افزایش بیرویه مخهای صادراتی
افزایش بیرویه مخهای صادراتی
بعضیهایشان فرار را بر قرار ترجیح میدهند. بعضیها به فرار فکر کردهاند ولی بعضیها در بدترین حالت هم از فرار کردن فراریاند. اصلا در دنیا هر نوع خروج دانشجو و نخبه از کشور فرار مغزها شناخته نمیشود و اصطلاح گردش نخبگان این روزها رایجتر است. اما گردش نخبگان وقتی بدون بازگشت به کشور خودشان باشد و با قطع ارتباط، منافع تخصصشان فقط به مقصد جدید برسد، آن موقع میشود از فرار مغزها گفت. آمار این نوع مهاجرات در بین ایرانیها بالاست و افراد زیادی به قصد ماندگاری از کشور میروند. بنیاد ملی نخبگان به تازگی آمار خروج نخبگان را از کشور اعلام کرده که بر اساس آن از میان دارندگان مدالهای المپیاد از سال 82 تا 86 ، 308 نفر و در بین برترینهای کنکور سراسری و 350 نفر به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. پیش از این بعضی رسانهها در تحقیقات میدانی آمار بالاتری را نشان داده بودند. منابع خارجی هم از بالا بودن آمار حکایت دارد. دکتر راهول کوداها مسئول تحقیق و توسعه استراتژیک در بنگاه تحصیلات جهانی نیویورک میگوید ماندگاری ایرانیها، چینیها، هندیها، رومانیاییها و بلغارستانیها در کشورهایی که درس میخوانند بالاست اما این میزان در دانشجویان عربستان سعودی، تایوان، کره جنوبی، ژاپن و نیوزیلند کمتر است. او معتقد است ماندگاری به رشته تحصیلی هم ربط دارد. مثلا دانشجویان اقتصاد و علوم اجتماعی کمتر بیرون از کشور خودشان ماندگار میشوند. در این میان اهمیت مهاجرت دانشجویان دکترا به دلیل تخصص بالایی که دارند پررنگتر از بقیه دانشجویان است. یک تحقیق توسط سازمان همکاری اقتصادی و توسعه درباره مهاجرت و تحرک بینالمللی نیروهای با مهارت نشان داده احتمال افزایش درآمد یکی از مهمترین دلایل مهاجرت فارغالتحصیلان دکترا در جهان است. نگاهی به رفت و آمد دانشجویان دکترا نشان میدهد کدام کشورها میتوانند بیشترین سود را از این جابهجاییها ببرند.
اقتصاد خراب، نخبهها پر
رفتار نخبگان کشورهای مختلف را بدون آمار مستند سخت میشود پیشبینی کرد. حتی در قاره اروپا که از بخش زیادی از آن انتظار یکدستی میرود، هر کشوری با وضعیت متفاوتی در مورد نخبگانش روبهروست. یک استاد دانشگاه در بلغارستان میگوید حقوقی که به دانشمندان جوان در آموزش عالی و تحقیقات داده میشود نمیتواند دانشجوهای با استعداد را راضی کند. برای همین دانشجوهای دکترا در بلغارستان در بعضی از علوم که به ابزارها و تجهیزات بیشتر و گرانتری نیاز دارند، در سرزمین خودشان نمیتوانند پیشرفت کنند و مهاجرت میکنند. لهستان هم وضع مشابهی دارد. اوضاع اقتصادی نه چندان خوب و نرخ بیکاری حدود 20درصد باعث شده پیدا کردن شغل برای فارغالتحصیلان سخت باشد و گزینهای جز مهاجرت نداشته باشند.
فرار معکوس به پرتغال
پرتغال یکی از کشورهای جهان است که توانسته روند فرار مغزها را معکوس کند. این کشور از دهه 1990 به جابهجایی منابع انسانی به شکل یک استراتژی برای ایجاد پایههای علم در کشور نگاه کرد و دانشجویانش را به خارج از کشور فرستاد. بعد از آن روند مهاجرت نخبگان برعکس شد و تعداد بیشتری از دانشجویانی که به این کشور آمدند آنجا ماندگار شدند. بودجهها و امکانات بلند مدت دولتی و کمک هزینههای تحقیقاتی برای دکترهای پرتغالی یکی از دلایل این تغییر بوده است. در عوض اسپانیاییها با 24درصد دانشجوی دکترای خارجی توانسته کمتر از 5درصد را در کشورشان نگه دارند. بسیاری از آنها به کشور خودشان برمیگردند یا از اسپانیا به یک کشور دیگر میروند. همین باعث شده اسپانیا به عنوان یک کشور ترانزیتی در آموزش مطرح شود.
