند این مشکلات را حل کند بد نخواهد بود.

این مطلب در شماره 537 هفته‌نامه چلچراغ منتشر شده است.