سوییس برای همسایهها
خارجیها با 52درصد، بیشتر از خود سوییسیها از دانشگاههای این کشور سهم دارند. چند زبانه بودن سوییس و وجود استادهای خارجی از کشورهایی مثل ایتالیا، آلمان فرانسه درس خواندن در این کشور را جذاب میکند. حدود 76درصد خارجیها در دانشگاههای سوییس اروپاییاند که نصفشان از کشورهای همسایه میآیند. اما همسایه این کشور وضع کاملا متفاوتی دارد. ایتالیا هر سال 30هزار نخبه را از دست میدهد در حالی که فقط 3هزار نخبه خارجی جذب میکند. برای کشوری مثل ایتالیا که آموزش دولتی دارد خروج این همه نخبه عوارض زیادی دارد. آموزش عالی در ایتالیا درگیر بروکراسی و دخالتهای بیش از حد دولتی است. در حالی که مزایا و امکانات بیشتری در خارج از کشور انتظار دانشجویان را میکشد. در ایتالیا برعکس آمریکا امکان چندانی برای کار تحقیقاتی بیرون از دانشگاه وجود ندارد و ارتباط دانشگاه با صنعت برقرار نشده. مقصد اصلی فرار مخهای ایتالیایی آمریکا و بعد از آن انگلیس و فرانسه است. بیش از 30درصد خارجیها در ایتالیا از 3 کشور آلبانی، یونان و رومانی میآیند.
در اتریش بمانید، از آلمان بروید
اتریش و آلمان از کشورهایی هستند که با فراهم کردن امکان تحصیل رایگان و تدریس به زبان انگلیسی، خارجیهای زیادی را جذب دانشگاههایشان کردهاند. حدود 26درصد دانشجوهای دکترا در اتریش خارجیاند که اغلب از آلمان، آسیا، کشورهای یوگوسلاوی سابق و قاره آمریکا میآیند که 59درصدشان میخواهند در اتریش بمانند. این کشور به دانشجویان غیراروپایی در 24 تخصصی که مورد نیازش است اجازه ماندن میدهد. آلمان موفقیت کمتری در جذب خارجیها داشته و 11درصد ظرفیتش را به آنها اختصاص داده. اروپاییها بیشترین دانشجوهای خارجی آلمان را تشکیل میدهند، اهالی قاره آمریکا، آسیا و آفریقا در رتبههای بعدیاند. اما بر خلاف اتریش، آلمانیها اصراری به ماندن فارغالتحصیلان خارجی در کشورشان ندارند. یکی از برنامههای آموزش عالی آلمان کمک به فارغالتحصیلان کشورهای در حال توسعه برای برگشتن به کشورهای خودشان است تا گردش نخبگان به هر دو کشور سود برساند.
روسیه و فرانسه برای بومیها، هلند برای خارجیها
روسیه روی خوشی به خارجیها نشان نداده. فقط 2درصد دانشجویان روسیه خارجیاند که آمریکای لاتینیها از مشتریان اصلیاش هستند.40درصد فارغالتحصیلان خارجی در روسیه کار پیدا میکنند و بیش از 50درصد به کشور خودشان برمیگردند. دولت فرانسه هم دل خوشی از دانشجوهای خارجی ندارد. 41درصد دانشجوهای دکترا در فرانسه خارجیاند که یک چهارمشان از آفریقای شمالی و بخش زیادی از اتحادیه اروپا میآیند. چینیها، برزیلیها، مکزیکیها و روسها هم جمعیت زیادی از دانشجویان خارجی فرانسه را تشکیل میدهند. با روی کار آمدن دولت سوسیالیست فرانسه سیاستهای سختگیرانهای برای خارجیها وضع شد. در سال 2011 از بعضی فارغالتصیلان خارجی فرانسه که شغلهای خوبی پیدا کرده بودند خواسته شد این کشور را ترک کنند. بعد از آن فرانسه از جایگاه سوم محبوبیت بین دانشجویان بینالمللی به جایگاه پنجم سقوط کرد. هلند هم از کمبود دانشجوی هلندی در دانشگاههایش مینالد! اما این کشور به دانشجوهای دکترای خارجی به چشم کارکنان بعدی دانشگاههایش نگاه میکند. 50درصد دانشجوهای دکترا در هلند خارجیاند که 60درصدشان از داخل قاره اروپا به خصوص اسپانیا و فرانسه میآیند. تقریبا نصف این فارغالتحصیلان در هلند ماندگار میشوند و 86درصد قبل از فارغالتحصیلی استخدام شدهاند.
سرریز خارجیها در اسکاندیناوی
شمال اروپا یک جذابیت ویژه برای دانشجوهای خارجی دارد و آن رایگان بودن تحصیل در دانشگاههای 5 کشور اسکاندیناوی است. نروژ، دانمارک، سوئد، فنلاند و ایسلند فارغالتحصیلان دکترای خارجی را از سال 2002 تا حد121درصد افزایش دادند. اما 54درصد این فارغالتحصیلان در کشوری که درس خواندند نماندند. بعضی از این کشورها مثل سوئد سیاستهایی برای خارجیها در پیش گرفتهاند که تعداد دانشجوهای بینالمللی را کم کنند! اما بر خلاف اسکاندیناویاییها، بریتانیا بعد از وضع شهریههای سنگین حالا باید برای جذب دانشجوی خارجی بیشتر تلاش کند. با این حال جاذبه انگلیس برای خارجیها از بین نرفته. یک تحقیق در بریتانیا نشان داده نخبگانی که به آنجا مهاجرت کردهاند به خصوص در حوزه فناوری اطلاعات و بیوتکنولوژی به دنبال کار کردن با دانشمندان مطرح و پیشرو و نظام شایستهسالار بودهاند. همزمان کشورهای مهاجرپذیر با تغییر سیاستهایشان امکان باقی ماندن خارجیها را پایین آوردهاند. کانادا توانسته 24درصد دانشجوهای دکترای خارجی جذب کند اما پیدا کردن شغل برای آنها بسیار سخت است. کانادا هر سال به بیشتر از 1000 فارغالتحصیل دکترا اقامت میدهد اما شرایط برای کار برای کاناداییها بسیار راحتتر از خارجیهاست و درآمد بیشتری دارند. با وجود این دشواریها، 70درصد فارغالتحصیلان خارجی دکترا در کانادا شهروند این کشور میشوند و آنهایی که کانادا را ترک میکنند اغلب به آمریکا میروند.
آمریکا مقصد شرقیها
خارجیها بیشتر از نصف مدرکهای دکترا را در آمریکا نصیب خودشان کردهاند که سهم چینیها یک سوم مدرکها در سال 2007 بوده. هندیها 12درصد و کرهایها هم 10درصد را نصیب خودشان کردهاند. اما با زیاد شدن مراکز علمی قدرتمند در آسیا این سوال ایجاد شده که هجوم استعدادها از شرق به غرب متوقف میشود یا نه؟ شواهد نشان میدهد این طور نیست. هنوز هم جابهجایی مخهای آسیایی رو به افزایش است. حتی نرخ ماندگاری مغزهای آسیایی در کشورهای غربی هم همچنان بالاست. چینیها و هندیها بیشترین آسیاییهایی هستند که در آمریکا ماندگار میشوند. در عوض دانشجوهای دکترای اهل کره جنوبی با احتمال بیشتری به کشور خودشان برمیگردند. خیلی از چینیهایی که بعد از گرفتن مدرک دکترا به کشورشان بر میگردند سر زدن و حضور پاره وقت در چین را به ماندن تمام وقت در این کشور ترجیح میدهند و تمایل ندارند جایگاهشان را در دانشگاههای غربی معتبر از دست بدهند. با وجود تسهیلات دولت چین برای نخبگانی که برمیگردند، 92درصد چینیهایی که در سال 2002 در آمریکا مدرک دکترا گرفتند در سال 2007 هنوز همانجا بودند. این عدد برای هندیها 81 درصد و برای کاناداییها 55درصد را نشان میدهد. در استرالیا هم بیشتر از نصف دارندگان مدرک دکترا در کشور دیگری به دنیا آمدهاند که چینیها سهم قابل توجهی دارند.
علم بدون مرز در برزیل
تعداد برزیلیهایی که برای تحصیل به خارج میروند به مراتب بیشتر از آنهایی است که وارد میشوند. دولت برزیل هم با این ماجرا مشکلی ندارد و در سال 2011 برنامه «علم بدون مرز» را تدوین کرد تا 100هزار دانشجو را برای تحصیل به خارج بفرستد. بیشترین دانشجوهای برزیلی به آمریکا، پرتغال و اسپانیا فرستاده میشوند اما فرار مغزها برای آنها تبدیل به مساله نشده. اغلب برزیلیها بعد از پایان تحصیل به کشورشان برمیگردند و در موقعیتهای کاری بهتری جای میگیرند. اما دانشگاههای آمریکا برای برزیلیها هم وسوسهکننده است. 42درصد برزیلیهایی که در آمریکا درس میخوانند تمایل دارند آنجا بمانند.
دانشجویان مسلمان در مالزی
مالزی در سالهای گذشته سرمایهگذاری زیادی روی آموزش عالی و تعداد دانشجوهای دکترا را به 40هزار نفر رسانده. ایران، اندونزی، پاکستان، نیجریه و عراق بیشترین تعداد دانشجو را در مالزی دارند. قبل از بحران اقتصادی سالهای 1997-98 جنوب شرق آسیا حدود 100هزار دانشجوی مالزیایی خارج از کشور به خصوص انگلیس و آمریکا درس میخواندند اما بعد از بحران دیگر دولت مالزی نتوانست آنها را ساپورت کند و توانش را روی تقویت دانشگاههای داخلی گذاشت. با پیشرفت دانشگاههای این کشور بسیاری از دانشجویان کشورهای مسلمان آسیایی و آفریقایی به دلیل تفاوتهای فرهنگی کمتر و هزینههای پایینتر نسبت به آمریکا و اروپا به این کشور آمدند. حالا در حالی که 80هزار مالزیایی خارج از کشور درس میخوانند، در عوض 100هزار خارجی در مالزی تحصیل میکنند. ماندن در مالزی برای دانشجوهای خارجی دور از ذهن نیست به طوری که 10درصد استادان و کارکنان دانشگاههای مالزی خارجی هستند. بقیه کشورهای مسلمان وضعیت دانشگاهی چندان خوبی ندارند. حدود 80درصد دانشجوهای ارشد و دکترای عرب خارج از کشورهایشان درس میخوانند که نصف آنها به خصوص اهالی شمال آفریقا به کشورهایشان بر نمیگردند. کشورهای عربی هر سال نصف پزشکان، 23درصد مهندسان و 15درصد دانشمندان تازه فارغالتحصیل شده خود را از دست میدهند. سه چهارم این افراد به انگلیس، آمریکا و کانادا مهاجرت میکنند که هزینه سنگینی برای کشورهای عربی و منفعت زیادی برای کشورهای غربی دارد.
مهاجرپذیر نامهربان
همزمان کشورهای مهاجرپذیر با تغییر سیاستهایشان امکان باقی ماندن خارجیها را پایین آوردهاند. کانادا توانسته 24درصد دانشجوهای دکترای خارجی جذب کند اما پیدا کردن شغل برای آنها بسیار سخت است. کانادا هر سال به بیشتر از 1000 فارغالتحصیل دکترا اقامت میدهد اما شرایط برای کار برای کاناداییها بسیار راحتتر از خارجیهاست و درآمد بیشتری دارند. با وجود این دشواریها، 70درصد فارغالتحصیلان خارجی دکترا در کانادا شهروند این کشور میشوند و آنهایی که کانادا را ترک میکنند اغلب به آمریکا میروند.
این مطلب در شماره529 هفتهنامه چلچراغ متشر شده است.